کتاب از جهات زیادی برای من قابل ستایش است.
اول اینکه نویسنده به یک شخصیت با یک طرز فکر و رفتار قناعت نکرده این که در کتاب بالاخره یک نفر پیدا میشود که شما میتوانید با او احساس همذات پنداری کنید.
دوم تلاش و همکاری زنان این کتاب برای حل مشکلاتشان بود.
سوم رشد شخصیتی بود که به طور محسوسی میشد آن را با مقایسه شخصیت ها در پایان و آغاز کتاب حس کرد.
چهارم احساسات و ارزش هایی بود که من آنها را بی اهمیت میپنداشتم و با مطالعه این کتاب فهمیدم همه چیز آن طور که من فکر میکنم بی اهمیت نیستند.
جالب است بدانید که بانو می الکوت این داستان رو با الهام از خودش و خواهرانش نوشته و همین موضوع داستان رو برای من دوست داشتنی تر و قابل لمس تر کرد.