بریدههای کتاب حکمتها و اندرزها N.S 1403/7/18 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 184 علم بدون کار درخت بدون میوه است و کار بدون علم تلاش بیهوده است. علم چراغ است و کار حرکت. چراغ هنگامی مفید است که شخص بخواهد در شب با او حرکت کند. حرکت نیز هنگامی به مقصد میرسد که چراغ باشد و آدمی راه را از بیراهه تمیز بدهد. پس چه سود که یک نفر چراغ داشته باشد اما در گوشهای بنشیند و یک نفر دیگر بی چراغ آهنگ راه رفتن کند. استاد مطهری، حکمتها و اندرزها، ج 2، ص184 0 4 FaMoSa 1403/8/14 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 61 دین در مورد استفاده از غرایزی که در وجود انسان هست مخالفت نمیکند، یعنی نمیگوید انسان باید سرچشمه همه میلها و خواهشهای نفس را با یک ریاضتها و تحمل مشقتهای بخصوص به طور کلی قلع و قمع نماید، زیرا همانطوری که اعضای بدن از قبیل دست و پا و چشم و گوش و قلب و ریه و کبد هر کدام برای یک حکمت خاصی آفریده شده است و اگر نباشد انسان فانی میشود یا خلقتش ناقص میماند، همچنین است غرایز و سرچشمههای میلها و خواهشهای نفسانی انسان، هر یک برای منظور خاصی که در بقا و حیات شخص یا بقا و حیات نوع مؤثر است آفریده شده. همان طوری که در علم وظایفالاعضاء به ثبوت رسیده که در ساختمان جسمانی انسان کوچکترین عضو بیفایده وجود ندارد، در روانشناسی نیز ثابت شده است که در ساختمان روانی و روحی انسان نیز قوّهای نیست که بیثمر باشد و لازم باشد او را از بین برد و قلع و قمع نمود. دین هم چنین دستوری نمیدهد، معنای تقوا هم این نیست. 0 1 FaMoSa 1403/8/14 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 13 با آن که در آن اوقات روابط سیاسی ایران و یونان به واسطه بروز یک سلسله جنگها تیره بوده و ایران خصم یونان به شمار میآمده،در باب ایرانیان و ارزشی که برای مقام ارجمند اخلاق قائلند میگوید: ایرانیان در هر کسی که صفات نیک مییابند به دیده احترام مینگرند، هرچند که دشمنشان باشد. کوروش میگوید: ایرانیان صفات نیک خود را با تمام ثروت شام و آشور برابر نمیکنند. از همه مهمتر و بالاتر شهادت وجود مقدس رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم است به پاک فطرتی ایرانیان، آنجا که میفرماید:لَو کانَ الْعِلْمُ مَنوطا بِالثُّرَیا لَنالَهُ أیدی رِجالٍ مِنْ فارسَ1و بعدها تاریخ گواه این گفتار شد.ایرانیان بیش از سایر ملل از دیانت مقدسه اسلام استقبال کردند و آن را با جان و دل پذیرفتند،هیچ ملتی ـ حتی خود اعراب ـ به این اندازه استقبال نکردند.غالب تألیفات و تصنیفات مفیدی که در رشتههای مختلف علوم اسلامی شده،از ادبیات نثرو نظم،فقه،حدیث،کلام،منطق،فلسفه،به وسیله رجال دانشمند و متدین ایرانی اسلامی شده.مخصوصا ایرانیان از ابتدا به اخلاص و ارادت نسبت به خاندان پیغمبر صلّی الله علیه وآله وآل علی علیهالسلام معروف بودهاند. 0 1 FaMoSa 1403/8/15 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 122 پیغمبر فرمود: «صبر نصف ایمان است» و نیز فرمود: «نسبت صبر و ایمان نسبت سر و بدن است» زیرا که صبر به معنی خودداری و تسلط بر نفس است و منظور از ایمان همین فایده است. اشخاصی که دارای صبر و ثبات و استقامت باشند، دارای شخصیت بزرگ اخلاقی و عظمت روحی خواهند بود. اگر شخص در هنگام رو آوردن ناملایمات از قبیل فقر و مرض و جنگ نتواند صبر کند، خود را پست و زبون [کرده] و شخصیت خود را از دست خواهد داد. یکی از اسرار موفقیت حسین علیهالسلام در منظور مقدس خود صبر و استقامتی است که زنان و فرزندان آن حضرت از خود بروز دادند. چه بسا اشخاصی که کارهای بزرگ انجام دادهاند اما پس از آنها فرزندان و اخلافشان زحمات آنها را به هدر دادهاند. اما از زنان و فرزندان حسین و زنان یاورانش که در حدود شصت نفر بودند و انواع مصیبتها و سختیها دیدند یک کلمه سست یا رفتار مخالف اخلاق دیده نشد و این خود بزرگترین دلیل بر ایمان محکم و تقوا و فضیلت این خانواده است. 0 1 نرگس سادات ژیان اخوان 1403/12/19 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 33 مربی یعنی کسی که متصدی بهداشت روحی جامعه است استاد مطهری، حکمتها و اندرزها، ج 2، ص33 0 1 مشتاق شهادت 1402/12/20 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 203 روزه مشق و تمرین خودداری و پرهیزکاری و تسلط بر نفس است. مشق و تمرین اگر منظم و متوالی باشد آثار شگفت دارد، عادت و ملکه ایجاد میکند استاد مطهری، حکمتها و اندرزها، ج 2، ص203 0 2 خانم کاف🌻 1403/5/16 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 26 سعادتها و موفقیتهایی که نصیب بسیاری از افراد شده و میشود، بیش از آن مقدار که مربوط به استعداد و لیاقت آنها باشد، مربوط به هوشیاری و بیداری و استفاده کردن از فرصتهاست، و همچنین بدبختیها و محرومیتهای دسته دیگر بیشتر به واسطه هدر دادن وقتها و از کف دادن فرصتهاست نه از بیلیاقتی و بیاستعدادی. 0 0 نرگس سادات ژیان اخوان 1403/12/20 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 89 دیگر آن که اساس اصلی سعادتمندی، روحیه عالی و اخلاق فاضله است و اساس بدبختی و بیچارگی رذایل روحی و اعمال ناشایست است و خلاصه منبع و سرچشمه سعادت یا شقاوت در داخل وجود خود مردم است نه در بیرون. 0 1 FaMoSa 1403/8/15 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 162 آفرینش همه تنبیه خداوند دل است دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار که تواند که دهد میوه الوان از چوب یا که داند که برآرد گل صد برگ از خار عقل حیران شود از خوشه زرین عنب فهم عاجز شود از حقّه یاقوت انار پاک و بیعیب خدایی که به تقدیر عزیز ماه و خورشید مسخّر کند و لیل و نهار کوه و دریا و درختان همه در تسبیحاند نه همه مستمعی فهم کند این اسرار 0 3 محدثه حسنی 1403/6/3 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 39 مهمترین و اساسیترین مسائل دینی توحید است که پایه و اساس به شمار میرود. اگر مجموعه احکام و دستورها و اصول و فروع دین را به درختی تشبیه کنیم دارای ریشه و تنه و شاخهها و برگها، توحید را باید ریشه آن درخت بدانیم. 0 1 FaMoSa 1403/8/15 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 93 حکمت یعنی دریافتن حقایق زندگی و راه راست حیات. خدا میفرماید: یؤْتِی الْحِکمَةَ مَنْ یشاءُ وَ مَنْ یؤْتَ الْحِکمَةَ فَقَدْ اُوتِی خَیرآ کثیرآ[1] یعنی خداوند به آن کس که بخواهد حکمت و علم به حقایق امور میآموزد و آن کس که به او حکمت داده شود خیر بسیاری به او داده شده. جهالت که در مقابل حکمت است بر دو قسم است: بسیط و مرکب. جهل بسیط آن است که انسان از مطلبی بیخبر باشد اما خودش به بیخبری و جهالت خود آگاه است. این قسم جهالت چندان خطرناک نیست زیرا مقرون به یک حکمت است، یعنی آگاهی به جهالت و نادانی. میگویند: «لا ادری نصف العلم» یعنی دانایی و اعتراف به این که نمیدانم، خود نیمی از دانایی است. اما جهل مرکب آن است که انسان حقیقت چیزی را نمیداند و یک عقیده غلطی درباره او پیدا کرده و خیال میکند که این موهوم ذهنی او حقیقت امر است. از اینجا به اهمیت نتیجه بعثت پیغمبران الهی میتوان پی برد. 0 1 نرگس سادات ژیان اخوان 1403/12/21 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 130 کلمه آزادی از کلماتی است که این بلا بر سرش آمده. پیش مردمان جاهل، آزادی یعنی پشت پا زدن به حکم محکم عقل و روگرداندن از دین و غوطهور شدن در منجلاب فحشا و رذالت و پستی، آزادی یعنی به هیچ اصلی از اصول محکم اخلاقی پابند نبودن، آزادی یعنی خاموش کردن وجدان و کشتن فطرت و سقوط به حضیض حیوانیت. 0 2 آذر دخـت 1403/6/19 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 86 0 2 FaMoSa 1403/8/15 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 116 صبر در قرآن مجید یک معنا دارد و در نظر مردم عامی معنای دیگری. صبر در قرآن به معنای مقاومت و ایستادگی در برابر انواع شداید و مشکلات است ولی در قاموس مردم عامی به معنای دست روی دست گذاشتن و به انتظار نشستن است. صبر در قرآن جنبه مثبت دارد و اراده و نیرو میخواهد ولی در نظر مردم عادی جنبه منفی دارد، زیرا از خود دفاع نکردن و تسلیم حوادث شدن مظهر بیارادگی و سستی است. 0 4 FaMoSa 1403/8/15 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 130 کلمه آزادی از کلماتی است که این بلا بر سرش آمده. پیش مردمان جاهل، آزادی یعنی پشت پا زدن به حکم محکم عقل و روگرداندن از دین و غوطهور شدن در منجلاب فحشا و رذالت و پستی، آزادی یعنی به هیچ اصلی از اصول محکم اخلاقی پابند نبودن، آزادی یعنی خاموش کردن وجدان و کشتن فطرت و سقوط به حضیض حیوانیت. آری مردمی که از عقل و تحقیق بدورند هر حقیقتی را از هر منبعی بگیرند، چه از منبع دین و اسلامیت و چه از منبع تمدن و تجدد، به بدترین صورتی آن را مسخ میکنند و قلب ماهیت میدهند. برای چنین مردمی به جای آن که کلمه صبر معنای ثبات و استحکام روحی بدهد معنای زبونی و سستی و دست روی دست گذاشتن میدهد، به جای آن که زهد و ترک دنیا معنای علوّ روح و رُقاء نفس بدهد معنای بیکاری و بیعاری و کلّ بر غیر شدن میدهد، کلمه آزادی به جای آن که معنای وارستگی از پستی و از تعلق خاطر به اباطیل و اوهام را بدهد معنای لاابالیگری و غوطهور شدن در منجلاب فحشا و بیعفتی و فساد اخلاق میدهد، و این است که خدا میفرماید: وَ یجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَی الَّذینَ لا یعْقِلونَ. 0 1 آسد عباس 6 روز پیش حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 78 مردن در این است که زنده بمانید و مغلوب و محکوم و محتاج باشید، و زندگی در این است که بمیرید ولی با فتح و ظفر و غلبه امام علی علیه السلام 0 2 N.S 1403/7/17 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 148 اشتباه اصلی فرزند آدم که در جست و جوی سعادت جان به لب رسانیده همین است که تشنگی و احتیاج روح را میخواهد با سیر کردن جسم و بدن تأمین کند، یعنی جست و جوی امر محالی را میکند. درست مثل این است که یک نفر گرسنه باشد و برای سیر شدن او به یک نفر دیگر نان بدهیم : استاد مطهری، حکمتها و اندرزها، ج 2، ص148 0 0 N.S 1403/7/17 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 177 کار سبب میشود که انسان خودش را کشف کند و این مهمترین و بالاترین کشفهاست. استاد مطهری، حکمتها و اندرزها، ج 2، ص177 2 6 محدثه حسنی 1403/6/11 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 75 این قلبِ پر از عجایب و استعداد انسان، بر راه راست آفریده شده، یعنی طوری آفریده شده که بالفطره عادل است نه ظالم، امین است نه خائن، راستگوست نه دروغگو، موحد است نه مشرک. در آثار دینی وارد شده: کلُّ مَوْلودٍ یولَدُ عَلَی الْفِطرَةِ[1] یعنی هر نوزادی بر راه راست آفریده شده، انحرافات و گمراهیها در اثر عوامل خارجی است از تعلیم و تربیتها و القاء و تلقینهای فاسدکننده. 0 3 محدثه حسنی 1403/6/27 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 175 احترام زورمند به خاطر زور نشانه جبن و ترس و یا تملّق و چاپلوسی است و احترام ثروتمند به خاطر ثروتش نشانه طمع و آزمندی است، اما احترام دانشمند به خاطر دانش نشانه دانشخواهی و حقیقتجویی است و احترام پاکدامن و پارسا به خاطر پاکدامنی و پارسایی نشانه علاقه به تقوا و پارسایی است 0 6
بریدههای کتاب حکمتها و اندرزها N.S 1403/7/18 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 184 علم بدون کار درخت بدون میوه است و کار بدون علم تلاش بیهوده است. علم چراغ است و کار حرکت. چراغ هنگامی مفید است که شخص بخواهد در شب با او حرکت کند. حرکت نیز هنگامی به مقصد میرسد که چراغ باشد و آدمی راه را از بیراهه تمیز بدهد. پس چه سود که یک نفر چراغ داشته باشد اما در گوشهای بنشیند و یک نفر دیگر بی چراغ آهنگ راه رفتن کند. استاد مطهری، حکمتها و اندرزها، ج 2، ص184 0 4 FaMoSa 1403/8/14 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 61 دین در مورد استفاده از غرایزی که در وجود انسان هست مخالفت نمیکند، یعنی نمیگوید انسان باید سرچشمه همه میلها و خواهشهای نفس را با یک ریاضتها و تحمل مشقتهای بخصوص به طور کلی قلع و قمع نماید، زیرا همانطوری که اعضای بدن از قبیل دست و پا و چشم و گوش و قلب و ریه و کبد هر کدام برای یک حکمت خاصی آفریده شده است و اگر نباشد انسان فانی میشود یا خلقتش ناقص میماند، همچنین است غرایز و سرچشمههای میلها و خواهشهای نفسانی انسان، هر یک برای منظور خاصی که در بقا و حیات شخص یا بقا و حیات نوع مؤثر است آفریده شده. همان طوری که در علم وظایفالاعضاء به ثبوت رسیده که در ساختمان جسمانی انسان کوچکترین عضو بیفایده وجود ندارد، در روانشناسی نیز ثابت شده است که در ساختمان روانی و روحی انسان نیز قوّهای نیست که بیثمر باشد و لازم باشد او را از بین برد و قلع و قمع نمود. دین هم چنین دستوری نمیدهد، معنای تقوا هم این نیست. 0 1 FaMoSa 1403/8/14 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 13 با آن که در آن اوقات روابط سیاسی ایران و یونان به واسطه بروز یک سلسله جنگها تیره بوده و ایران خصم یونان به شمار میآمده،در باب ایرانیان و ارزشی که برای مقام ارجمند اخلاق قائلند میگوید: ایرانیان در هر کسی که صفات نیک مییابند به دیده احترام مینگرند، هرچند که دشمنشان باشد. کوروش میگوید: ایرانیان صفات نیک خود را با تمام ثروت شام و آشور برابر نمیکنند. از همه مهمتر و بالاتر شهادت وجود مقدس رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم است به پاک فطرتی ایرانیان، آنجا که میفرماید:لَو کانَ الْعِلْمُ مَنوطا بِالثُّرَیا لَنالَهُ أیدی رِجالٍ مِنْ فارسَ1و بعدها تاریخ گواه این گفتار شد.ایرانیان بیش از سایر ملل از دیانت مقدسه اسلام استقبال کردند و آن را با جان و دل پذیرفتند،هیچ ملتی ـ حتی خود اعراب ـ به این اندازه استقبال نکردند.غالب تألیفات و تصنیفات مفیدی که در رشتههای مختلف علوم اسلامی شده،از ادبیات نثرو نظم،فقه،حدیث،کلام،منطق،فلسفه،به وسیله رجال دانشمند و متدین ایرانی اسلامی شده.مخصوصا ایرانیان از ابتدا به اخلاص و ارادت نسبت به خاندان پیغمبر صلّی الله علیه وآله وآل علی علیهالسلام معروف بودهاند. 0 1 FaMoSa 1403/8/15 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 122 پیغمبر فرمود: «صبر نصف ایمان است» و نیز فرمود: «نسبت صبر و ایمان نسبت سر و بدن است» زیرا که صبر به معنی خودداری و تسلط بر نفس است و منظور از ایمان همین فایده است. اشخاصی که دارای صبر و ثبات و استقامت باشند، دارای شخصیت بزرگ اخلاقی و عظمت روحی خواهند بود. اگر شخص در هنگام رو آوردن ناملایمات از قبیل فقر و مرض و جنگ نتواند صبر کند، خود را پست و زبون [کرده] و شخصیت خود را از دست خواهد داد. یکی از اسرار موفقیت حسین علیهالسلام در منظور مقدس خود صبر و استقامتی است که زنان و فرزندان آن حضرت از خود بروز دادند. چه بسا اشخاصی که کارهای بزرگ انجام دادهاند اما پس از آنها فرزندان و اخلافشان زحمات آنها را به هدر دادهاند. اما از زنان و فرزندان حسین و زنان یاورانش که در حدود شصت نفر بودند و انواع مصیبتها و سختیها دیدند یک کلمه سست یا رفتار مخالف اخلاق دیده نشد و این خود بزرگترین دلیل بر ایمان محکم و تقوا و فضیلت این خانواده است. 0 1 نرگس سادات ژیان اخوان 1403/12/19 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 33 مربی یعنی کسی که متصدی بهداشت روحی جامعه است استاد مطهری، حکمتها و اندرزها، ج 2، ص33 0 1 مشتاق شهادت 1402/12/20 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 203 روزه مشق و تمرین خودداری و پرهیزکاری و تسلط بر نفس است. مشق و تمرین اگر منظم و متوالی باشد آثار شگفت دارد، عادت و ملکه ایجاد میکند استاد مطهری، حکمتها و اندرزها، ج 2، ص203 0 2 خانم کاف🌻 1403/5/16 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 26 سعادتها و موفقیتهایی که نصیب بسیاری از افراد شده و میشود، بیش از آن مقدار که مربوط به استعداد و لیاقت آنها باشد، مربوط به هوشیاری و بیداری و استفاده کردن از فرصتهاست، و همچنین بدبختیها و محرومیتهای دسته دیگر بیشتر به واسطه هدر دادن وقتها و از کف دادن فرصتهاست نه از بیلیاقتی و بیاستعدادی. 0 0 نرگس سادات ژیان اخوان 1403/12/20 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 89 دیگر آن که اساس اصلی سعادتمندی، روحیه عالی و اخلاق فاضله است و اساس بدبختی و بیچارگی رذایل روحی و اعمال ناشایست است و خلاصه منبع و سرچشمه سعادت یا شقاوت در داخل وجود خود مردم است نه در بیرون. 0 1 FaMoSa 1403/8/15 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 162 آفرینش همه تنبیه خداوند دل است دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار که تواند که دهد میوه الوان از چوب یا که داند که برآرد گل صد برگ از خار عقل حیران شود از خوشه زرین عنب فهم عاجز شود از حقّه یاقوت انار پاک و بیعیب خدایی که به تقدیر عزیز ماه و خورشید مسخّر کند و لیل و نهار کوه و دریا و درختان همه در تسبیحاند نه همه مستمعی فهم کند این اسرار 0 3 محدثه حسنی 1403/6/3 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 39 مهمترین و اساسیترین مسائل دینی توحید است که پایه و اساس به شمار میرود. اگر مجموعه احکام و دستورها و اصول و فروع دین را به درختی تشبیه کنیم دارای ریشه و تنه و شاخهها و برگها، توحید را باید ریشه آن درخت بدانیم. 0 1 FaMoSa 1403/8/15 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 93 حکمت یعنی دریافتن حقایق زندگی و راه راست حیات. خدا میفرماید: یؤْتِی الْحِکمَةَ مَنْ یشاءُ وَ مَنْ یؤْتَ الْحِکمَةَ فَقَدْ اُوتِی خَیرآ کثیرآ[1] یعنی خداوند به آن کس که بخواهد حکمت و علم به حقایق امور میآموزد و آن کس که به او حکمت داده شود خیر بسیاری به او داده شده. جهالت که در مقابل حکمت است بر دو قسم است: بسیط و مرکب. جهل بسیط آن است که انسان از مطلبی بیخبر باشد اما خودش به بیخبری و جهالت خود آگاه است. این قسم جهالت چندان خطرناک نیست زیرا مقرون به یک حکمت است، یعنی آگاهی به جهالت و نادانی. میگویند: «لا ادری نصف العلم» یعنی دانایی و اعتراف به این که نمیدانم، خود نیمی از دانایی است. اما جهل مرکب آن است که انسان حقیقت چیزی را نمیداند و یک عقیده غلطی درباره او پیدا کرده و خیال میکند که این موهوم ذهنی او حقیقت امر است. از اینجا به اهمیت نتیجه بعثت پیغمبران الهی میتوان پی برد. 0 1 نرگس سادات ژیان اخوان 1403/12/21 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 130 کلمه آزادی از کلماتی است که این بلا بر سرش آمده. پیش مردمان جاهل، آزادی یعنی پشت پا زدن به حکم محکم عقل و روگرداندن از دین و غوطهور شدن در منجلاب فحشا و رذالت و پستی، آزادی یعنی به هیچ اصلی از اصول محکم اخلاقی پابند نبودن، آزادی یعنی خاموش کردن وجدان و کشتن فطرت و سقوط به حضیض حیوانیت. 0 2 آذر دخـت 1403/6/19 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 86 0 2 FaMoSa 1403/8/15 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 116 صبر در قرآن مجید یک معنا دارد و در نظر مردم عامی معنای دیگری. صبر در قرآن به معنای مقاومت و ایستادگی در برابر انواع شداید و مشکلات است ولی در قاموس مردم عامی به معنای دست روی دست گذاشتن و به انتظار نشستن است. صبر در قرآن جنبه مثبت دارد و اراده و نیرو میخواهد ولی در نظر مردم عادی جنبه منفی دارد، زیرا از خود دفاع نکردن و تسلیم حوادث شدن مظهر بیارادگی و سستی است. 0 4 FaMoSa 1403/8/15 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 130 کلمه آزادی از کلماتی است که این بلا بر سرش آمده. پیش مردمان جاهل، آزادی یعنی پشت پا زدن به حکم محکم عقل و روگرداندن از دین و غوطهور شدن در منجلاب فحشا و رذالت و پستی، آزادی یعنی به هیچ اصلی از اصول محکم اخلاقی پابند نبودن، آزادی یعنی خاموش کردن وجدان و کشتن فطرت و سقوط به حضیض حیوانیت. آری مردمی که از عقل و تحقیق بدورند هر حقیقتی را از هر منبعی بگیرند، چه از منبع دین و اسلامیت و چه از منبع تمدن و تجدد، به بدترین صورتی آن را مسخ میکنند و قلب ماهیت میدهند. برای چنین مردمی به جای آن که کلمه صبر معنای ثبات و استحکام روحی بدهد معنای زبونی و سستی و دست روی دست گذاشتن میدهد، به جای آن که زهد و ترک دنیا معنای علوّ روح و رُقاء نفس بدهد معنای بیکاری و بیعاری و کلّ بر غیر شدن میدهد، کلمه آزادی به جای آن که معنای وارستگی از پستی و از تعلق خاطر به اباطیل و اوهام را بدهد معنای لاابالیگری و غوطهور شدن در منجلاب فحشا و بیعفتی و فساد اخلاق میدهد، و این است که خدا میفرماید: وَ یجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَی الَّذینَ لا یعْقِلونَ. 0 1 آسد عباس 6 روز پیش حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 78 مردن در این است که زنده بمانید و مغلوب و محکوم و محتاج باشید، و زندگی در این است که بمیرید ولی با فتح و ظفر و غلبه امام علی علیه السلام 0 2 N.S 1403/7/17 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 148 اشتباه اصلی فرزند آدم که در جست و جوی سعادت جان به لب رسانیده همین است که تشنگی و احتیاج روح را میخواهد با سیر کردن جسم و بدن تأمین کند، یعنی جست و جوی امر محالی را میکند. درست مثل این است که یک نفر گرسنه باشد و برای سیر شدن او به یک نفر دیگر نان بدهیم : استاد مطهری، حکمتها و اندرزها، ج 2، ص148 0 0 N.S 1403/7/17 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 177 کار سبب میشود که انسان خودش را کشف کند و این مهمترین و بالاترین کشفهاست. استاد مطهری، حکمتها و اندرزها، ج 2، ص177 2 6 محدثه حسنی 1403/6/11 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 75 این قلبِ پر از عجایب و استعداد انسان، بر راه راست آفریده شده، یعنی طوری آفریده شده که بالفطره عادل است نه ظالم، امین است نه خائن، راستگوست نه دروغگو، موحد است نه مشرک. در آثار دینی وارد شده: کلُّ مَوْلودٍ یولَدُ عَلَی الْفِطرَةِ[1] یعنی هر نوزادی بر راه راست آفریده شده، انحرافات و گمراهیها در اثر عوامل خارجی است از تعلیم و تربیتها و القاء و تلقینهای فاسدکننده. 0 3 محدثه حسنی 1403/6/27 حکمتها و اندرزها جلد 2 مرتضی مطهری 4.8 3 صفحۀ 175 احترام زورمند به خاطر زور نشانه جبن و ترس و یا تملّق و چاپلوسی است و احترام ثروتمند به خاطر ثروتش نشانه طمع و آزمندی است، اما احترام دانشمند به خاطر دانش نشانه دانشخواهی و حقیقتجویی است و احترام پاکدامن و پارسا به خاطر پاکدامنی و پارسایی نشانه علاقه به تقوا و پارسایی است 0 6