بریدههای کتاب عشق خدا، چرایی و چگونگی امیر حسین رضازاده 1404/2/24 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 35 0 3 محمّد صالحی بابادی 1402/12/19 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 30 سؤال: اگر تنها باید محبّت خدا را در دل نگه داشت، پس با محبّت همسر و فرزند و دوست و رفیق چه کنیم؟ آیا باید این محبّتها را از دل بیرون کنیم؟ سیّدالشهداء علیه السلام واقعاً عاشق حضرت علی اکبر بودند. در غیر این صورت که در روز عاشورا پشت سر علی اکبر اینطور اشک نمیریختند! پس چطور ما میگوییم تنها باید خدا را دوست داشت؟ چگونه ممکن است که قلب انسان خدایی شود امّا محبّت دیگران نیز در قلبش بماند؟ در پایخ باید گفت منظور ما این نیست که انسان باید محبّت غیر خدا را از قلبش بیرون نمایَد، بلکه اگر محبّتی در قلب انسان برای غیر خدا وجود دارد، باید آن محبّت را خدایی کند. فرض کنید فرزند انسان که خیلی او را دوست دارد، به سفر رفته است. ممکن است پدر و مادر گهگاهی عکس او را نگاه کرده و حتّی گریه هم بکنند. آیا در اینجا در دل این پدر و مادر دو محبّت وجود دارد؛ یکی محبّتِ فرزند سفر رفته و دیگری محبّت نسبت به عکس او؟ واقعیّت این است که در دل پدر و مادر تنها یک محبّت وجود دارد و آن محبّت نسبت به خود فرزند است و اگر فرزند بیاید، دیگر انسان با عکس او کاری ندارد. تا وقتی که دستِ پدر و مادر به فرزند نمیرسد، با این عکس همصحبت میشوند و تصویر او را میبوسند و در فراقش گریه میکنند. اولیاء خدا در عالَم تنها خدا را دوست دارند؛ محبّتی که نسبت به سایرین دارند،از این باب است که آنها را آینۀ خدا میبینند، نه اینکه مثل ما آنها را در عَرضِ خدا و جدا از او بدانند. سیّدالشهداء علیه السلام خدا را دوست دارند و از آنجایی که حضرت علی اکبر علیه السلام را شخصیّتی سر تا پا نور و آینۀ صفات الهی میدانند، ایشان را هم دوست دارند. ما هم وظیفه داریم که فرزندمان را دوست داشته باشیم؛ زیرا مخلوقی از مخلوقات الهی و بندهای از بندگان خدا و مسلمان و شیعه است. به همین مقدار که به خدا منسوب است، باید او را دوست داشته باشیم. ما نگفتیم انسان نباید نسبت به غیر خدا محبّت داشته باشد، بلکه گفتیم همۀ محبّتها سر جای خود باشد، امّا استقلال نداشته باشد و در همۀ آنها چاشنی عشق و محبّت خدا وجود داشته باشد؛ یعنی اگر از ما سؤال شد که چرا همسر و فرزندت را دوست داری، در پاسخ بگوییم: چون محبّت به همسر و فرزند، من را به خدا نزدیک میکند. من آنها را به خاطر خدا دوست دارم و اِلّا آنها مِنهای خدا، شأنیّتِ دوست داشتن ندارند. 0 4 شیما آرائیان 1403/11/30 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 89 0 2 محمد حسین آقاجانی 1404/1/3 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 80 کار عشق همان است که امیرالمومنین (ع)می فرمایند : محبت خدا آتشی است که از هیچ چیزی عبور نمیکند مگر آن که آن را میسوزاند... 0 3 سورینام 1404/3/20 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 106 وقتی قلبت خالی شد و بستر وجودت از اضافه ها تهی شد، آن زمان محبت خدا در وجودت میآید و نفست همچون ظرفی برای محبت خدا میشود. 0 3 زَهْــــراٰ 1404/1/12 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 44 تنها راه رسیدن در یک کلمه خلاصه میشود؛"اطاعت و تسلیم" 0 10 زینب نجفی 1403/1/23 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 16 معبود من ! کیست که شیرینی محبت تورا چشیده باشد و به جای تو به دنبال کس دیگری باشد و کیست که با مقام قرب تو انس گرفته باشد و به جای تو کس دیگری را طلب نماید . 0 16 roshan 1404/4/3 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 119 پس امکان دارد که انسان عاشق باشد و مثل حاج قاسم سر بر کوه و بیابان هم بگذارد. به این در و آن در هم بزند، بار مسئولیت هم بکشد، به جامعه خدمت کند و خانهنشین هم نباشد. 0 2 سورینام 1404/3/28 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 133 کسی که محتاج عشق است، در دنیای تنهایی با محرومیتِ عشق میسوزد. 0 4 🇮🇷ܩُطَّܣَܝِܘ🇵🇸 1404/1/2 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 13 0 33 معصومه اسدی 1403/11/18 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 105 لازمه رشد کردن ، بخشیدن است...! 0 8 محمد حسین آقاجانی 1403/12/25 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 29 اگر اراده عالم بالا تحقق پیدا کند بدون اسباب ظاهری هم در این عالم کارها انجام میشود و اگر اراده عالم بالا تعلق نگیرد ، از دست از اسباب ظاهری کاری بر نمیآید... 0 3 سورینام 1404/3/28 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 153 عشق پسندیده است و هر چه بیشتر و شدیدتر شود بهتر است. انسان نباید از عشق عقب نشینی کند. 0 3 سورینام 1404/3/3 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 64 0 3 roshan 1404/4/3 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 118 داشتن دنیا و استفاده از نعمتهای دنیا با تعلّق داشتن نسبت به آن دو مقولهی جداست. 0 2 فاطمه زهرا صالحی نسب 1403/4/9 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 85 0 4 •𝙺𝚑𝚊𝚝𝚎𝚛𝚎𝚑• 1404/1/8 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 34 به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست 0 16 مریم السادات هاشمی 1404/3/1 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 23 خدایا! آن مصیبتی که من شب ها در نزد تو از آن شکایت و گله دارم چیزی نیست جز عشق به خودت. من گرفتاری و بیماری و غصه ام، غصه محبّت است. خوشا به حال عاشقی که ترسان و بیدار است و خواب چشمان او را فرا نمی گیرد و غصه اش را که محبت است با خدا درد دل می کند. [از مناجات های امام حسین] 0 1 سورینام 1404/3/20 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 101 انسان باید از دلبستگی های کلی زندگی دل بکند تا برسد به دلبستگی های جزئی که در زندگی وجود دارد. 0 4 ToronjPolyglot 1404/1/1 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 133 کسی که محتاج عشق است، در دنیای تنهایی با محرومیت عشق می سوزد. 0 3
بریدههای کتاب عشق خدا، چرایی و چگونگی امیر حسین رضازاده 1404/2/24 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 35 0 3 محمّد صالحی بابادی 1402/12/19 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 30 سؤال: اگر تنها باید محبّت خدا را در دل نگه داشت، پس با محبّت همسر و فرزند و دوست و رفیق چه کنیم؟ آیا باید این محبّتها را از دل بیرون کنیم؟ سیّدالشهداء علیه السلام واقعاً عاشق حضرت علی اکبر بودند. در غیر این صورت که در روز عاشورا پشت سر علی اکبر اینطور اشک نمیریختند! پس چطور ما میگوییم تنها باید خدا را دوست داشت؟ چگونه ممکن است که قلب انسان خدایی شود امّا محبّت دیگران نیز در قلبش بماند؟ در پایخ باید گفت منظور ما این نیست که انسان باید محبّت غیر خدا را از قلبش بیرون نمایَد، بلکه اگر محبّتی در قلب انسان برای غیر خدا وجود دارد، باید آن محبّت را خدایی کند. فرض کنید فرزند انسان که خیلی او را دوست دارد، به سفر رفته است. ممکن است پدر و مادر گهگاهی عکس او را نگاه کرده و حتّی گریه هم بکنند. آیا در اینجا در دل این پدر و مادر دو محبّت وجود دارد؛ یکی محبّتِ فرزند سفر رفته و دیگری محبّت نسبت به عکس او؟ واقعیّت این است که در دل پدر و مادر تنها یک محبّت وجود دارد و آن محبّت نسبت به خود فرزند است و اگر فرزند بیاید، دیگر انسان با عکس او کاری ندارد. تا وقتی که دستِ پدر و مادر به فرزند نمیرسد، با این عکس همصحبت میشوند و تصویر او را میبوسند و در فراقش گریه میکنند. اولیاء خدا در عالَم تنها خدا را دوست دارند؛ محبّتی که نسبت به سایرین دارند،از این باب است که آنها را آینۀ خدا میبینند، نه اینکه مثل ما آنها را در عَرضِ خدا و جدا از او بدانند. سیّدالشهداء علیه السلام خدا را دوست دارند و از آنجایی که حضرت علی اکبر علیه السلام را شخصیّتی سر تا پا نور و آینۀ صفات الهی میدانند، ایشان را هم دوست دارند. ما هم وظیفه داریم که فرزندمان را دوست داشته باشیم؛ زیرا مخلوقی از مخلوقات الهی و بندهای از بندگان خدا و مسلمان و شیعه است. به همین مقدار که به خدا منسوب است، باید او را دوست داشته باشیم. ما نگفتیم انسان نباید نسبت به غیر خدا محبّت داشته باشد، بلکه گفتیم همۀ محبّتها سر جای خود باشد، امّا استقلال نداشته باشد و در همۀ آنها چاشنی عشق و محبّت خدا وجود داشته باشد؛ یعنی اگر از ما سؤال شد که چرا همسر و فرزندت را دوست داری، در پاسخ بگوییم: چون محبّت به همسر و فرزند، من را به خدا نزدیک میکند. من آنها را به خاطر خدا دوست دارم و اِلّا آنها مِنهای خدا، شأنیّتِ دوست داشتن ندارند. 0 4 شیما آرائیان 1403/11/30 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 89 0 2 محمد حسین آقاجانی 1404/1/3 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 80 کار عشق همان است که امیرالمومنین (ع)می فرمایند : محبت خدا آتشی است که از هیچ چیزی عبور نمیکند مگر آن که آن را میسوزاند... 0 3 سورینام 1404/3/20 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 106 وقتی قلبت خالی شد و بستر وجودت از اضافه ها تهی شد، آن زمان محبت خدا در وجودت میآید و نفست همچون ظرفی برای محبت خدا میشود. 0 3 زَهْــــراٰ 1404/1/12 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 44 تنها راه رسیدن در یک کلمه خلاصه میشود؛"اطاعت و تسلیم" 0 10 زینب نجفی 1403/1/23 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 16 معبود من ! کیست که شیرینی محبت تورا چشیده باشد و به جای تو به دنبال کس دیگری باشد و کیست که با مقام قرب تو انس گرفته باشد و به جای تو کس دیگری را طلب نماید . 0 16 roshan 1404/4/3 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 119 پس امکان دارد که انسان عاشق باشد و مثل حاج قاسم سر بر کوه و بیابان هم بگذارد. به این در و آن در هم بزند، بار مسئولیت هم بکشد، به جامعه خدمت کند و خانهنشین هم نباشد. 0 2 سورینام 1404/3/28 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 133 کسی که محتاج عشق است، در دنیای تنهایی با محرومیتِ عشق میسوزد. 0 4 🇮🇷ܩُطَّܣَܝِܘ🇵🇸 1404/1/2 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 13 0 33 معصومه اسدی 1403/11/18 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 105 لازمه رشد کردن ، بخشیدن است...! 0 8 محمد حسین آقاجانی 1403/12/25 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 29 اگر اراده عالم بالا تحقق پیدا کند بدون اسباب ظاهری هم در این عالم کارها انجام میشود و اگر اراده عالم بالا تعلق نگیرد ، از دست از اسباب ظاهری کاری بر نمیآید... 0 3 سورینام 1404/3/28 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 153 عشق پسندیده است و هر چه بیشتر و شدیدتر شود بهتر است. انسان نباید از عشق عقب نشینی کند. 0 3 سورینام 1404/3/3 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 64 0 3 roshan 1404/4/3 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 118 داشتن دنیا و استفاده از نعمتهای دنیا با تعلّق داشتن نسبت به آن دو مقولهی جداست. 0 2 فاطمه زهرا صالحی نسب 1403/4/9 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 85 0 4 •𝙺𝚑𝚊𝚝𝚎𝚛𝚎𝚑• 1404/1/8 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 34 به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست 0 16 مریم السادات هاشمی 1404/3/1 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 23 خدایا! آن مصیبتی که من شب ها در نزد تو از آن شکایت و گله دارم چیزی نیست جز عشق به خودت. من گرفتاری و بیماری و غصه ام، غصه محبّت است. خوشا به حال عاشقی که ترسان و بیدار است و خواب چشمان او را فرا نمی گیرد و غصه اش را که محبت است با خدا درد دل می کند. [از مناجات های امام حسین] 0 1 سورینام 1404/3/20 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 101 انسان باید از دلبستگی های کلی زندگی دل بکند تا برسد به دلبستگی های جزئی که در زندگی وجود دارد. 0 4 ToronjPolyglot 1404/1/1 عشق خدا، چرایی و چگونگی محمدحسن وکیلی 4.6 30 صفحۀ 133 کسی که محتاج عشق است، در دنیای تنهایی با محرومیت عشق می سوزد. 0 3