یادداشت فادیا.
20 ساعت پیش
رنج بخش جداناپذیر زندگی انسان هاست و باید از رنج ها معنایی رو پیدا کنیم، شاید امید و ادامه دادن بتونه مارو رها کنه از بند رنج شرایط اردوگاه کار اجباری باعث شد نویسنده به ناچار رنج مختلفی رو متحمل بشه و جستجوی معنا رو در پیش بگیره عادت از ناچاری شکل می گیره و ما گاهی اوقات از اجبار و ناچار بودن عادت رو می پذیریم امید برای ادامه باعث میشه شرایط و رنج رو تحمل کنیم و به ادامه دادن فکر کنیم، ادامه دادن برای دستیابی به چیزهایی که میخواییم و نداشتیم یا از دست شون دادیم. توی اردوگاه نویسنده متوجه شد چیزی جز خودش و جسمش براش نمونده این به ما نشون میده که وقتی خیلی چیز ها رو از دست میدیم و شرایط از حالت طبیعی و عادی به حالت غیر قابل تحملی تبدیل میشه ما به بقا و ادامه فکر می کنیم. توی اردوگاه نویسنده با تعریف اوضاع اونموقع به ما با مثال و دید خودش معنایی که خودش فهمیده رو توضیح میده و این خودش اسم کتاب رو خیلی برجسته میکنه و به ما می گه که ما با خوندنش معنای مختلفی که فهمیدیم رو متوجه میشیم. درسته که نویسنده تعریف مشخصی از معنا رو ننوشته اما در مثال ها و داستان هایی که گفته میشه اون معنایی که میخواد انتقال بده به بقیه رو دید، نویسنده خودش هم انسانی در جستجوی معنا بوده چه در اردوگاه کار اجباری چه بعد از نوشتن کتاب و چه قبل از نوشتن کتاب. سه تا مورد رو میگه که به نظرم این سه تا مورد هم بستگی به دید ما دارن انجام یه کار سودمند میتونه هر کاری باشه مثلا میتونه مثل خوندن یه کتاب باشه برای یه نفر، یا صحبت با والدین باشه برای دیگری میتونه برای یه نفر دیگه این معنا رو داشته باشه که کار کنه و برای نویسنده کار سودمند در جستجوی معنا بودن و نوشتن این کتاب بوده. من چیزی که از این کتاب فهمیدم این بود که نویسنده پشت هر جمله ای که گفته یا پیشنهادی که داده برای یافتن معنا، معنایی نهفته بوده که بستگی به دید فرد خواننده داره در نهایت معنایی که دریافت میکنیم به طرز فکر و تجربیات شخص ما وابسته ست، این جملهها در کتاب هم درست همون معنا رو میده انسان آخرین آزادی خود را دارد، و آن نحوهی واکنش به شرایط است هر کس چرایی و معنی زندگی خودش رو پیدا می کنه.
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.