بهتر انتخاب کن، بهتر بخوان

سقوط گوندولین

سقوط گوندولین

سقوط گوندولین

4.0
5 نفر |
2 یادداشت

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

در حال خواندن

0

خوانده‌ام

4

خواهم خواند

8

مورگوت شریر از دژ خود آنگباند بر قوای نظامی عظیمی فرمان میراند. در مقابل مورگوت، اولمو که او را فرمانروای آبها میخوانند، سخت ایستادگی میکند. در میان این ستیزه خدایان شهر زیبا و کشف ناشدنی گوندولین قرار دارد. سازندگان و ساکنان این شهر الفهای نولدوریاند که روزگاری در والینور، سرزمین خدایان ساکن بودند اما علیه حکمرانی صاحب خانه شوریدند و به سرزمین میانه گریختند. مورگوت بیهوده در پی آن است که شهر پنهان شگفت انگیز را بیابد، حال آنکه خدایان در والینور از مداخله در یاری اولمو، که قصد دفاع از شهر را دارد امتناع میورزند.تور، پسر عموی تورین به این داستان وارد میشود. با هدایت نادیدنی اولمو، تور به گوندولین سفر میکند و در آنجا مقام مییابد؛ او با ایدریل، دخت تورگون پیوند زناشویی میبندد؛ و آنها صاحب پسری به نام ائارندل میشوند. اما تقدیری هولناک در انتظارشان است؛ چرا که مورگوت به واسطه خیانتی ننگین یورشی ویرانگر را با بالروگها، اژدهایان و اورکهای بیشمار، علیه آنان تدارک می بیند. پس از نابودی، پسر تور زنده میماند و در داستان بعدی، قصۀ ائارندل، به زندگی خود ادامه میدهد، داستانی که تالکین هرگز فرصت نوشتن آن را نیافت؛ البته طرحواره آن از منابع مختلف در این کتاب گردآوری شده است.پس از برن و لوتین ،کریستوفر تالکین با همان روش «تاریخ در تسلسل» به نگاشتن سقوط گوندولین پرداخت. از زبان جی .آر. آر تالکین این «نخستین داستان حقیقی این دنیای خیالی بود» و در کنار برن و لوتین و فرزندان هورین، یکی از سه «قصه بزرگ» روزگاران پیشین است.

یادداشت‌های مرتبط به سقوط گوندولین