بریدههای کتاب قلمرو خلافکاران 𝔃𝓪𝓱𝓻𝓪 6 روز پیش قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 69 حقیقت وحشتناک بهتر از دروغ های دلگرم کنند بود. 3 14 𝔃𝓪𝓱𝓻𝓪 6 روز پیش قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 209 ترس مثل ققنوس میمونه. میتونی هزار بار سوختنش رو تماشا کنی. ولی همیشه برمیگرده. 0 17 𝓐 𝓯𝓪𝓮𝓻𝓲𝓮☆ 1404/4/25 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 509 و بعد مردیم. هردوتامون، به شکل های مختلف. ولی فقط یکی از ما دوباره متولد شد 3 10 𝔃𝓪𝓱𝓻𝓪 1404/5/28 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 63 فقط احمقها نمیترسند. باید با ترس روبرو بشیم. با این مهمون غیرمنتظره روبرو بشیم و ببینیم چه حرفایی واسه گفتن داره. وقتی ترس از راه میرسه، قراره یه اتفاقی بیفته. 0 23 𝔃𝓪𝓱𝓻𝓪 1404/5/23 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 41 هیولاهای خیلی بد هیچ وقت شبیه هیولا نیستن. _ کز برکر. 0 26 𝔃𝓪𝓱𝓻𝓪 دیروز قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 321 وقتی شانسی برای برنده شدن نداری، بازی را عوض میکنی. -اینژ. 0 14 فرشته سجادی فر 1402/10/1 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 207 ولی ون اک چیزی از او را گرفته بود. دیگه به دردش نمیخورم. کلماتی که از نقطهای پنهانی در درونش برآمده بودند،حقیقتی که دیگر نمی توانست دانستن آن را انکار کند.باید خوشحال میشد.حقایق وحشتناک بهتر از درپغهای مهربانانه بودند. 0 4 سپیده 1403/12/18 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 306 وقتی نمیتوان دری را باز کرد، باید یک در جدید ساخت. 0 0 سپیده 1403/12/18 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 308 «چون خوندن بلد نیستی ضعیف نیستی. ضعیفی چون میترسی مردم نقطه ضعفت رو ببینن. اجازه میدی شرمساری شخصیتت رو تعریف کنه. ما میتونیم هر درد و رنجی رو تحمل کنیم. ولی این خجالته که انسان رو درسته میخوره». "کز" 0 0 setiya 1402/8/11 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 62 《توجه کردین که همه ی مردم شهر یا دنبالمونن یا از دستمون عصبانی ان یا میخوان بکشنمون؟ 》 کز گفت《 که چی؟》 《خب قبلا نصف شهر بود. 》 0 20 saleh 1403/12/25 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 514 اسپویل : <اینژ، من فقط یکبار می تونم پسر پکا رو بکشم ولی خودش میتونه مرگشو هزار بار تصور کنه> 0 0 مآریَنا گلد؛🇮🇷 1403/12/30 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 325 کز گفت : « اشتباهت همینجاست.من کینهرو فقط به دل نمیگیرم.بغلش میکنم.لوسش میکنم.بهش غذا میدم و به بهترین مدارس میفرستمش.من کینههام رو پرورش میدم،رولینز.» 0 11 آرتمیس 1403/10/15 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 306 وقتی نمی توان دری را باز کرد باید یک در جدید ساخت. 0 9 آرتمیس 1403/10/15 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 63 باید با ترس روبه رو بشیم ، با این مهمون غیرمنتظره روبرو شیم و ببینیم چه حرفایی واسه گفتن داره وقتی ترس از راه میرسه ، قراره یه اتفاقی بیوفته. 0 2 saleh 1403/12/25 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 530 <بدرود. امیدوارم تا وقتی میام پیشت دیِل نگهدارت باشه.> 0 1 saleh 1403/12/25 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 392 <بخشش چیزی نیست که از بقیه طلب کنی، کز باید به دستش بیاری.> 0 3 saleh 1403/12/23 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 325 من کینه رو فقط به دل نمیگیرم. بغلش میکنم. لوسش میکنم بهش غذا میدم و به بهترین مدارس میفرستمش. من کینههام رو پرورش میدم،رولینز. 0 0 آرتمیس 1403/10/15 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 41 بزار یه رازی رو بهت بگم هانا،هیولا های خیلی بد هیچ وقت شبیه هیولا نیستن. 0 2 saleh 1403/12/23 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 205 <جوری زخمیش میکنم که هیچ وقت نشه درستش کرد. کاری میکنم هیچوقت کمر راست نکنه. از اون زخمایی که هیچوقت خوب نمیشن.> <از همونایی که خودت تحمل کردی؟> <اره> 0 2 آرتمیس 1403/10/15 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 69 حقیقت وحشتناک بهتر از دروغ های دلگرم کننده بود. 0 1
بریدههای کتاب قلمرو خلافکاران 𝔃𝓪𝓱𝓻𝓪 6 روز پیش قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 69 حقیقت وحشتناک بهتر از دروغ های دلگرم کنند بود. 3 14 𝔃𝓪𝓱𝓻𝓪 6 روز پیش قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 209 ترس مثل ققنوس میمونه. میتونی هزار بار سوختنش رو تماشا کنی. ولی همیشه برمیگرده. 0 17 𝓐 𝓯𝓪𝓮𝓻𝓲𝓮☆ 1404/4/25 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 509 و بعد مردیم. هردوتامون، به شکل های مختلف. ولی فقط یکی از ما دوباره متولد شد 3 10 𝔃𝓪𝓱𝓻𝓪 1404/5/28 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 63 فقط احمقها نمیترسند. باید با ترس روبرو بشیم. با این مهمون غیرمنتظره روبرو بشیم و ببینیم چه حرفایی واسه گفتن داره. وقتی ترس از راه میرسه، قراره یه اتفاقی بیفته. 0 23 𝔃𝓪𝓱𝓻𝓪 1404/5/23 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 41 هیولاهای خیلی بد هیچ وقت شبیه هیولا نیستن. _ کز برکر. 0 26 𝔃𝓪𝓱𝓻𝓪 دیروز قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 321 وقتی شانسی برای برنده شدن نداری، بازی را عوض میکنی. -اینژ. 0 14 فرشته سجادی فر 1402/10/1 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 207 ولی ون اک چیزی از او را گرفته بود. دیگه به دردش نمیخورم. کلماتی که از نقطهای پنهانی در درونش برآمده بودند،حقیقتی که دیگر نمی توانست دانستن آن را انکار کند.باید خوشحال میشد.حقایق وحشتناک بهتر از درپغهای مهربانانه بودند. 0 4 سپیده 1403/12/18 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 306 وقتی نمیتوان دری را باز کرد، باید یک در جدید ساخت. 0 0 سپیده 1403/12/18 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 308 «چون خوندن بلد نیستی ضعیف نیستی. ضعیفی چون میترسی مردم نقطه ضعفت رو ببینن. اجازه میدی شرمساری شخصیتت رو تعریف کنه. ما میتونیم هر درد و رنجی رو تحمل کنیم. ولی این خجالته که انسان رو درسته میخوره». "کز" 0 0 setiya 1402/8/11 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 62 《توجه کردین که همه ی مردم شهر یا دنبالمونن یا از دستمون عصبانی ان یا میخوان بکشنمون؟ 》 کز گفت《 که چی؟》 《خب قبلا نصف شهر بود. 》 0 20 saleh 1403/12/25 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 514 اسپویل : <اینژ، من فقط یکبار می تونم پسر پکا رو بکشم ولی خودش میتونه مرگشو هزار بار تصور کنه> 0 0 مآریَنا گلد؛🇮🇷 1403/12/30 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 325 کز گفت : « اشتباهت همینجاست.من کینهرو فقط به دل نمیگیرم.بغلش میکنم.لوسش میکنم.بهش غذا میدم و به بهترین مدارس میفرستمش.من کینههام رو پرورش میدم،رولینز.» 0 11 آرتمیس 1403/10/15 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 306 وقتی نمی توان دری را باز کرد باید یک در جدید ساخت. 0 9 آرتمیس 1403/10/15 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 63 باید با ترس روبه رو بشیم ، با این مهمون غیرمنتظره روبرو شیم و ببینیم چه حرفایی واسه گفتن داره وقتی ترس از راه میرسه ، قراره یه اتفاقی بیوفته. 0 2 saleh 1403/12/25 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 530 <بدرود. امیدوارم تا وقتی میام پیشت دیِل نگهدارت باشه.> 0 1 saleh 1403/12/25 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 392 <بخشش چیزی نیست که از بقیه طلب کنی، کز باید به دستش بیاری.> 0 3 saleh 1403/12/23 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 325 من کینه رو فقط به دل نمیگیرم. بغلش میکنم. لوسش میکنم بهش غذا میدم و به بهترین مدارس میفرستمش. من کینههام رو پرورش میدم،رولینز. 0 0 آرتمیس 1403/10/15 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 41 بزار یه رازی رو بهت بگم هانا،هیولا های خیلی بد هیچ وقت شبیه هیولا نیستن. 0 2 saleh 1403/12/23 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 205 <جوری زخمیش میکنم که هیچ وقت نشه درستش کرد. کاری میکنم هیچوقت کمر راست نکنه. از اون زخمایی که هیچوقت خوب نمیشن.> <از همونایی که خودت تحمل کردی؟> <اره> 0 2 آرتمیس 1403/10/15 قلمرو خلافکاران لی باردوگو 4.7 24 صفحۀ 69 حقیقت وحشتناک بهتر از دروغ های دلگرم کننده بود. 0 1