معرفی کتاب خمپاره های فاسد اثر داود امیریان

با انتخاب ستارهها به این کتاب امتیاز دهید.
در حال خواندن
1
خواندهام
113
خواهم خواند
18
توضیحات
پنج نفر بودیم؛ همراه و همراز و همدرد! دردمان چه بود؟ رفتن به جبهه! همه مان پانزده، شانزده ساله و شاگرد دبیرستانی. در آن جمع پنج نفره فقط من بودم که چند ماه پیش با هزار دوز و کلک توانسته بودم خودم را به عقبه ی منطقه ی عملیاتی برسانیم. اما وقتی شب حمله فرا رسید و خواستند گردان ما را به خط مقدم ببرند، فرمانده ی گردان آمد سراغم و محترمانه و بدون هیچ رحم و شفقتی حکم اخراجم را دستم داد. هرچه گریه و زاری کردم، اجازه نداد با آن ها در عملیات شرکت کنم. دست از پا درازتر برگشتم اسدآباد.
لیستهای مرتبط به خمپاره های فاسد
نمایش همه1403/1/14
پستهای مرتبط به خمپاره های فاسد
یادداشتها
1402/4/13
1403/2/26
1401/12/4
1403/11/25
1403/6/12
1401/11/30
1402/10/15