بریدههای کتاب دعبل و زلفا زهره مالکی 1403/11/11 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 176 دعبل گفت: طوری از انسان حرف می زنی که انگار بوته کدوست ! نقش ایمان و عشق را از یاد برده ای! این دو، اکسیر اعظم است مرده را زنده می کند. 0 2 آشنای او 1403/10/30 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 1 0 13 سادات خانوم✧*) 1403/10/3 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 22 چاره چیست امروز نان در شعر است شاعر مکارمی را به ناف اشراف و درباریان فاسد میبندد که آنها در خواب هم نمیدیدند در عوض سکههای طلا میگیرد هیچ دروغی را چنین به طلا نمیخرند بگذریم که گاهی قطعهای شعر شایسته مانند عصای موسی از منجیق و گزر هم کوبنده تر است و بساط سحر و جادوی فرعونیان را فرو میبلعد خودم بیشتر از دیگران باید حرف خودم را باور داشته باشم سخت بود که مردانی از شیعیان را به بهانههای واهی کشته بودند دختران و زنانشان را مانند غنیمت جنگی میبردند تا بین خود تقسیم کنند نمیتوانست به خود بقبولاند که آن در یتیم را مانند اسبی اصیل و کمیاب بفروشند و یکی که شاید پدربزرگ او به حساب بیاید صاحب او شود 0 13 فاطمه فرجامی نیا 1404/2/26 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 108 افسوس که برزخی میان حق و باطل نیست. از حق که گذشتی، دیگر هر چه هست باطل است. 0 1 عارفه سامی 👨👩👦 1403/7/12 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 138 دعبل گفت: شعر، زنگ بیدارباش است، نه لالایی برای ستم گرانی که سیر خورده و نوشیدهاند و از گرانی بار گناه و جنایت، خوابشان نمی برد. 0 11 فاطمه فرجامی نیا 1404/2/25 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 59 0 1 نبات 1403/12/25 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 151 نالید:خدایا گناهانم چنان فراوان اند که جز تو از پس شمارش آن بر نمی آید!اگر می خواهی کیفرم دهی ، در همین دنیا باشد و به آخرت نیفتد!حتی اگر کیفرم آن باشد که جان و مال و اولاد و مقامم را از من بستانی،راضی ام! 0 11 حسین بحری 1403/4/1 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 250 آدمیزاده چه بد تاجری است که سعادت جاودان را به عمر دو روزهی دنیا میفروشد و سرافکنده و مغبون به سرای باقی رانده میشود! 0 3 مَهدیه :)) 1404/1/26 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 283 _ مرا در محبت و دوستی خاندان پیامبر (ص) ملامت نکن گه شیفتهشان هستم و به نیکی و پاکیشان اطمینان دارم ! آنان را برای رشد و کمالم برگزیدم که برگزیدهتریناند ! 0 0 زهره مالکی 1403/11/10 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 108 _راهی میانه را در پیش بگیر.نمونه اش ترانه های امشبت. _افسوس که برزخی میان حق و باطل نیست.از حق که گذشتی،دیگر هر چه هست باطل است. 0 0 مَهدیه :)) 1404/1/22 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 58 جعفر پرسید : برخی از بزرگان که به اینجا میآیند ، به لکنت میافتند و سراپا میلرزند . کافی است اشارهای کنم تا سرهایی بریده شود و والیانی را عزل ، و داراییشان را مصادره کنند . چگونه است که تو نمیهراسی ؟ _ آنها یا واهمه دارند که از تبهکاریهایشان باخبر شده باشی و یا به سکههای طلا و قدرتت چشم طمع دارند . من نه گناهی کردهام ، نه طمعی دارم . به نان و کشکی میسازم و سخنی میگویم که مقبول پروردگارم باشد . _ سالوس را کنار بگذار دعبل ! پس برای چه به اینجا آمدهای ؟ باید به مسجد میرفتی . _ برای دو مطلب آمدم . یکی این که بگویمت هرچه بُرجت را بالاتر ببری ، اگر از آن بیفتی ، سختتر در هم میشکنی . اگر امروز میتوانی با اشارهای جانی بستانی و فرمانروایان سرزمینهایی را همانند این مهرههای شطرنج ، جابهجا کنی ، دستی را هم باور داشته باش که میتواند در لحظهای با تو چنین کند . دوم آنکه به من بگویی فرزند رسول خدا کجاست و چرا رهایش نمیکنید ؟ 0 0 مَهدیه :)) 1404/1/21 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 9 آن روی سکهی قدرت ، بیرحمی و قساوت است . 0 0 فاطمه فرجامی نیا 1404/2/26 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 152 0 2 مَهدیه :)) 1404/1/21 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 9 تا دقیقهای دیگر از هم جدا میشویم . این را به یادگار از من داشته باش : زبانی که به حق نچرخد ، به درد همان لقمه در دهان چرخاندن میخورد و بس ! 0 0 مَهدیه :)) 1404/1/26 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 284 پس ای دعبل ! شاد باش و تو را مژده باد که هرچه آمدنیست ، دور نخواهد بود ! 0 2 آشنای او 1403/10/30 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 1 0 8 فاطمه فرجامی نیا 1404/2/26 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 132 0 0 مَهدیه :)) 1404/1/22 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 102 کسی که فوارهی عزم و آرزویش کوتاه باشد ، یادش از دیوارهای خانه فراتر نمیرود . 0 0 مَهدیه :)) 1404/1/22 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 135 کسی که به خدا ایمان دارد ، دل به قدرتی نمیبندد که پیوسته در حال افول است . 0 0 فاطمه فرجامی نیا 1404/2/26 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 171 0 2
بریدههای کتاب دعبل و زلفا زهره مالکی 1403/11/11 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 176 دعبل گفت: طوری از انسان حرف می زنی که انگار بوته کدوست ! نقش ایمان و عشق را از یاد برده ای! این دو، اکسیر اعظم است مرده را زنده می کند. 0 2 آشنای او 1403/10/30 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 1 0 13 سادات خانوم✧*) 1403/10/3 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 22 چاره چیست امروز نان در شعر است شاعر مکارمی را به ناف اشراف و درباریان فاسد میبندد که آنها در خواب هم نمیدیدند در عوض سکههای طلا میگیرد هیچ دروغی را چنین به طلا نمیخرند بگذریم که گاهی قطعهای شعر شایسته مانند عصای موسی از منجیق و گزر هم کوبنده تر است و بساط سحر و جادوی فرعونیان را فرو میبلعد خودم بیشتر از دیگران باید حرف خودم را باور داشته باشم سخت بود که مردانی از شیعیان را به بهانههای واهی کشته بودند دختران و زنانشان را مانند غنیمت جنگی میبردند تا بین خود تقسیم کنند نمیتوانست به خود بقبولاند که آن در یتیم را مانند اسبی اصیل و کمیاب بفروشند و یکی که شاید پدربزرگ او به حساب بیاید صاحب او شود 0 13 فاطمه فرجامی نیا 1404/2/26 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 108 افسوس که برزخی میان حق و باطل نیست. از حق که گذشتی، دیگر هر چه هست باطل است. 0 1 عارفه سامی 👨👩👦 1403/7/12 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 138 دعبل گفت: شعر، زنگ بیدارباش است، نه لالایی برای ستم گرانی که سیر خورده و نوشیدهاند و از گرانی بار گناه و جنایت، خوابشان نمی برد. 0 11 فاطمه فرجامی نیا 1404/2/25 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 59 0 1 نبات 1403/12/25 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 151 نالید:خدایا گناهانم چنان فراوان اند که جز تو از پس شمارش آن بر نمی آید!اگر می خواهی کیفرم دهی ، در همین دنیا باشد و به آخرت نیفتد!حتی اگر کیفرم آن باشد که جان و مال و اولاد و مقامم را از من بستانی،راضی ام! 0 11 حسین بحری 1403/4/1 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 250 آدمیزاده چه بد تاجری است که سعادت جاودان را به عمر دو روزهی دنیا میفروشد و سرافکنده و مغبون به سرای باقی رانده میشود! 0 3 مَهدیه :)) 1404/1/26 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 283 _ مرا در محبت و دوستی خاندان پیامبر (ص) ملامت نکن گه شیفتهشان هستم و به نیکی و پاکیشان اطمینان دارم ! آنان را برای رشد و کمالم برگزیدم که برگزیدهتریناند ! 0 0 زهره مالکی 1403/11/10 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 108 _راهی میانه را در پیش بگیر.نمونه اش ترانه های امشبت. _افسوس که برزخی میان حق و باطل نیست.از حق که گذشتی،دیگر هر چه هست باطل است. 0 0 مَهدیه :)) 1404/1/22 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 58 جعفر پرسید : برخی از بزرگان که به اینجا میآیند ، به لکنت میافتند و سراپا میلرزند . کافی است اشارهای کنم تا سرهایی بریده شود و والیانی را عزل ، و داراییشان را مصادره کنند . چگونه است که تو نمیهراسی ؟ _ آنها یا واهمه دارند که از تبهکاریهایشان باخبر شده باشی و یا به سکههای طلا و قدرتت چشم طمع دارند . من نه گناهی کردهام ، نه طمعی دارم . به نان و کشکی میسازم و سخنی میگویم که مقبول پروردگارم باشد . _ سالوس را کنار بگذار دعبل ! پس برای چه به اینجا آمدهای ؟ باید به مسجد میرفتی . _ برای دو مطلب آمدم . یکی این که بگویمت هرچه بُرجت را بالاتر ببری ، اگر از آن بیفتی ، سختتر در هم میشکنی . اگر امروز میتوانی با اشارهای جانی بستانی و فرمانروایان سرزمینهایی را همانند این مهرههای شطرنج ، جابهجا کنی ، دستی را هم باور داشته باش که میتواند در لحظهای با تو چنین کند . دوم آنکه به من بگویی فرزند رسول خدا کجاست و چرا رهایش نمیکنید ؟ 0 0 مَهدیه :)) 1404/1/21 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 9 آن روی سکهی قدرت ، بیرحمی و قساوت است . 0 0 فاطمه فرجامی نیا 1404/2/26 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 152 0 2 مَهدیه :)) 1404/1/21 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 9 تا دقیقهای دیگر از هم جدا میشویم . این را به یادگار از من داشته باش : زبانی که به حق نچرخد ، به درد همان لقمه در دهان چرخاندن میخورد و بس ! 0 0 مَهدیه :)) 1404/1/26 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 284 پس ای دعبل ! شاد باش و تو را مژده باد که هرچه آمدنیست ، دور نخواهد بود ! 0 2 آشنای او 1403/10/30 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 1 0 8 فاطمه فرجامی نیا 1404/2/26 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 132 0 0 مَهدیه :)) 1404/1/22 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 102 کسی که فوارهی عزم و آرزویش کوتاه باشد ، یادش از دیوارهای خانه فراتر نمیرود . 0 0 مَهدیه :)) 1404/1/22 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 135 کسی که به خدا ایمان دارد ، دل به قدرتی نمیبندد که پیوسته در حال افول است . 0 0 فاطمه فرجامی نیا 1404/2/26 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 171 0 2