معرفی کتاب باران مرگ اثر گودرون پازوانگ مترجم حسین ابراهیمی باران مرگ گودرون پازوانگ و 2 نفر دیگر 4.0 10 نفر | 4 یادداشت خواهم خواند نوشتن یادداشت با انتخاب ستارهها به این کتاب امتیاز دهید. در حال خواندن 1 خواندهام 18 خواهم خواند 1 ناشر نشر پیدایش شابک 9789646055629 تعداد صفحات 264 تاریخ انتشار 1391/3/9 توضیحات کتاب باران مرگ، نویسنده گودرون پازوانگ. لیستهای مرتبط به باران مرگ عینکی خوشقلب 1404/4/20 کتابهای معمایی-ماجراجویی برای نوجوانها 21 کتاب ژانر معمایی و ماجراجویی به خودیخود از هم متفاوت هستند، ولی چون کتابهای معمایی نوجوان به معنی واقعیاش، یعنی دنبال مجرم و سرنخ بودن، کم هستند؛ این ژانر را در کنار ژانر ماجراجویی قرار دادم. خصوصاً که خیلی وقتها در یک کتاب نوجوان، معما و ماجراجویی هم تنیده میشوند. کتابهایی را که ژانر پررنگ دیگری داشتند (مثلاً تخیلی یا علمی-تخیلی) و در کنارش ماجراجویی هم بودند، در این فهرست قرار ندادم. آنها را میتوانید در فهرستهای دیگر پیدا کنید. ترتیب فهرست براساس سلیقهی من و کاملاً شخصی است، از مجموعههای چندجلدی فقط جلد اولشان را قرار دادم و احتمالاً این لیست به روز خواهد شد. 0 29 یادداشتها محبوبترین جدیدترین معصومه توکلی 1402/1/30 چهار ستاره به خاطر جسارت این نویسنده که ملاحظهٔ کودکی و نوجوانی کودکان و نوجوانان را نمیکند و از به تصویر کشیدن تلخی واقعیت (که معالاسف ملاحظهٔ هیچ کس را نمیکند!) نمیترسد. هفتاد-هشتاد صفحهٔ نخست و توصیف آن آشوب ساعات نخست فاجعه واقعاً فوقالعاده است. ولی باید بگویم در نوجوانی بیشتر دوستش داشتم. الان به نظرم کمی -فقط کمی- شور اکتیویسم و بیانیه لابهلای داستان درآمده بود. 0 0 ملیکا خرامان 1401/12/19 خیلی غم انگیز و تلخ 0 0 نیکتا خرامان 1401/12/16 تلخ، تلخ، خیلی تلخ! توصیفهایی که میتوانی بهخوبی صحنهها را تصور کنی و درد بکشی. داستان در آلمانی روایت میشه که یک رآکتور هستهای منفجر میشه و حادثهای شبیه به چرنوبیل اتفاق میوفته. بهنظرم میتونست داستان قویتری داشته باشه و انقدر پر از توصیف تنها نباشه. 0 1 Sheida Hanafi 1404/5/26 کتاب باران مرگ روایتی است از روزی که آسمان دیگر آبی نیست، روزی که باران به جای زندگی، مرگ میبارد. گودرون پاوسهوانگ در این داستان نوجوانی به نام یانا را مقابل فاجعهای قرار میدهد که هیچکس حتی تصورش را هم نمیکرد: انفجار یک نیروگاه هستهای. در چشم بههمزدنی، شهرِ آرام به جهنمی خاموش بدل میشود؛ خیابانها خالی، خانهها متروک، و ابر رادیواکتیوی که همچون سایهای مرگبار بر سر همه میافتد. «باران مرگ» تنها قصهی یک دختر نیست؛ آیینهای است از سرنوشت هزاران انسانی که قربانی غرور و بیاحتیاطی تکنولوژی میشوند. نویسنده با قلمی تکاندهنده نشان میدهد چگونه اعتماد کورکورانه به صنعت هستهای میتواند به کابوسی بدل شود که حتی پس از خاموش شدن شعلههای آتش، تا نسلها بر زندگی انسانها سایه میافکند. این کتاب تلخیِ ناگزیرِ حقیقت را یادآوری میکند: پیشرفت، اگر بیپروا و بیمسئولیت باشد، میتواند زندگی را در یک لحظه به مرگ بدل کند💔 0 11