محمّد صالحی بابادی

محمّد صالحی بابادی

بلاگر
@msalehi77

126 دنبال شده

135 دنبال کننده

            طلبهٔ حوزهٔ علمیه قم
          
https://elmnet.ir/eid/V-0090-3858
n_val_ghalam

یادداشت‌ها

نمایش همه
        فرصتی دست داد تا بتوانم این کتاب وزین را مطالعه کنم. دعای هفتم صحیفۀ سجّادیّه از دعاهای رایج در زمان همه‌گیری ویروس کرونا بود. در آن زمان، این دعا را بدون آنکه شرحی از آن مطالعه کنم، می‌خواندم؛ ولی با مطالعۀ این کتاب، توانستم متوجّه شوم که چه معارف عمیقی در این دعای کوتاه نهفته است. نمی‌توانم ادّعا کنم که معارفِ عمیق این دعا را ادراک کرده‌ام؛ ولی حدّاقل می‌توانم بگویم این را متوجّه شده‌ام که معارفی ژرف در این دعا نهفته شده (هرچند کسی همچون من، عُمقِ این متن را متوجّه نشود).
نویسندۀ محترم در این کتاب، تلاش دارد که معارفی که در این دعا وجود دارد و بر آن‌ها تأکید شده را به مخاطب نشان دهد. از این جهت، معارف اعتقادی و اخلاقی عمیقی در این دعا وجود دارد؛ از جمله در بارۀ توحید و رابطه با خدا و نحوۀ نیایش با او.
به نظر می‌رسد این کتاب می‌تواند نمونۀ خوبی باشد برای اینکه به دیگران نشان دهیم در ادعیّۀ گران‌قدرِ ما، چه معارف والایی نهفته است. به امید آنکه به مرور، بیشتر با ادعیه و معارفِ موجود در آن‌ها آشنا شویم.
      

6

        قصد داشتم این کتاب را در ایّام فاطمیّه مطالعه کنم. به‌جهت برنامه‌هایی که در آن زمان برایم پیش آمد، مطالعۀ این کتاب هم دچار تأخیر شد. امروز توانستم فرصتی برای مطالعۀ این کتاب کنار بگذارم.
همان‌گونه که از نام این کتاب پیداست، این کتاب بر فعّالیّت‌های حضرت زهرا(س) پس از درگذشت پیامبر(ص) تأکید دارد. برای به‌دست آوردن تحلیلی صحیح از ماجراهای آن زمان، نویسنده تنها به ذکر وقایع بسنده نکرده، بلکه نگاهی به گروه‌های موجود در جامعۀ اسلامیِ پس از پیامبر(ص) دارد. نویسنده از سویی نگاه به اهداف حرکت حضرت زهرا(س) دارد و از سوی دیگر، نگاهی به عوامل دشمنی بعضی از گروه‌های آن زمان، با حضرت زهرا(س).
مسئلۀ دیگری که نویسنده گاهی به آن گریزی می‌زند، علّتِ تفاوت ظاهری در عملکرد حضرت زهرا(س) و امیرالمؤمنین(ع) است که باعث شبهه در ذهن بعضی از افراد شده.
در فصل پنجم (فصل یکی مانده به آخرِ کتاب)، نویسنده عنصر مظلومیّت و جایگاه آن در نگاه مذهب تشیّع را بررسی می‌کند. در نگاه وی، مظلومیّت عنصری است که حضرت زهرا(س) در حرکت خویش از آن استفاده کرده.
در فصل ششم که فصل نهایی کتاب است، نویسنده به نقد و بررسی بعضی از احادیث معروف دربارۀ فضائل حضرت زهرا(س) گریز زده. بعضی از این احادیث، بسیار معروف هستند؛ ولی از نگاه نویسنده، این احادیث دچار اشکال محتوایی هستند و احتمال زیادی وجود دارد که این احادیث، ساخته و پرداختۀ دست‌هایی باشد که قصد داشتند حرکت حضرت زهرا(س) را ضعیف کنند.
مطالعۀ این کتاب را به افرادِ علاقه‌مند به تاریخ اسلام و سیرۀ معصومان و تاریخ تحلیلی توصیه می‌کنم.
      

7

        این کتاب، شاملِ پنج رساله می‌شود (برعکس آنچه که در پشت کتاب نوشته شده که از چهار رساله تشکیل شده). یک رساله شاملِ پاسخ شیخ مفید به پرسش‌هایی است که برای وی فرستاده شده و این پرسش‌ها، رنگ و بوی مهدویّت داشته. چهار رسالۀ دیگر، در بخش دوم کتاب ذکر شده و آن‌ها نیز دربارۀ امام زمان(عج) هستند.
آنچه دربارۀ کتاب به ذهن می‌آید، آن است که شیخ مفید با استفاده از دلیل و استدلال و با دوری از فحش و دشنام، به خوبی توانسته در مسئلۀ مهدویّت از عقیدۀ تشیّع دفاع کند و به نظر می‌رسد امروزه نیز به این روش احتیاج زیادی وجود دارد، برعکس آنکه بعضی از افراد اوجِ تلاش خویش را در این خرج کرده‌اند که به مخالفان مذهبی خویش فحش و دشنام دهند.
از نظر چاپ، اشکال‌هایی به این نسخه وارد است؛ از جمله آنکه برای بعضی از احادیث، منبعی در پاورقی ذکر نشده و شایسته بود که دست‌اندرکاران، به این اهتمام ورزند. نکتۀ خیلی منفی در این کتاب، آن است که هیچ فهرستی از منابع در پایان کتاب درج نشده!
نگارندۀ این یادداشت امیدوار است که این اشکالات در چاپ‌های بعدی اصلاح شود. إن‌شاءاللّٰه.
      

4

باشگاه‌ها

این کاربر هنوز عضو باشگاهی نیست.

بریده‌های کتاب

نمایش همه
بریدۀ کتاب

صفحۀ 408

اگر [شاگرد] می‌خواهد نوشتار و کتابی را در دسترس استاد قرار دهد، باید آن را به صورتی آماده برای باز کردن و خواندن، به استاد تقدیم کند تا او به برگرداندن و وارونه ساختنِ آن نیازی پیدا نکند [یعنی به صورت سر و ته به استاد تقدیم نکند]. اگر هدف شاگرد در تقدیم نوشته و کتاب به استاد، چنان باشد که استاد، جای معیّنی از آن را باز کند و بدان بنگرد، باید در حین تقدیم آن به استاد، کتاب را -به صورت باز و آماده- در اختیار او قرار دهد، و جای مطالعه و نگاه‌کردن استاد را نیز مشخص کند. شاگرد نباید هیچ‌چیز -اعمّ از کتاب یا برگ کاغذ و امثال آن- را به طرف استاد پرت کند و نزد او بیندازد. اگر میان او و استادش فاصله‌ای باشد، دستش را به طرف استاد دراز نکند [بلکه خود را به او نزدیک ساخته و و اخذ (گرفتن) و اعطاء (دادن) خود را توأم با ادب و نزاکت انجام دهد]. و همچنین در صورت فاصله داشتن با استاد، او‌را وادار نسازد که دستش را برای اخذ یا اعطاء چیزی، دراز کند، بلکه او باید از جای خود برخیزد و به طرف استاد برود... . اگر شاگرد -برای گرفتن و یا دادن چیزی به استاد- از جای خویش بر می‌خیزد، و یا نزدیک او و در برابرش جلوس می‌کند، نباید خود را زیاده از حد به او نزدیک کند. او نباید دست یا پا و یا عضوی از اندام و یا لباس خود را بر روی لباس و یا بساط و مَسنَدِ استاد و امثال آن قرار دهد.

3

فعالیت‌ها

فعالیتی یافت نشد.