یادداشت سید امیرحسین هاشمی
1402/5/28
داستانی موجز از استادِ گسترش! 1- قبل از ورود به مرور خودِ داستان، جا دارد مراتب چاکری و عذرخواهیِ خود را به محضر اعلی حضرت سروش حبیبی برسانم. در مقام قیاس با ترجمه آتشبرآب در مرگ ایوان ایلیچ، ترجمه سروش حبیبی برای من خیلی دلچسب نبود و این رو تعمیم دادم به بقیۀ ترجمههای استاد از استاد. ما که بدی ندیدم از این ترجمه، خوب بود واقعا. 2- این رو مفروض بگیر که من تا بحال دو کتابِ نه چندان مفصل از تالستوی را خواندهام و او را «استادِ شخصیتسازی» یافتهام، حال ببین اگر بروم سراغِ اصل کاریها چه میشود. کاساتسکی، همون پدر سرگی، خیلی شخصیتِ عالیای داشت، یعنی قدمزدنهایش در آخر داستان را گویی داشتم به عینه میدیدم. البته به ضرورتِ ایجازِ زیادِ متن بقیه شخصیتها از صلابتِ توصیفی کافی برخوردار نبودند و جا داشت بیشتر بشناسیمشون. 3- اگر کتاب را نخواندهای این شماره را نخوان(spoiler alert): البته کتاب داستان و پیرنگِ پر تعلیق و هیجانیای ندارد که اسپویلخیز باشد. به هر جهت به علت اختصار متن، اندکی چرخش نهاییِ پدر سرگی و اینکه میخواهد به مردم خدمت کنم را نفهمیدم. البته الان که دارم فکر میکنم بد هم نبود، ولی مختصر بود دیگه. 4-در ضمن با این بیانِ درونیاتی که تالستوی از پدر سرگی برای ما انجام داد، داستایفسکی به عنوانِ روانشناسِ ادبیاتِ روسیه دیگر چیست! 5- دیگر بیشتر از این هم نمینویسم، اما بدانید و آگاه باشید تالستوی به مزاقِ حضرت همایونی خوش افتاده است :)) 3ونیم ستاره هم در مقام قیاس با مرگ ایوان ایلیچ است، و الا حقش بیشتر از ایناست.
(0/1000)
نظرات
1402/5/29
اگه بگم ترجمهی مهری آهی از جنایت و مکافات بهتر از آتش بر آب است غمگین میشی؟؟؟😂
1
0
1402/5/29
نه واقعا، اتفاقا اطرافیان شما و خودِ من غمگین خواهند شد به واسطه یک فقدان! ولی کلا از ترجمه مهری آهی از جنایات و مکافات تعریف زیاد شنیدم.
0
سید امیرحسین هاشمی
1402/5/29
0