یادداشتهای زکیه عباسی (3) زکیه عباسی 1404/5/25 مدیر مدرسه جلال آل احمد 3.8 167 به نام خداوند جان و خرد 📖☁️ این اولین باری بود که کتابی با قلم جلالآلاحمد میخوندم و برام واقعا جدید بود. به خصوص که در این کتاب لغات و اصطلاحات قدیمی زیاد استفاده شده بود که خوندنش رو کمی برای من چالشبرانگیز کرده بود؛ در حین مطالعه مدام جستجو میکردم تا متوجه معناشون بشم. نوشتههای این کتاب رُک و بیپرده(یک جاهایی برام زیادی بود😅) با چاشنی طنز بود که خوندنش رو روانتر میکرد.✨ چیزی که از این کتاب دوست داشتم اشارههای اون به کمبود امکانات و بودجهی مدارس به خصوص در مناطق کمبرخوردار بود، و همینطور به تفاوت طبقاتی و تبعیضهایی که بین اونها اتفاق میوفته. مدیری که در ابتدا چارچوبهای خودش رو داره اما از وقتی که در جایگاه مدیریت مدرسه قرار گرفته به خاطر شرایط و چالشهایی که براش پیش میاد مجبور میشه کارهایی بکنه که خودش همیشه مخالفشون بوده!(مثل تنبیه، درخواست پول و..) چیزی که فکر میکنم همهی ما در محیط کاری باهاش مواجه شدیم. این کتاب و فضای اون مربوط به قبل انقلاب هست و در کل از نظر من کسانی که در مدرسه یا آموزشوپرورش کار میکنند و یا تجربهاش رو دارند راحتتر میتونند فضای کتاب رو درک کنند و براشون ملموستر هست.👨🏻🏫👩🏻🏫 این کتاب ارزش یک بار خوندن به خصوص برای عزیزانِ کادرِ مدرسه و هرکس که در این حیطه کار میکنه رو داره.🌱 0 14 زکیه عباسی 1404/5/1 مرداب روح جیمز هالیس 4.0 6 به نام خداوند جان و خرد 🎏✨ کتاب مرداب روح رو در دورهی پرچالشی از زندگیم خوندم که خوندنش هم با وجود حجم کمش، برای من خیلی طول کشید ولی توی این دوره این کتاب برای من آگاهیبخش بود.🤍 این کتاب دربارهی رنجهایی که انسان در زندگی تجربه میکنه مثل افسردگی، سوگ، اضطراب، اعتیاد، تنهایی و... صحبت میکنه و خواننده همواره خودش رو در صفحات این کتاب میبینه، چراکه همه "رنج" رو تجربه میکنند. مرداب روح به خواننده یادآوری میکنه که انسان همواره رنجهایی در زندگی داره و به جای فرار و انکار اونها باید اونها رو بشناسه، باهاشون مواجه بشه و در نهایت بپذیره.❤️🩹🌿 نویسندهی این کتاب "جیمز هالیس" با تکیه بر مکتب یونگ این کتاب رو نوشته، در نتیجه برای طرفداران یونگ و علاقمندان به کتابهای روانشناسی میتونه کتاب لذت بخشی باشه.👌🏻 من از خواندن این کتاب لذت بردم امیدوارم برای شما هم همینطور باشه.🥰 0 1 زکیه عباسی 1403/9/27 بلندی های بادگیر امیلی برونته 3.8 173 به نام خداوند جان و خرد🌸 بلندیهای بادگیر بعد از کلنجارهای زیاد با کتاب به اتمام رسید. از نکات مثبتش شروعمیکنم؛ نکته مثبت این رمان قلم امیلی برونته است که قطعا تحسینبرانگیزه، توصیفات فضا، بیان جزئیات، جوری که برای خواننده تصویرسازی میکنه و احساسات رو انتقال میده همهی اینها از تواناییها و زیباییهای قلمش هست.💕 همینطور اشاره به تبعیضهای طبقاتی و نژادی که منجر به عشقی نافرجام و در آخر انتقام و جنون میشه چیزی بود که جالب توجه بود.👌🏻 اما در کل برخلاف تمجیدهای زیادی که از این رمان میشه خواندنش برای من لذت بخش نبود و تصمیم گرفتم درباره دلایلم صحبت کنم. ۱_در اولین تجربهام از یک رمان گوتیک متوجه شدم که این فضای داستانی برای من جذابیتی نداره، قطعا در زندگی، ما احساسات منفی و اتفاقات ناگوار زیادی رو تجربه میکنیم اما در این داستان اینها بیش از اندازه بهشون پرداخته میشه و به قول خارجیا too much هست؛ مثل حجم زیادی از احساساتی همچون خشم و کینه و همینطور اتفاقات ناگواری مثل مرگ و بیماری که با توجه به تجربهی شخصی نویسنده از ابتدا تا انتهای داستان بود.(حقیقتا بار روانی زیادی رو متحمل شدم😅 هرچند که این هم از توانایی نویسنده هست) ۲_ از طرفی به عنوان خواننده ارتباط گرفتن و درک کردن شخصیتها برام سخت بود، اغراقهایی که در اعمال و تصمیمگیریهاشون بود مثل هیجانی و عجولانه برخورد کردنشون، کینهتوزیها و اقداماتی که از روی کینه انجام میدادن، حتی عشقشون هم ملموس نبود؛ اینها باعث میشد که نتونم با هیچ یک از شخصیتها ارتباط بگیرم. ۳_مورد بعدی تکراری شدن روند داستان و تکرار اتفاقات بود؛ از یک جایی بعد، داستان کاملا برام قابل پیشبینی بود که دوباره همون تصمیمهای عجولانه، اشتباهات، تلاشهای بیثمر نلی برای جلوگیری از این اتفاقات و پشیمونیها تکرار میشه و بعد نوبت کاراکترهای بعدی با همین روند میرسه تا جایی که کاراکتری باقی نمونه و برسن به زمان حال و همین کتاب رو از اواسطش برام خستهکننده کرد. در کل بعد از اینکه به زمان حال خود برگشتند کمی خوندنش برام بهتر شد، شاید به خاطر ضعف هیتکلیف در اواخر داستان و رابطه کاترین و هیرتین بود. در آخر بگم از خوندنش پشیمون نیستم و اینکه این سبک رمان رو تجربه کردم هم باعث شد از اینکه خوندمش راضی باشم.🥰 2 33