Anahita

Anahita

@Anahita.

1 دنبال شده

11 دنبال کننده

یادداشت‌ها

Anahita

Anahita

1402/3/2

        داستانی با جهانی جدید و جذاب و با انتقال ضعیف مفهوم امید به مخاطب. این نظر من به طور خلاصه درباره این کتاب هست‌. به هیچ عنوان منکر موضوع جالب و متفاوت این کتاب نمیشم و خلاقیت نویسنده در این زمینه قابل ستایش هست اما روند داستان یکنواخت و تا حدودی نا امید کننده است. چنین شروعی توقع داستان بهتری رو به همراه داره.
یکی از مواردی که از نظر من جزو نقاط ضعف داستان محسوب میشه تلاش نویسنده برای انتقال مفهوم امید به زندگی  و زندگی در لحظه است که تو این انتقال موفق نبوده و حتی تلاش بیش از حدش باعث شده تا حدودی شبیه کتاب های روانشناسی زرد باشه. انتقال چنین مفاهیمی نیازمند روانکاو و روانشناسی کاربلد هست.
اگر کتاب رو به چشم یک داستان ماجراجویی ببینیم ارزش خوندن داره و انسجام وقایع ابتدا و انتهای کتاب جالب و دلنشین هست. حتی شخصیت پردازی شخصیت های فرعی داستان هم به خوبی صورت گرفته و حضورشون داستان رو زیباتر کرده.
مورد دیگری که جزو ضعف داستان محسوب میشه، اشاره نکردن به نحوه مرگ روفوس هست. این کتاب به گونه ای نوشته شده که حتی اسم داستان پایان آن را نشان می‌دهد و تغییری خلاف آن هم در روند داستان رخ نداد، همچنین با توجه به این که موضوع اصلی داستان لحظات پیش از مرگ و مرگ شخصیت های اصلی داستان است، اشاره نکردن مستقیم به مرگ روفوس و به نحوی باز گذاشتن پایان داستان چندان جالب نبود و باعث ضعف داستان شد.

      

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

4

Anahita

Anahita

1402/3/2

        خوندن این کتاب تجربه فوق العاده ای برای من بود به طوری که اول از روی بیکاری شروع به خوندنش کردم و وقتی به خودم اومدم که ۶ ساعت پشت سر هم مشغول خوندنش بودم تا کتاب رو به پایان برسونم. خیلی وقت بود که کتابی من رو به این اندازه جذب نکرده بود.
اگر بخوام از نکات مثبت و جذاب این کتاب بگم که کم نیستن، اولین موردش این هست که یک کتاب معمولی نیست بلکه توسط یک روانکاو نوشته شده و در پس هر شخصیت و اتفاق ساده داستان سرگذشت و نکته مهمی وجود دارد. به نظر من این که یک داستان صرفا به خاطر جذب مخاطب شامل یک سری اتفاق غیر منتظره در ابتدا و بدون هیچ دلیل قانع کننده ای در انتهای داستان باشه، اثر ضعیف و نا امید کننده ای محسوب میشه، اما این کتاب واقعا در مورد این موضوع قوی عمل کرده بود و کاملا راضی کننده بود.
فضاسازی داستان به خوبی انجام شده بود و با تمامی شخصیت های داستان می شد ارتباط برقرار کرد. البته ارتباط گرفتن کاملا متفاوت از درک کردن هست. بعضی از شخصیت ها و اعمالشون برای من قابل درک نبود اما این کتاب دیدگاه واقع گرایانه داشت و در دنیای واقعی چنین مواردی وجود داره و خب کم هم نیستن‌.
کتاب هر چه جلو تر میرفت برای من جذاب تر می شد چون خواننده رو با نقاط تاریک و حتی روشن زندگی و افکار شخصیت های داستان آشنا می کرد اما متاسفانه نویسنده کاملا مخالف اضافه گویی بود و از نظر من کتاب زود به پایان رسید و درباره بعضی از شخصیت ها کم گویی شد اما در کل نقطه مبهمی در داستان باقی نذاشت هر چند که تصمیم گیری نهایی و قضاوت رو بر عهده خواننده گذاشت.
و مورد آخر این که کتاب واقعا جوری نوشته شده بود که فکر آدم رو کاملا درگیر شخصیت ها می کرد و ابعاد تاریکی داشت، به همین دلیل اگر از نظر روانی فعلا شرایط خوبی ندارید خوندنش رو توصیه نمی کنم چون انرژی آدم رو میگیره.
      

1

Anahita

Anahita

1401/4/30

        وقتی که خلاصه کوتاهی از این داستان رو خوندم تصمیم به خریدن کتاب گرفتم،اما قبل از این که کتاب رو شروع کنم به خاطر بازخورد هایی که از دیگران  گرفتم کمی پشیمون شدم اما در هر حال خوندنش رو شروع کردم و قلم نویسنده و فضاسازی کتاب به حدی برام دلنشین بود که در عرض چند ساعت تمومش کردم.
توصیفات نویسنده به ویژه در فصل اول کتاب برای من خیلی جذاب بود .این که دنیا رو از دید فردی ببینیم که توانایی درک احساسات رو نداره واقعا جالبه ، درسته که این کتاب برای نوجوان ها نوشته شده اما هرچه داستان جلوتر میرفت باعث می‌شد که بیشتر به اهمیت اثر گذاری محیط و اجتماع روی افراد  و  لزوم درک آدم ها پی ببرم.
نویسنده در خلال داستان از جملات و مفاهیمی استفاده کرده که باعث همذات پنداری خواننده با شخصیت اصلی داستان میشه و همین موضوع باعث اثرگذاری بیشتر نوشته  شده.
 نکته ای که برای من خیلی جالب بود این مورد هست که داستان یه فضای غمگینی داره اما نویسنده به هیچ وجه تلاش نمیکنه که این غم رو بهت القا کنه و همین غم خاص باعث جذابیت نوشته حداقل برای من شد . به نظر من داستان های غمگین هستند که در ذهن ما ماندگار میشن.
در کل این کتاب رو نباید با هدف تغییر دیدگاه نسبت به زندگی یا گرفتن یک درس جدید خوند، اما باعث یادآوری و توجه به نکات اصلی زندگی میشه که شاید به فراموشی سپردیم.
      

15

Anahita

Anahita

1401/4/27

        از اون جایی که این کتاب یجورایی جزو کتاب های زرد محسوب میشه و خیلی ها از خوندنش پشیمون هستن ،اول میخوام از جذابیت های کتاب صحبت کنم.
کتاب از نظر من ایده و نگاه متفاوت و جالبی داشت و فضاسازی چنین دنیایی در آینده برای من دور از ذهن نبود پس خیلی راحت با موضوعش ارتباط برقرار کردم.
نکته مثبت بعدی کتاب استفاده از شخصیت های برجسته مثل مرلین مونرو و ونسان ونگوک بود که تو دنیای واقعی هم از افسردگی و یا شاید بیماری روانی رنج می‌بردن(اطلاعات  خیلی دقیقی از زندگینامه این افراد ندارم) که باعث شد به راحتی بتونم با شخصیت ها ارتباط برقرار کنم و منو ترغیب به خوندن ادامه داستان کرد.
نکته جذاب دیگه داستان وجود فضای تاریک و طنز تلخی هست که کتاب با این قلم نوشته شده .
اما متاسفانه این کتاب ضعف هایی هم داره.
مهم ترین ضعف داستان از نظر من کوتاهی کتاب و شخصیت پردازی ضعیف بود. چنین کتابی که قصد داره راجع به موضوع به این مهمی صحبت کنه باید توضیح بیشتری بده و شخصیت پردازی قوی تری انجام بده ، شاید اگر اینطور بود پایان داستان برای ما قابل قبول تر میشد.
ضعف دیگه ای که وجود داره مربوط به روند داستان هست.هر چه داستان پیش میره از جذابیت و طنز تلخ اما جالب کتاب کم میشه و داستان روند یکنواخت و قابل پیش بینی ای رو به خودش میگیره.
و نکته آخر پایان داستان هست که من انتظار پایان قوی تری برای چنین کتابی داشتم صرف نظر از غافلگیر کننده بودن یا نبودنش ،پایان داستان باید جور دیگه ای رقم می‌خورد.
درکل کتاب سرگرم کننده ای بود اما نباید کتاب رو با یک دید روانشناسانه خوند و انتظار داشت که باعث تغییر دیدگاه ما نسبت به زندگی و مرگ بشه.
      

21

باشگاه‌ها

این کاربر هنوز عضو باشگاهی نیست.

چالش‌ها

لیست‌ها

این کاربر هنوز لیستی ایجاد نکرده است.

بریده‌های کتاب

این کاربر هنوز بریده کتابی ننوشته است.

فعالیت‌ها

فعالیتی یافت نشد.