بریدههای کتاب ماهلین خاطره ماهلین خاطره 7 ساعت پیش دروازه مردگان؛ قبرستان عمودی جلد 1 حمیدرضا شاه آبادی 4.4 131 صفحۀ 154 «وقتی عزیزترین کس آدم میره یه بخشی از وجود آدم رو با خودش می بره. یه جایی از وجود آدم برای همیشه خالی می مونه.این جای خالی میشه جای رفت و آمد هزار فکر و خیال، هزار جور حسرت و افسوس. حسرت اینکه چرا وقتی بود خوب تماشاش نکردی، خوب باهاش حرف نزدی، خوب به حرفاش گوش نکردی. یه عزیز وقتی می ره، رفتنش هر طور فکر کنی ناگهانیه، حتی اگه خیلی پیر باشه، حتی اگه مدت ها مریض بوده باشه، رفتنش باور نکردنیه چون یه تیکه از وجود تو رو هم با خودش می بره.» 0 0 ماهلین خاطره 4 روز پیش برف سرخ زمستان 4.5 3 صفحۀ 261 «یه وقت به سرت نزنه بذاری و بری. با اینکه گنداخلاقی هات تمومی نداره، ولی دنیا بدون تو جای مزخرفیه. شنیدی چی گفتم؟ تالولا! دنیا با تو جای باحال تریه.» 0 3 ماهلین خاطره 4 روز پیش رویای دویدن وندلین ون درانن 4.4 88 صفحۀ 234 _به فصل ها فکر می کنم. به لذت های بهار. به روزهای سخت و شب های تاریک و طولانی زمستان. به این فکر هستم که آیا افراد پیر هم به گذشته ی خود نگاهی می اندازند و فصل هایش را می بینند؟ چندین تابستان؛ ده ها بهار. 0 6 ماهلین خاطره 6 روز پیش در کوچه های شعر کوروش پارسانژاد 5.0 1 صفحۀ 53 قلب اعتراض کرد و گفت «سنگ ها چرا در مسیر آب، شکل قلب می شوند؟» هیچ کس نگفت، قلب ها چرا بی اجازه سنگ می شوند. 0 8 ماهلین خاطره 1404/5/29 فرار از آلکاتراز جلد 3 جنیفرچمبلیس برتمن 4.5 14 صفحۀ 85 «وقتی یه سرنخ پیدا می کنین، همون رو دنبال کنین. اگه بخواین نگران همه ی نتیجه های احتمالی باشین، هیچ وقت به جایی نمی رسین.» 0 4 ماهلین خاطره 1404/5/28 لالایی برای دختر مرده حمیدرضا شاه آبادی 4.0 56 صفحۀ 134 برای آن که درست جلو برویم باید پشت سرمان را بشناسیم 0 8 ماهلین خاطره 1404/5/27 ویلا، جنگ جوی کوچک بیشه رابرت بیتی 4.0 6 صفحۀ 28 روز چطور می توانست شب را درک کند؟ تاریکی از نور چه می فهمید؟ 0 3 ماهلین خاطره 1404/5/26 باغ مخفی کارینایان گلیزر 4.6 0 صفحۀ 46 خواهر داشتن یه موهبته 0 11 ماهلین خاطره 1404/5/25 جزیره دیوید آلموند 3.7 19 صفحۀ 105 تمدن اینه. قدرتِ گرفتنِ عکس و نوشتن کلمات. تمدن قدرت عشق ورزیدن به زیباییِ دنیا و همه ی موجودات زنده ست. قدرتِ آزادانه گشتن در دنیاست. 0 44
بریدههای کتاب ماهلین خاطره ماهلین خاطره 7 ساعت پیش دروازه مردگان؛ قبرستان عمودی جلد 1 حمیدرضا شاه آبادی 4.4 131 صفحۀ 154 «وقتی عزیزترین کس آدم میره یه بخشی از وجود آدم رو با خودش می بره. یه جایی از وجود آدم برای همیشه خالی می مونه.این جای خالی میشه جای رفت و آمد هزار فکر و خیال، هزار جور حسرت و افسوس. حسرت اینکه چرا وقتی بود خوب تماشاش نکردی، خوب باهاش حرف نزدی، خوب به حرفاش گوش نکردی. یه عزیز وقتی می ره، رفتنش هر طور فکر کنی ناگهانیه، حتی اگه خیلی پیر باشه، حتی اگه مدت ها مریض بوده باشه، رفتنش باور نکردنیه چون یه تیکه از وجود تو رو هم با خودش می بره.» 0 0 ماهلین خاطره 4 روز پیش برف سرخ زمستان 4.5 3 صفحۀ 261 «یه وقت به سرت نزنه بذاری و بری. با اینکه گنداخلاقی هات تمومی نداره، ولی دنیا بدون تو جای مزخرفیه. شنیدی چی گفتم؟ تالولا! دنیا با تو جای باحال تریه.» 0 3 ماهلین خاطره 4 روز پیش رویای دویدن وندلین ون درانن 4.4 88 صفحۀ 234 _به فصل ها فکر می کنم. به لذت های بهار. به روزهای سخت و شب های تاریک و طولانی زمستان. به این فکر هستم که آیا افراد پیر هم به گذشته ی خود نگاهی می اندازند و فصل هایش را می بینند؟ چندین تابستان؛ ده ها بهار. 0 6 ماهلین خاطره 6 روز پیش در کوچه های شعر کوروش پارسانژاد 5.0 1 صفحۀ 53 قلب اعتراض کرد و گفت «سنگ ها چرا در مسیر آب، شکل قلب می شوند؟» هیچ کس نگفت، قلب ها چرا بی اجازه سنگ می شوند. 0 8 ماهلین خاطره 1404/5/29 فرار از آلکاتراز جلد 3 جنیفرچمبلیس برتمن 4.5 14 صفحۀ 85 «وقتی یه سرنخ پیدا می کنین، همون رو دنبال کنین. اگه بخواین نگران همه ی نتیجه های احتمالی باشین، هیچ وقت به جایی نمی رسین.» 0 4 ماهلین خاطره 1404/5/28 لالایی برای دختر مرده حمیدرضا شاه آبادی 4.0 56 صفحۀ 134 برای آن که درست جلو برویم باید پشت سرمان را بشناسیم 0 8 ماهلین خاطره 1404/5/27 ویلا، جنگ جوی کوچک بیشه رابرت بیتی 4.0 6 صفحۀ 28 روز چطور می توانست شب را درک کند؟ تاریکی از نور چه می فهمید؟ 0 3 ماهلین خاطره 1404/5/26 باغ مخفی کارینایان گلیزر 4.6 0 صفحۀ 46 خواهر داشتن یه موهبته 0 11 ماهلین خاطره 1404/5/25 جزیره دیوید آلموند 3.7 19 صفحۀ 105 تمدن اینه. قدرتِ گرفتنِ عکس و نوشتن کلمات. تمدن قدرت عشق ورزیدن به زیباییِ دنیا و همه ی موجودات زنده ست. قدرتِ آزادانه گشتن در دنیاست. 0 44