فادیا.

فادیا.

@ladyyef
عضویت

شهریور 1404

8 دنبال شده

0 دنبال کننده

یادداشت‌ها

فادیا.

فادیا.

22 ساعت پیش

        نمی تونم بگم با این کتاب از مرگ نمی ترسم.
اما می دونم مرگ برای من و همه رخ خواهد داد.
ایوان ایلیچ و داستان زندگیش خیلی خوب بیگانگی انسان رو با مرگ به تصویر و کلمه در آورد.
میشه خیلی چیزها از کتاب فهمید، در عین حال که داری داستان زندگی ایوان ایلیچ رو می خونی. اما وقتی میخونی می فهمی که چقدر حرفها و جزئیات پنهانن توی هر رفتار و پاراگراف.
ایوان ایلیچ به شک افتاد که آیا تمام زندگی من راه اشتباهی رو در پیش گرفتم؟
چقدر خوبه به این فکر کنیم که راه های عامه پسند رو نریم، راه هایی بریم که ما هم از اون لذت ببریم.
مثل پیوتر ایوانوویچ مرگ رو مختص به فردی که مرده ندونیم، در مارو هم می زنه و در نهایت هیچکس نمی تونه ازش فرار کنه.
مرگ ایوان ایلیچ با پروسه ی بیماری طولانی و عذاب آورش گذشت، و نشون داد که چقدر مرگ شیوه های مختلفی داره.
چقدر می تونه برای هر کسی متفاوت باشه.
این غم انگیزه، وقتی میمیریم بعد از سوگ ما و درست در مراحل اولیه ی از دست دادن یه شخص اطرافیان باز هم به فکر خودشون هستن. به فکر سود و منفعتشون.
از تک تک ثانیه هامون لذت ببریم، با عزت و آبرومندی زندگی کنیم اما نه طوری که به خودمون لذتی ندیم. من راهی که زندگی ایوان ایلیچ پیش رفت رو دوست ندارم.
زندگی تکراری و بی نشاطی داشت.
درسته که اسم کتاب مرگ ایوان ایلیچه، اما اینجا به ما یاد آوری میکنه ما همذات پنداری کنیم باهاش و میتونه جای اون هرکسی باشه،
نا میرا نیستیم، خواهیم رفت.
روزی هممون روحی پر کشیده خواهیم بود، پس خوندن این کتاب یه نقطه مثبتی داشت که حداقل کمی حس اون شخص رو داشته باشیم.
حقیقتو باید بپذیریم هر چقدر تلخ باشه، بلاخره یه روزی این تن خاموش میشه و رنگ مون سرد و بی روح میشه درست طوری که باید یه آدم مرده باشه.
خیلی دوس داشتم کامل بنویسم متنی که نوشتم و زیاده، اما مقداری اسپویل داره و با جزئیات نوشتم.
      

4

فادیا.

فادیا.

23 ساعت پیش

        رنج بخش جداناپذیر زندگی انسان هاست و باید از رنج ها معنایی رو پیدا کنیم، شاید امید و ادامه دادن بتونه مارو رها کنه از بند رنج 
شرایط اردوگاه کار اجباری باعث شد نویسنده به ناچار رنج مختلفی رو متحمل بشه و جستجوی معنا رو در پیش بگیره
عادت از ناچاری شکل می گیره و ما گاهی اوقات از اجبار و ناچار بودن عادت رو می پذیریم
امید برای ادامه باعث میشه شرایط و رنج رو تحمل کنیم و به ادامه دادن فکر کنیم، ادامه دادن برای دستیابی به چیزهایی که میخواییم و نداشتیم یا از دست شون دادیم.
توی اردوگاه نویسنده متوجه شد چیزی جز خودش و جسمش براش نمونده
این به ما نشون میده که وقتی خیلی چیز ها رو از دست میدیم و شرایط از حالت طبیعی و عادی به حالت غیر قابل تحملی تبدیل میشه ما به بقا و ادامه فکر می کنیم.
توی اردوگاه نویسنده با تعریف اوضاع اونموقع به ما با مثال و دید خودش معنایی که خودش فهمیده رو توضیح میده و این خودش اسم کتاب رو خیلی برجسته میکنه و به ما می گه که ما با خوندنش معنای مختلفی که فهمیدیم رو متوجه میشیم.

درسته که نویسنده تعریف مشخصی از معنا رو ننوشته اما در مثال ها و داستان هایی که گفته میشه اون معنایی که میخواد انتقال بده به بقیه رو دید،
نویسنده خودش هم انسانی در جستجوی معنا بوده چه در اردوگاه کار اجباری چه بعد از نوشتن کتاب و چه قبل از نوشتن کتاب.

سه تا مورد رو میگه که به نظرم این سه تا مورد هم بستگی به دید ما دارن
انجام یه کار سودمند میتونه هر کاری باشه
مثلا میتونه مثل خوندن یه کتاب باشه برای یه نفر، یا صحبت با والدین باشه برای دیگری
میتونه برای یه نفر دیگه این معنا رو داشته باشه که کار کنه و برای نویسنده کار سودمند در جستجوی معنا بودن و نوشتن این کتاب بوده.
من چیزی که از این کتاب فهمیدم این بود که نویسنده پشت هر جمله ای که گفته یا پیشنهادی که داده برای یافتن معنا، معنایی نهفته بوده که بستگی به دید فرد خواننده داره
در نهایت معنایی که دریافت میکنیم به طرز فکر و تجربیات شخص ما وابسته ست،
این جمله‌ها در کتاب هم درست همون معنا رو میده
انسان آخرین آزادی خود را دارد، و آن نحوه‌ی واکنش به شرایط است
هر کس چرایی و معنی زندگی خودش رو پیدا می کنه.
      

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

0

باشگاه‌ها

این کاربر هنوز عضو باشگاهی نیست.

چالش‌ها

لیست‌ها

این کاربر هنوز لیستی ایجاد نکرده است.

بریده‌های کتاب

این کاربر هنوز بریده کتابی ننوشته است.

فعالیت‌ها

فعالیتی یافت نشد.