بریدههای کتاب صد سال تنهایی مرضیهبانو 1404/3/30 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 350 رطوبتِ هوا به قدری بالا بود که ماهیها میتوانستند از درها وارد شوند و از پنجرهها بیرون بروند و در فضای چاردیواریها شناور باشند. 0 8 کتابسَوار 1403/7/28 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 264 انسان تنها زمانی حق دارد به انسانی دیگر از بالا به پایین بنگرد که ناگزیر است او را یاری رساند تا روی پای خود بایستد. 0 12 gharneshin 1403/12/12 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 441 روزی که قرار شود بشری در کوپهی درجه یک سفر کند و ادبیات در واگن کالا، دخل دنیا آمده است. 0 1 مرضیهبانو 1404/3/30 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 442 هر دقیقه در حال تمام شدن بود اما تمام شدنش هرگز تمام نمیشد. 0 13 gharneshin 1403/12/12 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 444 همیشه به خاطر داشته باشند که گذشته دروغی بیش نیست و خاطره بازگشتی ندارد و هر بهاری که میگذرد، دیگر برنمیگردد و حتی شدیدترین و دیوانه کنندهترین عشقها نیز حقیقتی ناپایدار است. 0 3 gharneshin 1403/11/26 صدسال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 33 آن دو تا آخر عمر با زنجیری قویتر از عشق به یکدیگر بسته شده بودند؛ یک تاسف وجدانی دوجانبه. 0 2 مهدیه 1403/4/13 صدسال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 72 از اینکه دولت به آن ها کمکی نکرده بود ، شکایتی نداشتند، بر عکس از اینکه آن هارا به حال خود رها کرده بود تا در صلح و صفا رشد کنند، راضی هم بودند و او امیدوار بود در آینده هم دولت دست از سر آن ها بردارد . 0 24 تئودور 1404/2/13 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 63 تنها مدرک اثبات وجود خداوند را عکس گرفتن از او میدانست. 0 2 زهرا 1403/11/16 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 61 فراموشی مرگ است 0 2 فاطمه بلالی 1403/11/27 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 290 اطمینان پیدا کرد که زمانه به جای گذشتن، دایرهوار دور میزند و از این فکر به خود لرزید. 0 1 نرگس 1404/3/21 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 132 مرگ برایش موضوع مهمی نبود ولی زندگی چرا. 0 7 نرگس 1404/3/25 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 265 آن را چیزی میدانست که خودش واقعا نمیتوانست تعریفی از آن ارائه بدهد و آن را به صورت مبهم مربوط به از بین رفتن تدریجی آن زمان میدانست. میگفت:این روزها دیگر سال هم مانند زمانهای قدیم نمیگذرد. حس میکرد حقایق روزمره زندگی از میان دستانش لیز خورده و میرود. 0 1 زهرا 1403/11/15 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 10 چیزها زندگی خاص خودشان را دارند. قضیه این است که چطور جانشان را بیدار کنیم 0 0 رضا 1404/2/26 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 350 برای من همین کافیست که مطمئن باشم تو و من، در این لحظه وجود داریم.» 0 11 تئودور 1404/2/13 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 64 احترام به قول و قرار را ثروتی تلقی میکرد که نمیشد آن را به باد فنا داد. 0 0 شیدا 1403/4/25 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 295 0 4 فرنوش 1403/3/15 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 456 گذشته دروغی بیش نیست و یاد و خاطره بازگشتی ندارد و هر بهاری که میگذرد دیگر برنمیگردد و حتی آتشینترین و دیوانهکنندهترین عشقها نیز حقیقتی ناپایدار هستند. 0 3 gharneshin 1403/11/29 صدسال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 141 در حقیقت زندگی برایش اهمیت داشت، نه مرگ. 0 3 gharneshin 1403/12/4 صدسال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 282 بدون وحشت از خدا میپرسید که آیا واقعا خیال میکند مخلوقاتش از آهن درست شدهاند که بتوانند این همه درد و بدبختی را تاب بیاورند. 0 11 gharneshin 1403/12/12 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 406 قلب او که از خاکستر متراکم درست شده بود سختترین ضربات کشندهی واقعیات تلخ روزانه را تحمل کرده بود، با اولین یادآوری خاطراتش فروریخت. 0 3
بریدههای کتاب صد سال تنهایی مرضیهبانو 1404/3/30 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 350 رطوبتِ هوا به قدری بالا بود که ماهیها میتوانستند از درها وارد شوند و از پنجرهها بیرون بروند و در فضای چاردیواریها شناور باشند. 0 8 کتابسَوار 1403/7/28 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 264 انسان تنها زمانی حق دارد به انسانی دیگر از بالا به پایین بنگرد که ناگزیر است او را یاری رساند تا روی پای خود بایستد. 0 12 gharneshin 1403/12/12 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 441 روزی که قرار شود بشری در کوپهی درجه یک سفر کند و ادبیات در واگن کالا، دخل دنیا آمده است. 0 1 مرضیهبانو 1404/3/30 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 442 هر دقیقه در حال تمام شدن بود اما تمام شدنش هرگز تمام نمیشد. 0 13 gharneshin 1403/12/12 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 444 همیشه به خاطر داشته باشند که گذشته دروغی بیش نیست و خاطره بازگشتی ندارد و هر بهاری که میگذرد، دیگر برنمیگردد و حتی شدیدترین و دیوانه کنندهترین عشقها نیز حقیقتی ناپایدار است. 0 3 gharneshin 1403/11/26 صدسال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 33 آن دو تا آخر عمر با زنجیری قویتر از عشق به یکدیگر بسته شده بودند؛ یک تاسف وجدانی دوجانبه. 0 2 مهدیه 1403/4/13 صدسال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 72 از اینکه دولت به آن ها کمکی نکرده بود ، شکایتی نداشتند، بر عکس از اینکه آن هارا به حال خود رها کرده بود تا در صلح و صفا رشد کنند، راضی هم بودند و او امیدوار بود در آینده هم دولت دست از سر آن ها بردارد . 0 24 تئودور 1404/2/13 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 63 تنها مدرک اثبات وجود خداوند را عکس گرفتن از او میدانست. 0 2 زهرا 1403/11/16 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 61 فراموشی مرگ است 0 2 فاطمه بلالی 1403/11/27 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 290 اطمینان پیدا کرد که زمانه به جای گذشتن، دایرهوار دور میزند و از این فکر به خود لرزید. 0 1 نرگس 1404/3/21 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 132 مرگ برایش موضوع مهمی نبود ولی زندگی چرا. 0 7 نرگس 1404/3/25 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 265 آن را چیزی میدانست که خودش واقعا نمیتوانست تعریفی از آن ارائه بدهد و آن را به صورت مبهم مربوط به از بین رفتن تدریجی آن زمان میدانست. میگفت:این روزها دیگر سال هم مانند زمانهای قدیم نمیگذرد. حس میکرد حقایق روزمره زندگی از میان دستانش لیز خورده و میرود. 0 1 زهرا 1403/11/15 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 10 چیزها زندگی خاص خودشان را دارند. قضیه این است که چطور جانشان را بیدار کنیم 0 0 رضا 1404/2/26 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 350 برای من همین کافیست که مطمئن باشم تو و من، در این لحظه وجود داریم.» 0 11 تئودور 1404/2/13 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 64 احترام به قول و قرار را ثروتی تلقی میکرد که نمیشد آن را به باد فنا داد. 0 0 شیدا 1403/4/25 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 295 0 4 فرنوش 1403/3/15 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 456 گذشته دروغی بیش نیست و یاد و خاطره بازگشتی ندارد و هر بهاری که میگذرد دیگر برنمیگردد و حتی آتشینترین و دیوانهکنندهترین عشقها نیز حقیقتی ناپایدار هستند. 0 3 gharneshin 1403/11/29 صدسال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 141 در حقیقت زندگی برایش اهمیت داشت، نه مرگ. 0 3 gharneshin 1403/12/4 صدسال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 282 بدون وحشت از خدا میپرسید که آیا واقعا خیال میکند مخلوقاتش از آهن درست شدهاند که بتوانند این همه درد و بدبختی را تاب بیاورند. 0 11 gharneshin 1403/12/12 صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز 3.9 190 صفحۀ 406 قلب او که از خاکستر متراکم درست شده بود سختترین ضربات کشندهی واقعیات تلخ روزانه را تحمل کرده بود، با اولین یادآوری خاطراتش فروریخت. 0 3