یادداشت‌های سجاد واحدی خراسانی (3)

          بسم‌ «اللّه»...

اهمیت این کتاب در اینه که تکه و نمونه‌ی مشابهی نداره که بتونیم اونو باهاش مقایسه کنیم. مطالعه‌ش از این‌جهت که می‌تونه تصویر مناسبی از وضعیت اقتصادی کشورهای منطقه رو برای مخاطب ترسیم کنه، مفید و قابل‌استفاده‌‌س. اما بزرگ‌ترین مشکل‌ش اینه که کتاب نیست؛ درواقع مجموعه‌ای از مقالات علمی با نویسنده‌های مختلفه که هر کدوم به بررسی اقتصاد یک کشور پرداخته‌. همین موضوع باعث شده که نحوه‌ی نگارش مقالات یک‌دست نباشه و این برای مخاطب چندان خوش‌آیند نیست. زیرعنوان‌ها و شاخص‌های بررسی‌شده هم بین کشورها و مقالات، یک‌سان و مشترک نیست، هرچند تلاش شده که این‌طوری به‌نظر برسه. ویرایش ظاهری کتاب هم کیفیت خوبی نداشت. 
از دید محتوا هم، با توجه به موضوع کلی که اقتصاد باشه، کتاب پر از آمار و عدد و درصده که همه‌گی قدیمی شدند و دیگه به‌درد ارجاع در مقالات علمی نمی‌خورند. البته از آقای دکتر نوروزی -یکی از نویسنده‌گان کتاب- شنیدم که ویرایش جدیدی از کتاب که شامل اصلاحات محتوایی و ظاهریه در دست انتشاره و به‌زودی در بازار موجود می‌شه.
هدف اصلی از گردآوری و انتشار این مجموعه، رفع نیاز اساتید و دانش‌جویان مطالعات منطقه‌ای آسیای مرکزی و قفقاز پرکردن خلأ وجود منبع مناسب برای سرفصل‌های درس «مسائل اقتصادی آسیای مرکزی و قفقاز» بوده و فارغ از موفقیت یا عدم موفقیت‌ش در این مورد، فعلاً جای‌گزین به‌تری براش وجود ندار‌ه‌...

🌻

        

17

          بسم‌ «الله»...

این کتاب یکی از به‌ترین‌هاست برای شروع مطالعه‌ی ادبیات روسیه‌. هم جذاب و دل‌نشین و هم عمیق و مانده‌گار.
چهار فصل پایانی کتاب اون رو به به یک اثر خواندنی و کم‌نظیر تبدیل کرده؛ انگار پرداختن به حواشی و جزئیاتی که جذابیت چندانی برای خواننده‌ی کتاب نداره در هشت‌فصل ابتدایی، همه‌ش برای برداشت‌های به‌تر از محتوای قسمت پایانی بوده‌. 
یکی از نکات قابل‌تأمل داستان این بود که وانیا یا همون ایوان ایلیچ، تا آخرین روزهای حیات‌ش، با اطمینان از درستی و شایسته‌بودن عمل‌کردش در طول عمر یاد می‌کرد که من رو مدام یاد این آیات شریفه‌ی قرآن می‌انداخت: «قُل هَل نُنَبِّئُكُم بالْأخْسَرِينَ أعمالا* الّذينَ ضَلَّ سَعْيُهُم في الْحياةِ الدّنيا و هُمْ يَحْسبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعا». در حالی‌که دیگه خیلی دیر شده بود و اون حتی پس از تشکیک در درستیِ گذشته‌ش و دریافتن اشتباهات‌ش، فرصتی برای جبران پیدا نکرد. مطالعه‌ی این اثر تولستوی می‌تونه هش‌دار و تلنگری باشه برای همه‌ی اونایی که دارند راهِ وانیا رو طی می‌کنند. کسانی که هنوز از روی نردبان نیفتادند. هنوز محتاج گراسیم نشدند. هنوز فرصت دارند برای تغییر مسیرشان؛ که «علاجِ واقعه پیش از وقوع باید کرد!» 
نعمت و فرصت حیات، خوشی‌های غفلت‌بار، آرزوهای اشتباه، پنجه‌به‌خالی‌زدن، تشکیک در راهی که طی می‌کنم، تنهایی و مرگ... چیزهایی بودند که بعد از تموم‌کردن کتاب به‌شان فکر کردم.
مرگ ایوان ایلیچ، به گمان‌م از اون دسته کتاب‌هاییه که هربار  بخونی‌ش، بیش‌تر از بار قبل تحت‌تاثیر قرار می‌گیری...
🌻

        

26