یادداشت عینکی.
1404/5/24
کتاب «بارتیمیوس» شاید توی لیست ترندهای اینستاگرامی و "کتابهایی که حتماً باید بخونید چون همه خوندن" نباشه، ولی برای من مثل اون آهنگ غیر معروفیه که اولش فکر میکنی قراره یکبار گوشش کنی، ولی بعدش میفهمی اون آهنگ شده چیزی که غم و غصه هات رو میبره! جادوش یه چیزی بین هری پاتر و کلی داستان جادویی دیگهی خودمون بود، نه اونقدر بچهگانه که حس کنی داری کارتون نگاه میکنی، نه اونقدر پیچیده که مجبور شی با دیکشنری جادویی بخونیش. توصیفهاش دقیقاً به اندازهی نمک توی ماکارونی بود؛ نه کم و نه زیاد بود فقط خوشمزه بود! و وای از اون طنز نویسنده که انگار یه دورهی فشردهی "چطور بخندونیم بدون اینکه مخاطب حس کنه داره جوکهای تلگرامی میخونه" گذرونده بود. هر صفحهاش یه لبخند و هر دیالوگش یه خندهی ریز داشت. حالا برسیم به اون بخش ملیگرایانهی دلگرمکننده؛ اسم ایران، فرش ایرانی و.. که وسط داستان مثل یه تکه زعفرون توی پلو میدرخشید. همین باعث شد کتاب نهتنها توی ذهنم بمونه، بلکه یه گوشهی قلبم رو هم بدون نیاز به پیشپرداخت برای خودش رزرو کنه.
(0/1000)
عینکی.
1404/5/24
1