یادداشت امیرمحمد سالاروند
1402/12/28
پردهی دشنام را که کنار بزنی تصویری تماشایی به انتظار نشسته؛ تصویرِ جوانی که در خشت دید. پرده را کنار بزن. همت نویسنده را باید ستود. در کار گردآوردن منابع هیچ به خودش آسان نگرفته، در آوردن اسناد هم دستش باز بوده و این ارزش کتابش را دوچندان میکند. در تنظیم مطالب هم من «جهل مقدس» را خواندنی یافتهام. یک-دو یادآوری و یک-دو جابهجایی اگر بود دیگر برای من هیچ حفرهای باقی نمیماند. «دشنام» رسمِ این کتابهاست و حالا که فضا هر روز فرقهایتر میشود بسیارند آنها که منشوراتِ «مرکز اسناد انقلاب اسلامی» را نمیبینند؛ هر چه میخواهد باشد، با هر اسم و رسم و موضوعی. آنچه مانع این دیدار است یکی هم دشنام است -چرا باید چیزی بخوانیم که لیچار بار همه میکند و به وضوح غرضورز است؟- و دیگری سانسور -چرا باید چیزی بخوانیم که مشخصاً روایتی گزینشی است؟- و پیش از اینها دولتی بودن، دقیقتر باید گفت: حاکمیتی بودن -هیچ رقمه به آنچه اینها میگویند اعتماد نداریم. اما دشنام: به غایت کودکانه است و بیشتر اسباب خنده تا آشفتگی. و سانسور: چشمِ بینا آنچه باید را لابهلای سطور میخواند. اسناد هم هست و این یعنی عیشِ مدام اگر در کارِ تماشایید. و حاکمیت: سادهدلیم اگر آنچه دارند را به خودشان واگذار کنیم و به این خیال خوش باشیم که چون فرقهی خودمان را داریم و کتابهای خودمان را و فیلمهای خودمان را پیروز شدهایم. او هم این فرقهبازی را دوست دارد، دوست دارد مخالفی نخواندش، دوست دارد مخالفی نبیندش. شما را پیدا میکنم حتی اگر در هفت سوراخ پنهان شده باشید. من در خواندن این کتاب مدام بین نظر و عمل تفاوت گذاشتهام. اینکه گودرزی چه گفت، و فکر اهلِ فرقان چه بود، یک بحث است؛ و اینکه گودرزی چه کرد، و سیاههی اعمال اهلِ فرقان چیست، بحثی دیگر. حواسم بود که این دو را در هم نیامیزم. توانِ تفکیک را از خود نگیرم؛ تحلیل و بینش و ایده را یکجا بگذارم، عمل و گلوله و خون را جایی دیگر. حتماً کسانی هستند که این تفکیک را نمیفهمند. حتماً کسانی هستند که از رابطهی مستقیم نظر و عمل سخن میگویند. من راهِ دیگری رفتهام و از این راهِ دیگر، چیزی دستم را گرفته که سرشارم میکند. چطور میتوان از گزارشی غرضورزانه این چنین لذت برد؟ چطور میتوان اسناد را با ولع ورق زد؟ چطور میتوان با چنین چیزی سرشار شد؟ خانوادهی یکی از اهالی فرقان -همان سال ۵۸-۵۹- معترض شده بود که: فرزند ما در ایدئولوژی نقش داشت و نه در ترور. تفکیک نظر و عمل، همزاد فرقان است. اما آن تصویر تماشایی چیست؟ نمیتوانم با فشردن، مخدوشش کنم. کتاب را هم هنوز کامل نخواندهام. این مرور را برای بخش تحقیقی کتاب نوشتم. اسناد را فعلاً فقط ورق زدهام. اگر خواندمشان شاید باز به اینجا برگردم.
(0/1000)
نظرات
1403/1/20
کتاب شوکران اصلاح، دفاعیات عبدالله نوری در دادگاه ویژه روحانیت هم فکر کنم برایتان جالب باشه. یک نگاهی به آن کتاب هم بندازید.مدارک و اسناد دادگاه هم موجود است در کتاب. دستفروشهای انقلاب دارند کتاب را.
1
4
1403/2/1
من که آخرش نفهمیدم؛ /: یعنی میخواهید رابطه مستقیم نظر و عمل را -لااقل در مورد این فرقه- انکار کنید؟
1
0
1403/2/1
بله، به گمانم میشود نظر را -مستقل از عمل- داوری کرد. نه فقط در اینجا بلکه در جاهای بسیار دیگری هم.
0
1403/2/5
از حیث امکان، بله؛ میشود صرف اندیشه و نظر را داوری کرد اما به هیچ عنوان نمیشود تلازم نظر و عمل را انکار کرد. اگر به آدمی به مقولهای باور و اعتقاد پیدا کند و به یقین برسد، قطعاً این باور یک سری ملازمات عملی در خارج دارد.
0
امیرمحمد سالاروند
1403/1/20
1