معرفی کتاب آشفته حالان بیداربخت (مجموعه داستان) اثر غلامحسین ساعدی

آشفته حالان بیداربخت (مجموعه داستان)

آشفته حالان بیداربخت (مجموعه داستان)

3.8
27 نفر |
7 یادداشت

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

در حال خواندن

4

خوانده‌ام

46

خواهم خواند

19

شابک
9789643514426
تعداد صفحات
272
تاریخ انتشار
1388/9/22

توضیحات

        کتاب حاضر،  مجموعه ده داستان کوتاه از غلامحسین ساعدی ست شامل : « اسکندر و سمندر در گردباد » ، « شنبه شروع شد » ، « بازی تمام شد » ، « خانه باید تمیز باشد » ، « آشفته حالان بیدار بخت » ، « صدا خونه  » ، « پادگان خاکستری » ، «میهمانی »، « ای وای تو هم ! » و « واگن سیاه » .استفاده از فضای رئال با کمی بزرگ گویی باعث جذابیت داستانها شده است . قلم پر قدرت و در عین حال ساده نویسی ساعدی این امکان را می دهد که آدم های معمولی هم به راحتی با داستانها  شده است .قلم پر قدرت و در عین حال ساده نویسی ساعدی این امکان را می دهد که آدم های معمولی هم به راحتی  با داستانها و شخصیت های کتاب های او ارتباط برقرار کنند و بیش از پیش از خواندن لذت ببرند. تنوع در کارهای ساعدی باعث می شود  بتوانید کتابهای بیشتری از این نویسنده مطالعه کنید بدون آنکه  با موضوعات تکراری مواجه بشوید.
      

یادداشت‌ها

این یادداشت مربوط به نسخۀ دیگری از این کتاب است.

          .

داستان آخر کتاب، یک نمونه خوب از داستان معمایی فارسی است که می توان به خوانندگان پیشنهاد کرد. 
سوال اصلی ما این است که هویت و اسم واقعی مردی که راوی موسیو بوغوس می نامد، چیست؟ داستان به سمت گزارش این هویت مجهول می رود. راوی او را یک دیوانه حسابی می داند که از بس چیزمیز خوانده، خل شده. حالا هم بساط کتاب پهن می کند و آزاری برای کسی ندارد. 
چند جا پاتوق دارد که منظم به آنها سر می زند. در ملاقات اول، راوی مرد را زیر نظر می گیرد تا رفتارهای او را بسنجد. اما دقت در اتفاقات اخر داستان به ما می فهماند که اتفاقا این مرد بوده که راوی را به حرف کشانده با مچل کردنش. 
پس از خواندن کتاب برای راوی توسط مرد، راوی یک گزارش معمولی می نویسد و پرونده را می بندد. پس ما با یک داستان جاسوسی روبرو هستیم. 
فرداروزش یک مأمور ساده پلیس، به خاطر فحاشی آن مرد، دستگیرش می‌کند. این بار او را پای میز بازجویی می آورند. اما خل بازی های او آنجا هم جواب می دهد و راوی بر نظر قبلی اش پافشاری می کند. اما یک کلمه که مرد وسط بازجویی به راوی می گوید و او هم در گزارش خود می آورد، نظر مقامات بالا را جلب می کند:‌«واگن سیاه». دستور می دهند تا گزارش آ نرا هم بنویسد. 
راوی مرد را تعقیب میک ند و واگن سیاه را پایین راه آهن پیدا می کند. آنجا هم فقط خل بازی می بیند و گزارشی مانند قبل تهیه می کند. 
یک سال و نیم بعد، مردی را می گیرند که دوستانش اعتراف کرده ولی خودش چیزی نگفته بوده است؛ به اسم احمد درازه. مأموران به خانه اش می آیند تا بگردند. خانه او واگن کناری واگن سیاه است. او برای آن که لو نرود، واگن سیاه را به عنوان محل اختفای خودش معرفی می کند. این بار راوی حرف های خطرناکی از موسیو بوغوس در واگن سیاه می شنود. می ریزند توی آن و همه را دستگیر می کنند. هنگام عزیمت، زیر واگن را می گردند و انبار مهماتی پیدا می کنند. 
از آن لحظه به بعد، مرد دیوانه تبدیل به یک قهرمان می شود و حتی در نحوه ایستادنش هم تغییری حاصل می آید. او را شکنجه می کنند و بقیثه تیم را، اما چیزی لو نمی دهند. او زیر شکنجه نعره هایی می کشیده که دل همه را می لرزانده. پس از مردنش، شاگردانش شروع به نعره کشیدن می کنند. یک روز هم شاگردان را می برند میدان تیر و می کشند. 
پس از مدتی احمد درازه آزاد می شود ولی جنازه اش پیش واگن ها پیدا می شود. دوباره پرونده تیم موسیو بوغوس بالا می آید. راوی مجبور است گزارش تازه ای تهیه کند.
        

2

          آشفته‌حالان بیداربخت مجموعه‌ای از آثار پیش‌تر منتشر‌شده‌ی ساعدی در مجلات و نشریات است که در قالب یک کتاب گردآوری شده‌است.
از ده داستان این مجموعه، چهار داستان به مسائل امنیتی و جاسوسی پرداخته‌است، دو داستان مرتبط با سربازی و سربازخانه داریم، دو داستان عاشقانه با شخصیت‌های غیرایرانی که اتفاقات آن خارج از ایران می‌گذرد و دو داستان دیگر که یکی ماجرای ماه‌عسل زوج جوانی است و دیگری مرگی کودکانه را در حاشیه‌ی شهر توصیف می‌کند.
با وجود اینکه داستان‌های این مجموعه کاملاً در یک سبک قرار ندارند اما تقریباً در تمام داستان‌های این مجموعه انسان تنها است و به تنهایی با مشکلات خودش دست‌وپنجه نرم می‌کند. از عاشق‌‌پیشه گرفته تا سربازوظیفه.
فضای خشن و اجباری سربازخانه به مذاق ساعدی خوش نمی‌آید و این انزجار در داستان‌های صداخونه و پادگان خاکستری خودش را نشان می‌دهد.
در داستان ای وای توهم! شاهد تنهایی انسان روشنفکر و آگاهی هستیم که حتی از جانب نزدیکانش نیز درک نشده‌است و با یک افترا رشته‌ی دوستی‌شان قطع می‌شود.
در داستان خانه باید تمیز باشد شاهد سفر ماه عسل زوج جوانی هستیم که برخلاف سایر شخصیت‌ها تنها به نظر نمی‌آیند اما ایشان نیز پیوند جدی‌ای با هم ندارند. در فکر و نظر به هم‌بستگی نرسیده‌اند. تنهایند.
به‌طورکلی انسان شهری از نظر ساعدی موجودی تنها است. دورافتاده از طبیعت و اسیر مناسبات اجتماعی.
البته هر داستان هسته‌ی مرکزی و روایی جداگانه‌ای دارد و تنهایی مثل رشته‌‌ی تسبیح داستان‌های این مجموعه را به هم می‌پیوندد.
شیوه‌ی روایت و شخصیت‌پردازی‌های ساعدی، داستان‌های این مجموعه را خواندنی کرده‌است.
        

11