بریدههای کتاب سقوط Limpid 1403/10/17 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 29 به قول آلبر کامو در رمان سقوط: من آنقدر بزرگوار نبودم که از اهانتها بگذرم، اما سرانجام فراموش میکردم. و آنکه گمان میبرد از او بیزارم مبهوت میشد، آنگاه که میدید لبخند زنان به او سلام میکنم، برحسب سرشتش عظمت روحم تحسینش را برمیانگیخت یا خفت منشم را خوار میشمرد، غافل از اینکه علت رفتارم سادهتر از این حرفها بود: من حتی نامش رافراموش کرده بودم... 0 36 حانیه 1403/3/19 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 29 اگر دزدها همیشه و همهجا محکوم شوند، مردم شرافتمند خیال برشان میدارد که همواره و در همهحال بیگناهاند. 0 7 نیــــ ریما ـــسح 1403/3/6 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 56 همه ما در امیال خود ، بی ریا هستیم 0 8 فائزه فرشادپور 1402/6/20 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 52 البته که عشق واقعی استثنایی است در هر قرنی دو یا سه یار بیشتر اتفاق نمی افتد بقیه زمان ها از سر خودخواهی و یا کسلی است 0 20 Amadeus 1403/11/24 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 114 انسان در عرق احتضار،رستگاری خود را به دست میآورد. 0 7 y.s 1403/4/24 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 65 I have never been really able to believe that human affairs were serious matters. I had no idea where the serious might lie, except that it was not in all this I saw around me, which seemed to me merely an amusing game, or tiresome. 0 1 فاطمهزهرا؛ 1403/7/19 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 40 ما در هر چیز فقط تقریباً هستیم. 0 3 حانیه 1403/3/22 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 50 مردم هرگز به انگیزههایتان، به صداقتتان و به شدتِ رنجهایتان یقین نمیآورند، مگر به برکت مرگتان. 1 15 Amadeus 1403/11/30 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 141 آیا دروغ سرانجام انسان را به راه حقیقت نمیکشاند؟ 0 58 Amadeus 1403/11/27 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 125 وقتی از عشق و از عفاف ناامید شدم،عاقبت به این نتیجه رسیدم که عیاشی باقی مانده است.عیاشی به خوبی جایگزین عشق میشود،خندهها را از میان میبرد،سکوت را باز میآورد و مخصوصاً جاودانگی میبخشد. 1 4 محدثه علیمردانی 1403/10/23 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 25 انسان چنین است، جناب آقا، دو چهره دارد: نمیتواند به دیگری محبت بورزد و خودش را بینصیب بگذارد. 0 4 محمد علی برمکی 1402/8/16 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 93 محکوم همه روزه به علت بی حرکتی اجباری ، بدنش کرخت می شد و پاهایش به خواب می رفتند و پی می بردم مجرم است و بی گناهی در این است که آدم بتواند دست و پاهایش را شادمانه دراز کند و کش و قوس بدهد. 0 6 Amadeus 1403/11/17 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 62 ولی آیا میدانید برای چه ما همیشه نسبت به مردگان منصفتر و بخشندهتریم؟دلیلش ساده است!با آنها الزامی در کار نیست. ما را آزاد میگذارند،ما میتوانیم هر وقت فرصت داشتیم، در فاصله میانه یک مجلس مهمانی و یک یار مهربان،یعنی روی هم رفته در اوقات هدر رفته، بزرگداشت آنان را قرار دهیم. 0 6 محدثه علیمردانی 1403/11/3 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 59 قطعا شنیدهاید، (( وای بر شما، آنگاه که همه از شما تعریف کنند! )) آخ! این هشدار را باید طلا گرفت! 0 5 محدثه علیمردانی 1403/11/4 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 79 ببینید، یکی از اطرافیانم آدمها را به سه گروه تقسیم میکرد: آنهایی که ترجیح میدهند چیزی نداشته باشند مخفی کنند تا اینکه مجبور باشند دروغ ببافند، آنهایی که ترجیح میدهند دروغ ببافند تا اینکه چیزی نداشته باشند مخفی کنند، و بالاخره آنهایی که در آن واحد هم دروغ را دوست دارند و هم راز را. 0 7 Reihan 1403/11/8 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 62 شاید ما زندگی را چنانکه باید،دوست نمی داریم. آیا توجه کرده اید که احساسات ما را تنها مرگ بیدار می کند؟ 1 82 فائزه فرشادپور 1402/6/21 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 75 خلاصه که ما دوست داریم که دیگر مجرم و مقصر نباشیم و در عین حال حتی تلاشی برای تزکیه نفسمان نمی کنیم. نه به اندازه کافی شرور و خبیث هستیم و نه به اندازه کافی فاضل و پرهیزکار.ما نه قدرت انجام گناه را داریم و نه توانایی انجام ثواب. 3 11 ماهان خلیلی 1404/1/8 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 135 باور میکرد که جنایت تنها در این نیست که دیگری را بکشی، بلکه بیشتر در این است که بیشتر خود زنده بمانی. 0 1 y.s 1403/5/2 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 79 0 3 y.s 1403/5/2 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 13 and to suppress a dive sometimes leaves one strangely aching. 0 1
بریدههای کتاب سقوط Limpid 1403/10/17 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 29 به قول آلبر کامو در رمان سقوط: من آنقدر بزرگوار نبودم که از اهانتها بگذرم، اما سرانجام فراموش میکردم. و آنکه گمان میبرد از او بیزارم مبهوت میشد، آنگاه که میدید لبخند زنان به او سلام میکنم، برحسب سرشتش عظمت روحم تحسینش را برمیانگیخت یا خفت منشم را خوار میشمرد، غافل از اینکه علت رفتارم سادهتر از این حرفها بود: من حتی نامش رافراموش کرده بودم... 0 36 حانیه 1403/3/19 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 29 اگر دزدها همیشه و همهجا محکوم شوند، مردم شرافتمند خیال برشان میدارد که همواره و در همهحال بیگناهاند. 0 7 نیــــ ریما ـــسح 1403/3/6 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 56 همه ما در امیال خود ، بی ریا هستیم 0 8 فائزه فرشادپور 1402/6/20 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 52 البته که عشق واقعی استثنایی است در هر قرنی دو یا سه یار بیشتر اتفاق نمی افتد بقیه زمان ها از سر خودخواهی و یا کسلی است 0 20 Amadeus 1403/11/24 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 114 انسان در عرق احتضار،رستگاری خود را به دست میآورد. 0 7 y.s 1403/4/24 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 65 I have never been really able to believe that human affairs were serious matters. I had no idea where the serious might lie, except that it was not in all this I saw around me, which seemed to me merely an amusing game, or tiresome. 0 1 فاطمهزهرا؛ 1403/7/19 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 40 ما در هر چیز فقط تقریباً هستیم. 0 3 حانیه 1403/3/22 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 50 مردم هرگز به انگیزههایتان، به صداقتتان و به شدتِ رنجهایتان یقین نمیآورند، مگر به برکت مرگتان. 1 15 Amadeus 1403/11/30 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 141 آیا دروغ سرانجام انسان را به راه حقیقت نمیکشاند؟ 0 58 Amadeus 1403/11/27 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 125 وقتی از عشق و از عفاف ناامید شدم،عاقبت به این نتیجه رسیدم که عیاشی باقی مانده است.عیاشی به خوبی جایگزین عشق میشود،خندهها را از میان میبرد،سکوت را باز میآورد و مخصوصاً جاودانگی میبخشد. 1 4 محدثه علیمردانی 1403/10/23 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 25 انسان چنین است، جناب آقا، دو چهره دارد: نمیتواند به دیگری محبت بورزد و خودش را بینصیب بگذارد. 0 4 محمد علی برمکی 1402/8/16 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 93 محکوم همه روزه به علت بی حرکتی اجباری ، بدنش کرخت می شد و پاهایش به خواب می رفتند و پی می بردم مجرم است و بی گناهی در این است که آدم بتواند دست و پاهایش را شادمانه دراز کند و کش و قوس بدهد. 0 6 Amadeus 1403/11/17 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 62 ولی آیا میدانید برای چه ما همیشه نسبت به مردگان منصفتر و بخشندهتریم؟دلیلش ساده است!با آنها الزامی در کار نیست. ما را آزاد میگذارند،ما میتوانیم هر وقت فرصت داشتیم، در فاصله میانه یک مجلس مهمانی و یک یار مهربان،یعنی روی هم رفته در اوقات هدر رفته، بزرگداشت آنان را قرار دهیم. 0 6 محدثه علیمردانی 1403/11/3 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 59 قطعا شنیدهاید، (( وای بر شما، آنگاه که همه از شما تعریف کنند! )) آخ! این هشدار را باید طلا گرفت! 0 5 محدثه علیمردانی 1403/11/4 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 79 ببینید، یکی از اطرافیانم آدمها را به سه گروه تقسیم میکرد: آنهایی که ترجیح میدهند چیزی نداشته باشند مخفی کنند تا اینکه مجبور باشند دروغ ببافند، آنهایی که ترجیح میدهند دروغ ببافند تا اینکه چیزی نداشته باشند مخفی کنند، و بالاخره آنهایی که در آن واحد هم دروغ را دوست دارند و هم راز را. 0 7 Reihan 1403/11/8 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 62 شاید ما زندگی را چنانکه باید،دوست نمی داریم. آیا توجه کرده اید که احساسات ما را تنها مرگ بیدار می کند؟ 1 82 فائزه فرشادپور 1402/6/21 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 75 خلاصه که ما دوست داریم که دیگر مجرم و مقصر نباشیم و در عین حال حتی تلاشی برای تزکیه نفسمان نمی کنیم. نه به اندازه کافی شرور و خبیث هستیم و نه به اندازه کافی فاضل و پرهیزکار.ما نه قدرت انجام گناه را داریم و نه توانایی انجام ثواب. 3 11 ماهان خلیلی 1404/1/8 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 135 باور میکرد که جنایت تنها در این نیست که دیگری را بکشی، بلکه بیشتر در این است که بیشتر خود زنده بمانی. 0 1 y.s 1403/5/2 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 79 0 3 y.s 1403/5/2 سقوط آلبر کامو 3.9 63 صفحۀ 13 and to suppress a dive sometimes leaves one strangely aching. 0 1