بریدههای کتاب زَهْــــراٰ زَهْــــراٰ 1404/5/25 روح الله؛ روایت مستند زندگی امام خمینی هادی حکیمیان 4.5 26 صفحۀ 356 جریان روشن فکری به خوبی میداند"ایران یعنی شیعه، شیعه یعنی ایران" و همین اجماع نانوشته است که ایشان را مجاب میکند تا غالبا پشت سر یک مرجع تقلید شیعه، یعنی امام، بایستند.تنها راه برای حفظ تمامیت ارضی کشور همین است. 0 1 زَهْــــراٰ 1404/5/25 روح الله؛ روایت مستند زندگی امام خمینی هادی حکیمیان 4.5 26 صفحۀ 356 امام کسی است که چیزها را از نظم کهنه و کهن خود خارج میکند و همه را به مداری جدید میاندازد.امام یعنی همین امکان. 0 1 زَهْــــراٰ 1404/5/25 روح الله؛ روایت مستند زندگی امام خمینی هادی حکیمیان 4.5 26 صفحۀ 346 در قرون گذشته، هیچ گاه حکومت دینی در ایران محقق نشده، اما روحانیون همواره نگهبان نهایی روحِ ایرانی بودهاند؛ روحی که ظاهرا به کندی برانگیخته میشود، اما وقتی به جوش و خروش و حرکت درآمد، دیگر هیچ قدرتی سد راه آن نیست. 0 1 زَهْــــراٰ 1404/5/25 روح الله؛ روایت مستند زندگی امام خمینی هادی حکیمیان 4.5 26 صفحۀ 343 شگرف ترین بُعد انقلاب ایران را در وجود امام خمینی باید جست. 0 2 زَهْــــراٰ 1404/5/25 روح الله؛ روایت مستند زندگی امام خمینی هادی حکیمیان 4.5 26 صفحۀ 331 در جریان مبارزه، هرگاه ناگزیر به انتخاب مرگ باشید، پس، مرگ باعزت یعنی همان شهادت را انتخاب کنید تا با خون خود ریشه های شجره طیبه دین را آبیاری کرده باشید. 0 1 زَهْــــراٰ 1404/5/25 روح الله؛ روایت مستند زندگی امام خمینی هادی حکیمیان 4.5 26 صفحۀ 323 ایران آماده پرواز است؛ مهیای یک جهش بلند، پریدن و درنوردیدن مرزها.شاه با آن همه قپهها، واکسیل ها و جبروت چشم نوازش توان همراه شدن با ملت را ندارد.تنها "امام" است که میتواند مردم را رهبری کند.پس، مردم همچون مرغان داستان عرفانی عطار در وجود این سیمرغ افسانهای مسخ شدهاند و هر لحظه انتظار ورود او را میکشند؛ اینک عطش انتظار، عطش ظهور. 0 1 زَهْــــراٰ 1404/5/25 روح الله؛ روایت مستند زندگی امام خمینی هادی حکیمیان 4.5 26 صفحۀ 242 روحانیت شیعه مستقل است، مستقل، اتکا به هیچ جا ندارد. 0 2 زَهْــــراٰ 1404/5/12 روح الله؛ روایت مستند زندگی امام خمینی هادی حکیمیان 4.5 26 صفحۀ 200 ما با اسرائیل و بهایی ها نظر مخالف داریم و تا روزی که مسئولین امر دست از حمایت این دو طبقه برندارند، ما به مخالفت با آن ها ادامه میدهیم. 0 6 زَهْــــراٰ 1404/5/11 روح الله؛ روایت مستند زندگی امام خمینی هادی حکیمیان 4.5 26 صفحۀ 155 من تاکنون به کشف این راز موفق نشدهام که چه ارتباطی بین دانشگاه های کشور و بی اعتقاد شدن جوانان به مبانی دینی وجود دارد. امروز، ما شاهدیم که اکثر جوانانی که از آموزشگاه های دولتی فارغالتحصیل میگردند و جذب اجتماع و خدمت میشوند اغلب به احکام اسلام و معتقدات مذهبی پای بندی و علاقه کافی نشان نمیدهند. 0 4 زَهْــــراٰ 1404/5/11 روح الله؛ روایت مستند زندگی امام خمینی هادی حکیمیان 4.5 26 صفحۀ 126 با ممنوعیت مجالس عزا و روضه خوانی در اسفند ۱۳۱۶، آخرین سنگر روحانیت هم به دست حکومت تسخیر میشود. 0 3 زَهْــــراٰ 1404/5/11 روح الله؛ روایت مستند زندگی امام خمینی هادی حکیمیان 4.5 26 صفحۀ 120 من به ایشان عرض کردم که بله، این ها میخواهند خوب ها را از بدها جدا کنند که خوب ها را از بین ببرند، نه بد ها را. و همینطور هم شد.ابتدا، برای این معنا آمدند و چه تلخی ها بر ما ها گذشت. 0 2 زَهْــــراٰ 1404/5/11 روح الله؛ روایت مستند زندگی امام خمینی هادی حکیمیان 4.5 26 صفحۀ 83 بالاخره نتیجه گرفتیم آدم باید به یک جایی متکی باشد تا جرئتش زیاد شود. 0 2 زَهْــــراٰ 1404/5/9 تو زودتر بکش؛ روایت نیروهای عملیاتی و اطلاعاتی اسرائیل از 60 سال ترورهای موساد از ترور مبارزین فلسطینی تا ترور عماد مغنیه و دانشمندان هسته ای و موشکی ایران جلد 1 رونن برگمن 4.1 17 صفحۀ 35 رهبران اسرائیل قاطعانه حکم میکردند که در مسیر کشتن یک شخص معین، به خطر انداختن جان غیرنظامی های بیگناه که شاید اتفاقی در خط آتش حضور داشته باشند، هم اخلاقی است و هم قانونی. طبق اعتقاد آنها، صدمه زدن به این مردم بیگناه، "شرِ ناگزیر" بود. 0 2 زَهْــــراٰ 1404/5/9 تو زودتر بکش؛ روایت نیروهای عملیاتی و اطلاعاتی اسرائیل از 60 سال ترورهای موساد از ترور مبارزین فلسطینی تا ترور عماد مغنیه و دانشمندان هسته ای و موشکی ایران جلد 1 رونن برگمن 4.1 17 صفحۀ 34 از بین تمامی ابزارهایی که کشور های دموکرات برای حفظ امنیت خود استفاده میکنند، هیچ کدام اضطرابآفرین تر و بحث برانگیزتر از "کشتن راننده" یا همان ترور و قتل، نیست. 0 3 زَهْــــراٰ 1404/3/22 آقای ایرانشهر؛ سفرنامه ی یک تبعید رحیم مخدومی 4.1 16 صفحۀ 127 سجده ی بیفراز یعنی افتادن و دیگر برنخاستن؛ یعنی مرگ! 0 17 زَهْــــراٰ 1404/3/22 آقای ایرانشهر؛ سفرنامه ی یک تبعید رحیم مخدومی 4.1 16 صفحۀ 152 دیدم این قانون کلی زندگی ما ایرانیان است، که هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن است، مورد احترام است؛ تا ساکت است، مورد تعظیم و تبجیل است؛ اما همین که به راه افتاد و یک قدم برداشت، نه تنها کسی کمکش نمیکند، بلکه سنگ است که به طرف او پرتاب میشود.این نشانه ی یک جامعه مرده است؛ ولی یک جامعه ی زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که متکلم هستند، نه ساکت؛ متحرکند نه ساکن، با خبرترند نه بیخبرتر. 1 9 زَهْــــراٰ 1404/3/11 آقای ایرانشهر؛ سفرنامه ی یک تبعید رحیم مخدومی 4.1 16 صفحۀ 62 بر خلاف بعضی ها که موتور انقلابیشان را تا بهمن ۵۷ کوک کردند، بعد از پیروزی انقلاب، خیال کردند به مقصد رسیدهاند.نشستند سر سفره و خیلی زود فربه و سنگین شدند.دیگر نتوانستند حرکت کنند، چه رسد به پرواز! انقلاب، پرواز کرد و آنها جا ماندند! 0 14 زَهْــــراٰ 1404/3/11 آقای ایرانشهر؛ سفرنامه ی یک تبعید رحیم مخدومی 4.1 16 صفحۀ 62 از لفظ تبعید پیدا است؛ این حرکت، افق بعیدی پیش رو دارد. بعید، دست نایافتنی است، امّا برای کسی که در مبدأ مانده، نه برای کسی که رو به سوی مقصد دارد و در نوک کاروانِ حرکت، واقع است؛ نه برای کسی که حمله دار است و همواره بعید ها را قریب میکند. 0 9 زَهْــــراٰ 1404/3/9 آقای ایرانشهر؛ سفرنامه ی یک تبعید رحیم مخدومی 4.1 16 صفحۀ 16 وقتی حالات روحیام را با موضوع تحقیقم پیوند میزنم، به خود میگویم وقتی پدر یک طفل بودن، این همه سخت است، پدر امت بودن، چگونه است؟! 0 13 زَهْــــراٰ 1404/3/9 آقای ایرانشهر؛ سفرنامه ی یک تبعید رحیم مخدومی 4.1 16 صفحۀ 36 مردم نیاز به بیداری داشتند.بیداری را نمیشد خواب کرد.جنس بیداری از فریاد است.سکوتِ بیداری سر و صدا است. 0 16
بریدههای کتاب زَهْــــراٰ زَهْــــراٰ 1404/5/25 روح الله؛ روایت مستند زندگی امام خمینی هادی حکیمیان 4.5 26 صفحۀ 356 جریان روشن فکری به خوبی میداند"ایران یعنی شیعه، شیعه یعنی ایران" و همین اجماع نانوشته است که ایشان را مجاب میکند تا غالبا پشت سر یک مرجع تقلید شیعه، یعنی امام، بایستند.تنها راه برای حفظ تمامیت ارضی کشور همین است. 0 1 زَهْــــراٰ 1404/5/25 روح الله؛ روایت مستند زندگی امام خمینی هادی حکیمیان 4.5 26 صفحۀ 356 امام کسی است که چیزها را از نظم کهنه و کهن خود خارج میکند و همه را به مداری جدید میاندازد.امام یعنی همین امکان. 0 1 زَهْــــراٰ 1404/5/25 روح الله؛ روایت مستند زندگی امام خمینی هادی حکیمیان 4.5 26 صفحۀ 346 در قرون گذشته، هیچ گاه حکومت دینی در ایران محقق نشده، اما روحانیون همواره نگهبان نهایی روحِ ایرانی بودهاند؛ روحی که ظاهرا به کندی برانگیخته میشود، اما وقتی به جوش و خروش و حرکت درآمد، دیگر هیچ قدرتی سد راه آن نیست. 0 1 زَهْــــراٰ 1404/5/25 روح الله؛ روایت مستند زندگی امام خمینی هادی حکیمیان 4.5 26 صفحۀ 343 شگرف ترین بُعد انقلاب ایران را در وجود امام خمینی باید جست. 0 2 زَهْــــراٰ 1404/5/25 روح الله؛ روایت مستند زندگی امام خمینی هادی حکیمیان 4.5 26 صفحۀ 331 در جریان مبارزه، هرگاه ناگزیر به انتخاب مرگ باشید، پس، مرگ باعزت یعنی همان شهادت را انتخاب کنید تا با خون خود ریشه های شجره طیبه دین را آبیاری کرده باشید. 0 1 زَهْــــراٰ 1404/5/25 روح الله؛ روایت مستند زندگی امام خمینی هادی حکیمیان 4.5 26 صفحۀ 323 ایران آماده پرواز است؛ مهیای یک جهش بلند، پریدن و درنوردیدن مرزها.شاه با آن همه قپهها، واکسیل ها و جبروت چشم نوازش توان همراه شدن با ملت را ندارد.تنها "امام" است که میتواند مردم را رهبری کند.پس، مردم همچون مرغان داستان عرفانی عطار در وجود این سیمرغ افسانهای مسخ شدهاند و هر لحظه انتظار ورود او را میکشند؛ اینک عطش انتظار، عطش ظهور. 0 1 زَهْــــراٰ 1404/5/25 روح الله؛ روایت مستند زندگی امام خمینی هادی حکیمیان 4.5 26 صفحۀ 242 روحانیت شیعه مستقل است، مستقل، اتکا به هیچ جا ندارد. 0 2 زَهْــــراٰ 1404/5/12 روح الله؛ روایت مستند زندگی امام خمینی هادی حکیمیان 4.5 26 صفحۀ 200 ما با اسرائیل و بهایی ها نظر مخالف داریم و تا روزی که مسئولین امر دست از حمایت این دو طبقه برندارند، ما به مخالفت با آن ها ادامه میدهیم. 0 6 زَهْــــراٰ 1404/5/11 روح الله؛ روایت مستند زندگی امام خمینی هادی حکیمیان 4.5 26 صفحۀ 155 من تاکنون به کشف این راز موفق نشدهام که چه ارتباطی بین دانشگاه های کشور و بی اعتقاد شدن جوانان به مبانی دینی وجود دارد. امروز، ما شاهدیم که اکثر جوانانی که از آموزشگاه های دولتی فارغالتحصیل میگردند و جذب اجتماع و خدمت میشوند اغلب به احکام اسلام و معتقدات مذهبی پای بندی و علاقه کافی نشان نمیدهند. 0 4 زَهْــــراٰ 1404/5/11 روح الله؛ روایت مستند زندگی امام خمینی هادی حکیمیان 4.5 26 صفحۀ 126 با ممنوعیت مجالس عزا و روضه خوانی در اسفند ۱۳۱۶، آخرین سنگر روحانیت هم به دست حکومت تسخیر میشود. 0 3 زَهْــــراٰ 1404/5/11 روح الله؛ روایت مستند زندگی امام خمینی هادی حکیمیان 4.5 26 صفحۀ 120 من به ایشان عرض کردم که بله، این ها میخواهند خوب ها را از بدها جدا کنند که خوب ها را از بین ببرند، نه بد ها را. و همینطور هم شد.ابتدا، برای این معنا آمدند و چه تلخی ها بر ما ها گذشت. 0 2 زَهْــــراٰ 1404/5/11 روح الله؛ روایت مستند زندگی امام خمینی هادی حکیمیان 4.5 26 صفحۀ 83 بالاخره نتیجه گرفتیم آدم باید به یک جایی متکی باشد تا جرئتش زیاد شود. 0 2 زَهْــــراٰ 1404/5/9 تو زودتر بکش؛ روایت نیروهای عملیاتی و اطلاعاتی اسرائیل از 60 سال ترورهای موساد از ترور مبارزین فلسطینی تا ترور عماد مغنیه و دانشمندان هسته ای و موشکی ایران جلد 1 رونن برگمن 4.1 17 صفحۀ 35 رهبران اسرائیل قاطعانه حکم میکردند که در مسیر کشتن یک شخص معین، به خطر انداختن جان غیرنظامی های بیگناه که شاید اتفاقی در خط آتش حضور داشته باشند، هم اخلاقی است و هم قانونی. طبق اعتقاد آنها، صدمه زدن به این مردم بیگناه، "شرِ ناگزیر" بود. 0 2 زَهْــــراٰ 1404/5/9 تو زودتر بکش؛ روایت نیروهای عملیاتی و اطلاعاتی اسرائیل از 60 سال ترورهای موساد از ترور مبارزین فلسطینی تا ترور عماد مغنیه و دانشمندان هسته ای و موشکی ایران جلد 1 رونن برگمن 4.1 17 صفحۀ 34 از بین تمامی ابزارهایی که کشور های دموکرات برای حفظ امنیت خود استفاده میکنند، هیچ کدام اضطرابآفرین تر و بحث برانگیزتر از "کشتن راننده" یا همان ترور و قتل، نیست. 0 3 زَهْــــراٰ 1404/3/22 آقای ایرانشهر؛ سفرنامه ی یک تبعید رحیم مخدومی 4.1 16 صفحۀ 127 سجده ی بیفراز یعنی افتادن و دیگر برنخاستن؛ یعنی مرگ! 0 17 زَهْــــراٰ 1404/3/22 آقای ایرانشهر؛ سفرنامه ی یک تبعید رحیم مخدومی 4.1 16 صفحۀ 152 دیدم این قانون کلی زندگی ما ایرانیان است، که هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن است، مورد احترام است؛ تا ساکت است، مورد تعظیم و تبجیل است؛ اما همین که به راه افتاد و یک قدم برداشت، نه تنها کسی کمکش نمیکند، بلکه سنگ است که به طرف او پرتاب میشود.این نشانه ی یک جامعه مرده است؛ ولی یک جامعه ی زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که متکلم هستند، نه ساکت؛ متحرکند نه ساکن، با خبرترند نه بیخبرتر. 1 9 زَهْــــراٰ 1404/3/11 آقای ایرانشهر؛ سفرنامه ی یک تبعید رحیم مخدومی 4.1 16 صفحۀ 62 بر خلاف بعضی ها که موتور انقلابیشان را تا بهمن ۵۷ کوک کردند، بعد از پیروزی انقلاب، خیال کردند به مقصد رسیدهاند.نشستند سر سفره و خیلی زود فربه و سنگین شدند.دیگر نتوانستند حرکت کنند، چه رسد به پرواز! انقلاب، پرواز کرد و آنها جا ماندند! 0 14 زَهْــــراٰ 1404/3/11 آقای ایرانشهر؛ سفرنامه ی یک تبعید رحیم مخدومی 4.1 16 صفحۀ 62 از لفظ تبعید پیدا است؛ این حرکت، افق بعیدی پیش رو دارد. بعید، دست نایافتنی است، امّا برای کسی که در مبدأ مانده، نه برای کسی که رو به سوی مقصد دارد و در نوک کاروانِ حرکت، واقع است؛ نه برای کسی که حمله دار است و همواره بعید ها را قریب میکند. 0 9 زَهْــــراٰ 1404/3/9 آقای ایرانشهر؛ سفرنامه ی یک تبعید رحیم مخدومی 4.1 16 صفحۀ 16 وقتی حالات روحیام را با موضوع تحقیقم پیوند میزنم، به خود میگویم وقتی پدر یک طفل بودن، این همه سخت است، پدر امت بودن، چگونه است؟! 0 13 زَهْــــراٰ 1404/3/9 آقای ایرانشهر؛ سفرنامه ی یک تبعید رحیم مخدومی 4.1 16 صفحۀ 36 مردم نیاز به بیداری داشتند.بیداری را نمیشد خواب کرد.جنس بیداری از فریاد است.سکوتِ بیداری سر و صدا است. 0 16