معرفی کتاب سریر شوم: سه تاج شوم اثر کندارا بلیک مترجم محمدصالح نورانی زاده

سریر شوم: سه تاج شوم

سریر شوم: سه تاج شوم

کندارا بلیک و 5 نفر دیگر
4.2
14 نفر |
5 یادداشت
جلد 1

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

در حال خواندن

3

خوانده‌ام

32

خواهم خواند

13

ناشر
باژ
شابک
9786008939108
تعداد صفحات
494
تاریخ انتشار
1399/2/13

توضیحات

کتاب سریر شوم: سه تاج شوم، نویسنده کندارا بلیک.

لیست‌های مرتبط به سریر شوم: سه تاج شوم

یادداشت‌ها

مُحیصا

مُحیصا

1403/2/21

          برای خواهران غیرقابل تحمل و دوست داشتنی ام که موقع خواندن سه تاج شوم به یادشان می افتادم.
خیلی وقت بود که دلم می خواست یه یاداشت درباره ی این کتاب که از قضا یکی از کتاب های مورد علاقه مه بنویسم و شروع خوندن جلد سوم این مجموعه این بهانه رو به من داد. همون طور که می تونید متوجه بشین این مجموعه یکی از گرون ترین مجموعه های باژه که خیلی هم تجدید چاپ شده، دلم می‌خواد بدونم که واقعا ارزش خوندن داره یا مثل یه سری دیگه از کتاب های این انتشارات صرفاً الکی ترند شده؟ 
داستان در مورد سه شاهزاده خانمِ که در جزیره فنبرن زندگی میکنن. هر کدوم از این سه خواهر قدرت های خاص خودشون رو دارن. این سه خواهر در روز تولد شانزده سالگی خودشون در جشنی موسوم به جشن بلتین شرکت می کنن و بعد از اون یک سال وقت دارن تا هم رو به قتل برسونن. شاهزاده ای که بتونه دو خواهر دیگه ش رو به قتل برسونه ملکه میشه.
۱. اولین نکته ای که در جلد اول به چشم من اومد شخصیت پردازی این مجموعه بود. قبل از اینکه این داستان رو بخونم از جمله سوالاتی که توی  ذهن من به وجود می اومد این بود که: چجوری سه تا خواهر که با هم زندگی می کنند میتونن یهو نسبت های خونی و عاطفه و دوست داشتن و... کنار بذارن و کمر به قتل هم ببندن؟ شاید جواب شما این باشه :«رسیدن به قدرت.» اما من قبل از خوندن کتاب هم میدونستم همه چیز باید عمیق تر از این حرفا باشه و چقدر خوب نویسنده به این سوال من جواب داد. داستان از زبان سه راوی که همین سه خواهر هستن روایت میشه که ما رو با شرایط زندگی اون ها، نحوه ی بزرگ شدن و تربیت شون، اخلاق و رفتارها و... آشنا می‌کنه و احساسات و رفتارهای کاراکتر ها برای ما قابل درک و قابل لمس میشه و می‌تونید بفهمیدشون،  به طوری که بعد از خوندن جلد اول مجموعه علاقه و ارتباط خاصی رو به یکی از خواهرها پیدا می‌کنید و  یکی از این سه رو دوست خواهید داشت.(من خودم آرسینوئه رو بیشتر از دو تا خواهرش دوست داشتم.😅) کاراکتر های فرعی هم در نوع خودشون به خوبی ساخته و پرداخته شده بودند و این از جمله نقاط قوت این کتاب بود.
۲. در جلد اول روند داستان کند و آرومه و روی دنیا پردازی و شخصیت پردازی مانور میده و وارد داستان اصلی نمیشه اما این باعث نمیشه روند حوصله سر بری باشه چرا که چالش ها و اتفاقاتی که شخصیت های اصلی کتاب با اون ها مواجهه هستن محرک ادامه دادن داستان میشن به طوری که من گاهی اوقات روند کند داستان رو از یاد می بردم و دوست داشتم بدونم خب چجوری قراره از پس این مشکل بربیان؟
۳. دنیاپردازی کتاب از نظر من متوسط و قابل قبوله. نویسنده در حین جلو بردن داستان آروم آروم ما رو با خصلت ها و ویژگی های این دنیا آشنا می‌کنه.اما خب این دنیا ویژگی هایی داره که ممکنه ما در کتاب های فانتزی دیگه دیده باشیم و چندان جدید نباشه. پس اگه دنبال کتاب فانتزی که دنیاپردازی خلاقانه داره هستید این کتاب ممکنه شما رو راضی نکنه.
۴. من همیشه به دوستای فانتزی خونم میگم:« رومنس  شبیه ادویه و چاشنی برای یه کتاب می مونه که اگه نویسنده  بتونه خیلی هنرمندانه اون رو به کتاب اضافه کنه، داستان طعم دوست داشتنی و دلنشین تری می گیره😅.» که حرف من به نظرم در مورد این کتاب خیلی صدق می‌کنه . نویسنده از چاشنی رومنس خیلی خوب استفاده کرده و داستان کتاب رو خوشمزه تر کرده.😁 (البته این به معنای باز کردن جزئیات جنسی و ... نیست!)
۵.مورد دیگه ای که من دوست داشتم فضای معماگونه و تاریک داستان بود.(نویسنده خیلی محسوس بهش اشاره نمی کرد ولی من در حین خوندن کتاب متوجه می شدم  یه چیزی اینجا درست نیست و این وسط یه رازی وجود داره:))
۶.دقیقا در فصل های پایانی کتاب جایی که فکر می کنید چیزی برای رو کردن وجود نداره و جلد اول داره به پایان خودش نزدیک میشه نویسنده با  چند پلات تویست ناگهانی و به جا آدم رو شوکه می‌کنه و سوالات بیشتری رو به ذهن آدم اضافه می‌کنه که باعث میشه آدم بخواد جلدهای بعدی رو سریع تر شروع کنه.
پ.ن: در کل من یادمه از خوندن جلد اول خیلی لذت بردم و این کتاب و دوست داشتم اما نظرم در مورد کل مجموعه؟ خب باید بگم خیلی زوده که بخوام نظرمو در مورد کل مجموعه بگم باید جلد سه و چهار و بخونم و اون موقع میتونم نظر بدم:).

        

48

یه نمره بی
          یه نمره بین 3 و نیم تا چهار.
اولا که بلیک جان خیلی عجله داشتی ماجرا رو شروع کنی؟؟ من با گیجی تمام کتاب رو میخوندم  چون هییییییچ اطلاع پس زمینه ای راجب داستان به من داده نشد.
اولین ضعف بزرگی که زد تو ذوقم، زیاد بودن کارکترها بود. معمولا توی مجموعه ها کارکتر ها به مرور وارد داستان میشن و در ذهن میمونن ولی در این کتاب خبری از این نیست =)
با انبوهی از کارکترها در هر چپتر مواجه میشی و حتی فرصت نمیکنی که اسمشون رو در ذهنت حک کنی.
دومین ضعف *بزرگ* این روابط عاطفی خیلی کلیشه و بی منطقی بود که گاه  و بی گاه شاهدش بودم =)
فکر کنید طرف کل عمرش عاشق یه دختری بوده ولی بعد طی اتفاقی توسط یکی از ملکه ها نجات داده میشه و همونجا  ... (استعفرالله😂)
به هر حال بله. ایراد های زیادی میشه گرفت و کاملا یه کتاب فانتزی ماجراجویی معمولی بود. آره ممکنه من رو یکم از اسلامپ بودن در اورده باشه ولی همچنان :/
یک چیز دیگه هم که خیلی رو مخمه حضور کمرنگ کاترین  و حضور خیلی پررنگ میرابلا در طی کتاب بود.
و کاملا هم قابل پیش بینی بود اون پلات توییست آخر کتاب،من تمام مدت با خودم میگفتم چرا کاترین و آرسینوعه با موهبت هاشون انقدر کلنجار دارن وقتی میرابلا خیلی راحت داره از موهبتش استفاده میکنه؟ نکنه فلان نکنه بمان ؛ برای همین اصلا سوپرایز نشدم.
و اون نقشه بی فایده آخر کتاب خیلی دلم براش میسوزه چون اصلا نرفتم سمتش در طی داستان.

امیدوارم ادامه مجموعه بهتر باشه ...
        

23

          اغلب در مجموعه های فانتزی ، منتظر داستان های پریان هستیم
خب در این مجموعه خبری از داستان های پریان با پایان خوش همیشگی نیست
سه خواهر که از بدو تولد سرنوشت ، اونها رو با نخ جنگ و ریختن خون یکدیگر به هم متصل کرده
از نکات مثبت این مجموعه ، نحوه قلم نویسنده است . که در هر فصل ما روند داستان رو از زبان شخصیت های متنوع دنبال می کنیم و این باعث میشه ترس ها ، بی رحمی ها و سردگمی های هر شخصیت رو درک کنیم 
نویسنده عملا یک دنیای جدید خلق کرده و قوانین جدیدی نوشته . صحنه سازی های داستان چشمگیره و نباید جادو های جذاب و جالب این مجموعه رو از یاد ببریم که تمام این ها نشاندهنده ی خلاقیت نویسنده است
روند داستان به آرومی پیش میره تا شما نقطه نقطۀ دنیای جدید و قوانینش رو بشناسید . در این حین کم کم به موعود بزرگی نزدیک می شید که از اول کتاب منتظرش بودید . شعله ی ماجرا ها با نزدیک شدن به انتهای کتاب برخاسته و راز های شخصیت ها برملا میشه
در این کتاب خبری از خوشی و خوشبختی نیست. برای رسیدن به آرامش،امنیت،صلح و قدرت جنگ هایی شکل می گیره.جنگ هایی بین شخصیت ها با دیگران و همچنین جنگ هایی با خودشون.
اتفاقات این کتاب غیرقابل پیش بینی و نفس گیره چون شخصیت ها هم مانند شما در بی خبری به سر می برند و سعی می کنند بهترین تصمیمات رو بگیرند.
        

2