بریده‌ای از کتاب دزیره اثر آنه ماری سلینکو

بریدۀ کتاب

صفحۀ 350

جواب دادم: همینقدر می دانم که وقتی من خواستم با او نامزد شوم خون خودت را می خوردی. در این موقع ژان باتیست دستی به شانه برادرم زد: _ واقعا؟ شما با نامزدی دزیره با او مخالف بودید؟ برادرزن عزیز، از شما خیلی خوشم آمد و شما را حتی اگر مجبور شوم روی زانوی خودم بنشانم ، همراه می برم میزان تنفر ژان باتیست از ناپلئون😂😂😂😂😂

جواب دادم: همینقدر می دانم که وقتی من خواستم با او نامزد شوم خون خودت را می خوردی. در این موقع ژان باتیست دستی به شانه برادرم زد: _ واقعا؟ شما با نامزدی دزیره با او مخالف بودید؟ برادرزن عزیز، از شما خیلی خوشم آمد و شما را حتی اگر مجبور شوم روی زانوی خودم بنشانم ، همراه می برم میزان تنفر ژان باتیست از ناپلئون😂😂😂😂😂

21

6

(0/1000)

نظرات

کل دزیره یه طرف ، این بخش هم یه طرف😁
عاشقشم😅

0

دلم خواست این کتاب رو بخونم🤭
1

1

😁😁 

0