بریدههای کتاب خانه پوشالی Marcy | kenji & minho's wife 1403/3/9 خانه پوشالی کریستال ساترلند 4.2 18 صفحۀ 161 جنگلی در حال متلاشی شدن، دستی با یک چاقو، سه بچه که خودشان را کنار شومینه گرم میکردند. سه دختر کوچک با موهای تیره و چشم های ابی. ما . ما در خانه چه کسی بودیم؟ 0 25 دریچه ای به سوی کتاب ها ... 1404/1/2 خانه پوشالی کریستال ساترلند 4.2 18 صفحۀ 196 بهم بگو . حقیقت رو بهم بگو. اگه ندونی زندگیت شادتره. دانش قدرته . و نادانی نعمت . 0 1 زهرا 1403/9/6 خانه پوشالی کریستال ساترلند 4.2 18 صفحۀ 197 - دانش قدرته. - و نادانی نعمت. 0 3 نیما ناظری 1403/2/22 خانه پوشالی کریستال ساترلند 4.2 18 صفحۀ 194 «« اندوه زنده ها می تواند مرده ها را آزار بدهد، می تواند آنها را در فضایی باریک بین مرگ و زندگی گیر بیندازد»» 0 19 هلنا✨🎹 1403/5/7 خانه پوشالی کریستال ساترلند 4.2 18 صفحۀ 197 - بهم بگو. حقیقت رو بهم بگو. - اگه ندونی زندگیت شادتره. - دانش قدرته. - و نادانی نعمت. 0 40 Negar 1403/6/21 خانه پوشالی کریستال ساترلند 4.2 18 صفحۀ 67 "بار سنگینیه. اینکه برای یک نفر همه چیز باشی." 0 4 Mis Malfoy 1403/9/3 خانه پوشالی کریستال ساترلند 4.2 18 صفحۀ 108 -نمی خوای بدونی چه اتفاقی برات افتاده؟ -نه -چرا نه؟ -چون... می ترسم. 0 6 Mis Malfoy 1403/9/3 خانه پوشالی کریستال ساترلند 4.2 18 صفحۀ 108 -نباید از حقیقت بترسی، آزادت میکنه. 0 9 الهه خانی 1403/4/27 خانه پوشالی کریستال ساترلند 4.2 18 صفحۀ 149 هیچوقت هیچ کسی که رابطه خوبی با پدر و مادرش داره،مدل نمیشه. 0 3 دریچه ای به سوی کتاب ها ... 1404/1/2 خانه پوشالی کریستال ساترلند 4.2 18 صفحۀ 159 به زمین نگاه کردم ،جایی که خون سرخ از نوک چاقوی جراحی و نوک انگشتان گری میچکید . یک آشنا پنداری دیگر. 0 1 الهه خانی 1403/4/28 خانه پوشالی کریستال ساترلند 4.2 18 صفحۀ 156 نوک تیز ناخنم را در بر آمادگی فرو بردم،آن قدری که پوستم را بشکافد و سرش را کنار بزند،بعد صبر کردم تا ببینم چه چیزی آن زیر است.چیزی بیرون آمد.پاهای کوچک.بدن سیاه.یک مورچه. 0 3 مُحیصا 1403/2/14 خانه پوشالی کریستال ساترلند 4.2 18 صفحۀ 149 «هیچ وقت هیچ کسی که رابطه ی خوبی با پدر و مادرش داره، مدل نمی شه. حتی اگه مثل من به طرز مسخره ای خوش قیافه باشه.» 0 38 الهه خانی 1403/4/26 خانه پوشالی کریستال ساترلند 4.2 18 صفحۀ 69 میدونی،بقیه مردم هم میتونن کارای عجیب و غریب بکنن فقط در موردش حرف نمیزنن.همیشه آدمایی مثل ما بودن،آیریس. 0 5 goli 1403/10/8 خانه پوشالی کریستال ساترلند 4.2 18 صفحۀ 111 آمدنشان ساعت ها طول کشید. هرچه نباشد ، مورد اضطراری نبود. دیگر نه صحنه جرمی در کار بود . نه جنازه ای. فقط آپارتمانی سوخته و دختری که گمشده.... دختر ها هرروز گم میشدند. 0 1 𝘈𝘧𝘴𝘰𝘕 • 1403/4/4 خانه پوشالی کریستال ساترلند 4.2 18 صفحۀ 76 دنیای بدون گری ناممکن بود. هردو خواهرم بزرگترین عشقهای زندگیام بودند. نمیتوانستم بدون آنها زندگی کنم. نمیخواستم. 0 5
بریدههای کتاب خانه پوشالی Marcy | kenji & minho's wife 1403/3/9 خانه پوشالی کریستال ساترلند 4.2 18 صفحۀ 161 جنگلی در حال متلاشی شدن، دستی با یک چاقو، سه بچه که خودشان را کنار شومینه گرم میکردند. سه دختر کوچک با موهای تیره و چشم های ابی. ما . ما در خانه چه کسی بودیم؟ 0 25 دریچه ای به سوی کتاب ها ... 1404/1/2 خانه پوشالی کریستال ساترلند 4.2 18 صفحۀ 196 بهم بگو . حقیقت رو بهم بگو. اگه ندونی زندگیت شادتره. دانش قدرته . و نادانی نعمت . 0 1 زهرا 1403/9/6 خانه پوشالی کریستال ساترلند 4.2 18 صفحۀ 197 - دانش قدرته. - و نادانی نعمت. 0 3 نیما ناظری 1403/2/22 خانه پوشالی کریستال ساترلند 4.2 18 صفحۀ 194 «« اندوه زنده ها می تواند مرده ها را آزار بدهد، می تواند آنها را در فضایی باریک بین مرگ و زندگی گیر بیندازد»» 0 19 هلنا✨🎹 1403/5/7 خانه پوشالی کریستال ساترلند 4.2 18 صفحۀ 197 - بهم بگو. حقیقت رو بهم بگو. - اگه ندونی زندگیت شادتره. - دانش قدرته. - و نادانی نعمت. 0 40 Negar 1403/6/21 خانه پوشالی کریستال ساترلند 4.2 18 صفحۀ 67 "بار سنگینیه. اینکه برای یک نفر همه چیز باشی." 0 4 Mis Malfoy 1403/9/3 خانه پوشالی کریستال ساترلند 4.2 18 صفحۀ 108 -نمی خوای بدونی چه اتفاقی برات افتاده؟ -نه -چرا نه؟ -چون... می ترسم. 0 6 Mis Malfoy 1403/9/3 خانه پوشالی کریستال ساترلند 4.2 18 صفحۀ 108 -نباید از حقیقت بترسی، آزادت میکنه. 0 9 الهه خانی 1403/4/27 خانه پوشالی کریستال ساترلند 4.2 18 صفحۀ 149 هیچوقت هیچ کسی که رابطه خوبی با پدر و مادرش داره،مدل نمیشه. 0 3 دریچه ای به سوی کتاب ها ... 1404/1/2 خانه پوشالی کریستال ساترلند 4.2 18 صفحۀ 159 به زمین نگاه کردم ،جایی که خون سرخ از نوک چاقوی جراحی و نوک انگشتان گری میچکید . یک آشنا پنداری دیگر. 0 1 الهه خانی 1403/4/28 خانه پوشالی کریستال ساترلند 4.2 18 صفحۀ 156 نوک تیز ناخنم را در بر آمادگی فرو بردم،آن قدری که پوستم را بشکافد و سرش را کنار بزند،بعد صبر کردم تا ببینم چه چیزی آن زیر است.چیزی بیرون آمد.پاهای کوچک.بدن سیاه.یک مورچه. 0 3 مُحیصا 1403/2/14 خانه پوشالی کریستال ساترلند 4.2 18 صفحۀ 149 «هیچ وقت هیچ کسی که رابطه ی خوبی با پدر و مادرش داره، مدل نمی شه. حتی اگه مثل من به طرز مسخره ای خوش قیافه باشه.» 0 38 الهه خانی 1403/4/26 خانه پوشالی کریستال ساترلند 4.2 18 صفحۀ 69 میدونی،بقیه مردم هم میتونن کارای عجیب و غریب بکنن فقط در موردش حرف نمیزنن.همیشه آدمایی مثل ما بودن،آیریس. 0 5 goli 1403/10/8 خانه پوشالی کریستال ساترلند 4.2 18 صفحۀ 111 آمدنشان ساعت ها طول کشید. هرچه نباشد ، مورد اضطراری نبود. دیگر نه صحنه جرمی در کار بود . نه جنازه ای. فقط آپارتمانی سوخته و دختری که گمشده.... دختر ها هرروز گم میشدند. 0 1 𝘈𝘧𝘴𝘰𝘕 • 1403/4/4 خانه پوشالی کریستال ساترلند 4.2 18 صفحۀ 76 دنیای بدون گری ناممکن بود. هردو خواهرم بزرگترین عشقهای زندگیام بودند. نمیتوانستم بدون آنها زندگی کنم. نمیخواستم. 0 5