Setarehaai

تاریخ عضویت:

تیر 1403

Setarehaai

@Setarehaai

66 دنبال شده

42 دنبال کننده

                سلام من هستم

              

یادداشت‌ها

نمایش همه
Setarehaai

Setarehaai

1404/2/21

        کتاب میخواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم اثر بک سهی
کتاب جالبی بود. اینکه یک نفر تونسته به این موضوع پی ببره که به برای درمان خودش نیاز به روانپزشک  داره حقیقتا توی این جامعه قدم بزرگیه! حالا اینکه اومده باشه کل اون مکالمات رو بدون کم و کاستی به کتاب تبدیل کنه و در اختیار جهان قرار بده تا تونسته باشه حداقل کمکی به افراد کرده باشه که دیگه جای خود داره.
کتاب یک حالت دفترچه خاطرات گونه ی خاصی داره. یا مثلا شبیه بعضی از نوشته های دیلی چنل هاییه که میبینم. اما با این تفاوت که این دیگه حداقل واقعیه و الکی نیست. نه اینکه بگم اونا الکیه، ولی خب یه وقتایی اونجوری که زندگی و سختی یه اتفاق و نشون میدن نیست.
مکالمات بین نویسنده و روانپزشک قشنگ و تسکین دهنده بود. بعضی جاها احساسات رو تحریک میکرد و بعضی قسمت ها هم با ضمیر ناخوداگاه و اون بخش هایی که شاید کمی  از برخورد باهاشون واهمه داشته باشیم رو نمایان میکرد.
پایان بندی کتاب ولی یکم دیگه زیادی دل نوشته شده بود. نمیگم بد بودا اصلا و ابدا! ولی خب یکم منسجم تر اگه میشد شاید خیلی باحال تر بود. حتی خود داستان هم اگه صرفا مثلا به همون جلسات اختصاص پیدا نمیکرد و بعضی لحظه هایی که داشت با پزشکش دروردشون صحبت میکرد هم اضافه میکرد شاید باحال تر میشد. 
ولی جدای همه  ی اینها کتاب جالب و دوست داشتنی بود. بنظرم واقعا ارزش حداقل یک بار خونده شدن رو داره:)
      

5

Setarehaai

Setarehaai

1404/2/1

        کتاب بخش دی اثر فریدا مک فادن
قبل اینکه بخونمش تعریفات زیادی ازش شندیده بودم. و خب واقعا هم کتاب جالبی بود! حداقل میتونم بگم من که وقع خوندش اصلا نمیفهمیدم زمان داره میگذره و همش میخواستم بدونم الان دقیقا قراره چه اتفاقی بیفته، وای این نشه، وای اون نشه:)
ولی خب بنظرم کتاب میتونست عمق شخصیت بیشتری داشه باشه. یا حتی روابطی که توی کتاب بود، میتونست با گذشته ی بیشتری توضیح داده بشه. آها راستی یک سری از فصل ها از گذشته شخصیت ها هم هست که یه جورایی وسط پلات توییست ها میره سمتش:))) ولی خب من خوشم میومد که میخواد بگه چر الان مثلا وسط این اتفاق گیر کردیم. ولی میتونست بیشتر توضیح داده بشه. یا حتی مثلا از زبان دو شخصیت گفته میشد. البته که کتاب از زبان اول شخصه و راوی داستانی جداگونه ای در کار نیست که این خودش خیلی بهترش کرده. ولی مثلا میتونست از زبون "جید" هم گفته بشه. و خب البته بنظرم سختی نوشتاری خودش پیش میومد ولی با پایان بندیش شاید اگه توضیحات بیشتری از پس زمینه ی داستان وجود داشت یا عمق کاراکتر ها  روابطشون  و کلا جزئیات بیشتری توضیح داده میشد، شاید بهتر میشد ارتباط گرفت. یا حتی وجود جلد دو هم میتونه به نوبه خودش داستان رو باحال تر کنه;)))) هرچند که پایان بندیش هم واقعااا جالب بود;)
      

6

Setarehaai

Setarehaai

1404/1/4

        خب بنظرم اگه نسبت بهش گارد گرفتین نخوندیش. چون کسی که نخواد قانع بشه، هر نشونه ای هم که ببینه، قرار نیست قانع بشه...
نمیگم کتاب شاهکاره، که هرچند میتونه در سبک نوشتار خودش باشه، ولی نامردیه اگه بخوایم به اون همه زیبایی درون این کتاب بی تفاوت باشیم و درمود شاید خیلی چیزهای کوچیکی که شاید ز نظر یک منتقد صرفا نوشتاری مهمه بهش نگاه کنیم...
داستان کتاب، روندش، اتفاقاتش و بلوغ احساسی درونش، بنظرم همگی یک سیر درستی رو طی میکنن. هرچند که این نظر منه ولی خب بنظرم با نگاه کردن به زندگی خودم که خب میتونم ببینمش:) روند داستانیش واقعا قشنگ  وقابل درکه..
این نکته رو هم در نظر بگیر که جناب نویسنده، پس از طی کردن دوران طولانی مدت افسردگی این کتاب رو نوشته! . و بنظرم تونسته،  واقعا تونسته درست احساسات، عواطف تفکرات و درک مورد نیاز رو به درون ذهن خواننده هم  منتقل کنه.
خلاصه که عزیزان، این کتاب رو بخونید. اگه خواستید بخوریدم بخورید;)
ولی واقعا حیفه که لحظه ای تو ذهنتون اومده باشه که بخونمش؟ و پسش بزنید:))))
      

11

باشگاه‌ها

این کاربر هنوز عضو باشگاهی نیست.

لیست‌ها

این کاربر هنوز لیستی ایجاد نکرده است.

بریده‌های کتاب

نمایش همه

فعالیت‌ها

فعالیتی یافت نشد.