بریده کتابهای ایکه باگ モタハレ🇵🇸 1403/11/5 ایکه باگ جی. کی. رولینگ 4.2 31 صفحۀ 64 0 2 モタハレ🇵🇸 1403/11/6 افسانه ی ایکاباگ جی. کی. رولینگ 4.2 31 صفحۀ 71 0 2 🇵🇸زهرا سادات گوهری🇵🇸 1403/11/9 ایکه باگ جی. کی. رولینگ 4.2 31 صفحۀ 197 ((اوه، اولین چیزی که آدم تو مدرسهی آشپزی یاد میگیره، اینه که کیک و کلوچهی بهترین شیرینیپزها هم ممکنه بسوزه یا خمیر بشه. آنوقت باید آستینها را بالا زد و از اول شروع کرد. آه و ناله چیزی رو درست نمیکنه!)) 9 17 °•zari•° 1403/10/28 افسانه ی ایکاباگ جی. کی. رولینگ 4.2 31 صفحۀ 319 دروغ روی دروغ!وقتی شروع به دروغ گفتن کنید،باید ادامه دهید. رفتهرفته شبیه ناخدای زهواردررفته میشوید که مدام باید حفره های جدید بدنهی کشتی را بگیرد تا غرق نشود. 0 10 میلاد تقیزاده 1403/10/5 افسانه ی ایکاباگ جی. کی. رولینگ 4.2 31 صفحۀ 232 بعضی وقتها - نمیدانم چطور - آدمهایی که کیلومترها دور از هم زندگی میکنند، انگار میفهمند که وقتش رسیده دست به کار شوند. 0 2 🇵🇸زهرا سادات گوهری🇵🇸 1403/11/8 ایکه باگ جی. کی. رولینگ 4.2 31 صفحۀ 114 گاهی وقتها، دو نفر میتوانند در یک نگاه حرفهایی را بزنند که دیگران به عمرشان نتوانستهاند با کلمات به هم بگویند. 0 11 زهرا پارسا 1403/10/20 افسانه ی ایکاباگ جی. کی. رولینگ 4.2 31 صفحۀ 319 0 15 🇵🇸زهرا سادات گوهری🇵🇸 1403/11/9 ایکه باگ جی. کی. رولینگ 4.2 31 صفحۀ 166 اما چندان آسان نبود که پدر و مادر کسی فقط در قلبش باشند، آن هم وقتی تنها آرزویش این بود که برگردند و در آغوشش بگیرند. 3 19 Vanda ; ☆ 1403/11/9 افسانه ی ایکاباگ جی. کی. رولینگ 4.2 31 صفحۀ 319 دروغ روی دروغ! وقتی شروع به دروغ گفتن کنید، باید ادامه دهید. رفتهرفته شبیه ناخدای کشتی زهواردررفته میشوید که مدام باید حفرههای جدید بدنهی کشتی را بگیرد تا غرق نشود. 0 6 🇵🇸زهرا سادات گوهری🇵🇸 1403/11/9 ایکه باگ جی. کی. رولینگ 4.2 31 صفحۀ 171 اما آن شب آرزو میکرد ایکاش خودش هم به وجود هیولای باتلاق باور داشت، نه به وجود شرارت انسانی، که از اعماق نگاه اسپیتلورث به او زل زده بود. 0 14 حلما آقاسی 1403/10/20 افسانه ی ایکاباگ جی. کی. رولینگ 4.2 31 صفحۀ 171 0 16 زینب دیّانی 🇵🇸🇮🇷 1403/11/7 افسانه ی ایکاباگ جی. کی. رولینگ 4.2 31 صفحۀ 8 0 6 زهرا پارسا 1403/10/19 افسانه ی ایکاباگ جی. کی. رولینگ 4.2 31 صفحۀ 251 0 12
بریده کتابهای ایکه باگ モタハレ🇵🇸 1403/11/5 ایکه باگ جی. کی. رولینگ 4.2 31 صفحۀ 64 0 2 モタハレ🇵🇸 1403/11/6 افسانه ی ایکاباگ جی. کی. رولینگ 4.2 31 صفحۀ 71 0 2 🇵🇸زهرا سادات گوهری🇵🇸 1403/11/9 ایکه باگ جی. کی. رولینگ 4.2 31 صفحۀ 197 ((اوه، اولین چیزی که آدم تو مدرسهی آشپزی یاد میگیره، اینه که کیک و کلوچهی بهترین شیرینیپزها هم ممکنه بسوزه یا خمیر بشه. آنوقت باید آستینها را بالا زد و از اول شروع کرد. آه و ناله چیزی رو درست نمیکنه!)) 9 17 °•zari•° 1403/10/28 افسانه ی ایکاباگ جی. کی. رولینگ 4.2 31 صفحۀ 319 دروغ روی دروغ!وقتی شروع به دروغ گفتن کنید،باید ادامه دهید. رفتهرفته شبیه ناخدای زهواردررفته میشوید که مدام باید حفره های جدید بدنهی کشتی را بگیرد تا غرق نشود. 0 10 میلاد تقیزاده 1403/10/5 افسانه ی ایکاباگ جی. کی. رولینگ 4.2 31 صفحۀ 232 بعضی وقتها - نمیدانم چطور - آدمهایی که کیلومترها دور از هم زندگی میکنند، انگار میفهمند که وقتش رسیده دست به کار شوند. 0 2 🇵🇸زهرا سادات گوهری🇵🇸 1403/11/8 ایکه باگ جی. کی. رولینگ 4.2 31 صفحۀ 114 گاهی وقتها، دو نفر میتوانند در یک نگاه حرفهایی را بزنند که دیگران به عمرشان نتوانستهاند با کلمات به هم بگویند. 0 11 زهرا پارسا 1403/10/20 افسانه ی ایکاباگ جی. کی. رولینگ 4.2 31 صفحۀ 319 0 15 🇵🇸زهرا سادات گوهری🇵🇸 1403/11/9 ایکه باگ جی. کی. رولینگ 4.2 31 صفحۀ 166 اما چندان آسان نبود که پدر و مادر کسی فقط در قلبش باشند، آن هم وقتی تنها آرزویش این بود که برگردند و در آغوشش بگیرند. 3 19 Vanda ; ☆ 1403/11/9 افسانه ی ایکاباگ جی. کی. رولینگ 4.2 31 صفحۀ 319 دروغ روی دروغ! وقتی شروع به دروغ گفتن کنید، باید ادامه دهید. رفتهرفته شبیه ناخدای کشتی زهواردررفته میشوید که مدام باید حفرههای جدید بدنهی کشتی را بگیرد تا غرق نشود. 0 6 🇵🇸زهرا سادات گوهری🇵🇸 1403/11/9 ایکه باگ جی. کی. رولینگ 4.2 31 صفحۀ 171 اما آن شب آرزو میکرد ایکاش خودش هم به وجود هیولای باتلاق باور داشت، نه به وجود شرارت انسانی، که از اعماق نگاه اسپیتلورث به او زل زده بود. 0 14 حلما آقاسی 1403/10/20 افسانه ی ایکاباگ جی. کی. رولینگ 4.2 31 صفحۀ 171 0 16 زینب دیّانی 🇵🇸🇮🇷 1403/11/7 افسانه ی ایکاباگ جی. کی. رولینگ 4.2 31 صفحۀ 8 0 6 زهرا پارسا 1403/10/19 افسانه ی ایکاباگ جی. کی. رولینگ 4.2 31 صفحۀ 251 0 12