معرفی کتاب میهمان دراکولا اثر برام استوکر مترجم محمدرضا ملکی

میهمان دراکولا

میهمان دراکولا

برام استوکر و 1 نفر دیگر
3.5
5 نفر |
4 یادداشت

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

در حال خواندن

1

خوانده‌ام

10

خواهم خواند

3

شابک
9786002965448
تعداد صفحات
236
تاریخ انتشار
1398/12/11

توضیحات

        مجموعه ای از داستانهای کوتاه برام استوکر پس از در گذشت او جمع آوری و به صورت یک کتاب منتشر شد.داستان های این کتاب در میان کارهای برام استوکر که اغلب در  ژانر وحشتند،بیش از سایر کارهایش به این ژانر پایند است و به عبارتی مجموعه ای از ترسناک ترین داستان های این نویسنده ایرلندی است.
      

لیست‌های مرتبط به میهمان دراکولا

داستان دو شهرآبشار یختصویر دوریان گری

خدانگهدار، هزار و چهارصد و سه!

66 کتاب

خب... وقتشه ببینم چقدر خوندم امسال... پیتر پن و داستان دو شهر رو از انتشارات دیگری خوندم... (پیترپن قدیانی و داستان دو شهر‌ افق) و خب بهترین‌ها هم که ...🥲 نامِ باد و کوئوت عزیز😁، شاه‌دزد، سیپیو و رفقاش که دلم براشون تنگ می‌شه:)💔 آبشار یخ و سولویگ و همراهانش که تا ابد دوستشون خواهم داشت🥲، بازی تاج و تخت و دسیسه‌چینی‌ها، و استارک‌های دوست داشتنی، راب، جان ‌که در حقش ظلم شد، آریا و ادارد...😭💔 حتی دنریس... که البته باید بگم سریالش رو هم دیدم و تنها سریالی بود که کامل شد... و علیرغم اینکه خیلی‌ها با کتابش حال نکردن، جز بهترین‌ها بود برای من!🥲 ربکا و مندرلی که بخشی از قلبم میون اتاق‌های بسیار اون عمارت بزرگ مونده... سایه‌ی باد و گورستان کتاب های فراموش شده و خولین کاراکسی که سرگذشتش هنوز باعث می‌شه قلبم بگیره:) دنیل، بئاتریس، کتابفروشی سمپره و خیابان‌های بارسلون... نارنیا و دنیای جادویی‌ش و کمد ... و چهار خواهر و برادر و کایرپاراول! ... مهمان دراکولا و فضای گوتیک و زیبایی که داشت... بارتیمیوس؛ و شهر لندن و کیتی و ناتانیل که دلم همیشه براشون تنگ می‌شه و حس می‌کنم دوباره پیششون برمی‌گردم و داستان عجیبشون رو باز هم می‌خونم... قصه‌های همیشگی، دوقلوهای بیلی و قصه‌های پریانی که همیشه دوستشون خواهم داشت... و این دومین باری بود که می‌خوندمش و قطعا باز هم می‌خونمش... کانر و گلدی‌لاکس عزیزم🥲🥲 آخرین روز خانم بیکسبی و اون همه هیجان و استرس... و هابیت خوانی‌ش برای شاگردهاش... زیبا صدایم کن و زیبایی که دلش می‌خواست با پدرش خوشحال زندگی کنن... داستان دو شهر؛ و شخصیت‌های خاکستری‌ش... انتقام، سیدنی کارتن... نیکلاس نیکلبی و اون همه بدبختی‌ای که تحمل کرده و دلم براش کباب شد..🥲 و عقل و احساس، و جین آستینی که در پردازش شخصیت‌هاش کم نمی‌ذاره، الینور و ماریانی که هنوز پایان داستانشون برام عجیبه... مانولیتوی عزیزم و مامان عجیب غریب و دست به کتکش...😂 بچه‌های خانم پرگرین؛ و ماجراجویی‌هاشون، جیک، اما، میلارد، اینوک، و ... سیلماریلیون، و سرزمین میانه‌ای که تاریخچه‌ای شگفت‌آور داشت... ارباب‌حلقه‌ها، یاران حلقه و نوروز ۱۴۰۳ و زمستونش که باهاشون سفر کردم... سم و آراگورن عزیز... پیتر پن و رویاهای کودکی‌ ای که فراموش شدن... دوریان گری، مردی که زیبا بود؛ ولی نه از درون... و همه و همه‌ی این‌ها، سال ۱۴۰۳ من رو تشکیل دادن. از همه‌ی این شخصیت‌ها ممنونم که باعث شدن توی روزهای مزخرف هزار و چهارصد و سه دووم بیارم!... و آره خلاصه؛ کتاب‌های امسال عجیب و خاص بودن. و دلم برای این کتاب‌ها تنگ خواهد شد. و انشاءالله که سال ۱۴۰۴ به شدت بهتر خواهم خوند...🙂 راستی گفتم حدود پنجاه تا کتاب هم خریدم ؟😁😁

14

یادداشت‌ها

بسم الله ا
          بسم الله الرحمن الرحیم 


مجموعه‌ای از داستان های برام استوکر. 
خوندنش برام خیلی جالب بود، و خوشحالم که قبلش اثر معروف نویسنده یعنی "دراکولا" رو نخونده بودم، چون باعث شد انتظار خیلی زیادی ازش نداشته باشم. 
بعضی از قسمت‌ها انتقال حس خیلی خوبی داشت، قشنگ استرس و ترس رو منتقل می‌کرد، می‌تونستی خودت رو جای شخصیت ها تصور کنی. ولی بعضی از داستان‌هاش خیلی ضعیف بود. یا مضمون و طرح مشخصی نداشت. مشخص نبود که چه اتفاقی افتاد، دقیقا چی شد، و ... 
مثل داستان اول که اسمش هم‌نام کتابه، "مهمان دراکولا". که طرحش و کلیت داستان برای من مبهم و نامشخص بود.
اما از اون داستان هایی که عناصر ماورایی و خیالی داستان رو با اتفاقات روزمره ترکیب می‌کرد خوشم اومد. انگار یه مرز باریکی بین خیال و واقعیت بود که سعی می‌کرد ردش کنه. پایان های داستان‌هاش منطقی بودن. و جذاب. 
از بین همه ی داستان ها، "بانوی سرخ پوست" برام خیلی جذاب بود. 🫠🫠
در کل جالب بود.. دوست دارم با ادبیات وحشت و گوتیک بیشتر آشنا بشم :))) چون کم کم دارم به این نتیجه می‌رسم این سبک برام جالبه.
 این کتاب هم برای این خوندم که یه آخر هفته م به دیدن و خوندن پرونده جنایی گذشت (و کمی هم از این پرونده های ماوراءالطبیعه و ..😂) و دنبال یه کتاب بودم که قشنگ وحشتم کامل بشه😵‍💫 
خب این کتاب هم تا حدی که می‌تونست این کار رو کرد. یک سری از داستان‌هاش ضعیف بودن ولی در کل، جذاب بود. و دراکولا از همین نویسنده قطعا توی‌ لیستمه برای خوندن...
همین:)

پ.ن: عکس بالا کمی حس کتاب رو منتقل می‌کنه، کمی!
        

22

نعیمک

نعیمک

1403/9/24

          دراکولا آن قدر مشهور است که نام نویسنده‌اش روی کتاب دیگری آدم را ترغیب کند که بخواند؛ و البته دراکولا واقعاً آن قدر کتاب خوب و فوق‌العاده‌ای هست که صرفاً گول اسم را نخوریم. 
این کتاب مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه استوکر است. به طور کلی فضایی که می‌سازد برای زمانۀ ما ترسناک نیست و شاید بیشتر جنبه‌های گوتیک و فراواقعی دارد که حسی از دلهره را به وجود می‌آورد. به طور کلی یاد شکل نویسنده‌ای آلن‌پو و کمی لاوکرفت افتادم با این تفاوت که هر دو بسیار چیره‌دست‌تر از استوکر هستند و داستان‌های استوکر در سطح اولیه می‌ماند. برخی ایده‌ها و پرداخت‌ها بسیار جالب و زیرکانه هستند و اینکه در چند صفحه کوتاه بشود چنین نوشت فوق‌العاده است اما پایان‌های ناگهانی یا رسیدن به نقطۀ پایانی آن قدر قوی نیست که ما را میخکوب کند. البته باید زمان نوشتن این گونه کتاب‌ها را هم در نظر گرفت که هنوز سنت‌های کلاسیک قصه‌گویی وجود داشته است. در نهایت هنوز خواندن از استوکر و قصه‌های فانتزی گوتیک‌گونه بسیار لذت‌بخش است چون سنت قصه‌گویی در آن‌ها نقش پررنگی دارد. سنتی که هر چه جلوتر آمده جای خودش را به «فرم» و «چی بگوییم» داد.
        

0