بریدههای کتاب Zeinab Zeinab 1404/4/29 چگونه یک نماز خوب بخوانیم؟ علیرضا پناهیان 4.5 105 صفحۀ 127 امام محمد باقر علیهالسلام میفرماید: « پدرم امام سجاد علیهالسلام پرهیز میکرد از اینکه با مادرش در یک ظرف غذا بخورد، و میفرمود: از این میترسم که ناخودآگاه لقمهای را بردارم که همان موقع مادرم میخواسته آن لقمه را بردارد. » 0 1 Zeinab 1404/1/20 شب شکن هیات تحریریه موسسه فرهنگی مطالعاتی شمس الشموس 0.0 صفحۀ 29 «ابراهیم را بسوزانید و خدایانتان را یاری کنید.» این رأی نهایی دادگاهی است که ابراهیم به جرم بت شکنی در آن محاکمه شد. لبخند رضایت بر لبان بسیاری شکوفا میشود و شاید عدهای هم که در دادگاه، احتجاجات ابراهیم را شنیدهاند و حرفهای او شکافی در قلب هایشان ایجاد کرده سرشان را با شرم پایین میاندازند... 0 1 Zeinab 1404/1/9 شب شکن هیات تحریریه موسسه فرهنگی مطالعاتی شمس الشموس 0.0 صفحۀ 19 خروش انسانها به اندازۀ وسعت روحشان است و طوفانهای عظیم در گسترهٔ روحهای عظیم از خود چه اثری باقی میگذارند؟ هیچ ... هیچ ... هیچ ... برای ابراهیم که تندیس اخلاص است چه تفاوت که آزر بر سرش فریاد بکشد و یا تمام شهر او را مسخره کنند. او چه جریان عظیمی است که میتواند یک تنه برخلاف رود شنا کند و لحظهای بیتاب نشود. از بیاعتنایی نمیترسد، از آزارها فرار نمیکند، به باد تحقیرش میگیرند، نمیلرزد. تمسخرش میکنند، نمیشکند. عظمت او را نبین، بلکه عظمت پناهگاهش را بشناس که هر که خود را به او سپرد مستغنی از تمام عالم است، تمام عالم ... 0 1 Zeinab 1403/12/16 مردی که زنش را با کلاه اشتباه می گرفت الیور ساکس 3.8 11 صفحۀ 8 او بیمار را به شکل ماشینی که عیب پیدا کرده باشد نمیدید. نزد او انسانیت بیمار لحظه به لحظه حضور دارد. 0 7 Zeinab 1403/12/12 نظریه و کاربست مشاوره و روان درمانی جرالد کوری 4.2 0 صفحۀ 22 ... انسان و متخصص بالینی جنبههای درهم تنیدهای هستند که در واقع، نمیتوان آنها را جدا کرد. 0 0 Zeinab 1403/12/3 نظریه و کاربست مشاوره و روان درمانی جرالد کوری 4.2 0 صفحۀ 7 اگر درمانگران قبول کنند که درمانجویان آنها به جای بیماریها از شایستگیها برخوردارند، آنها را به صورت کاملا متفاوتی در نظر خواهند گرفت. 0 1 Zeinab 1402/12/7 دید و بازدید جلال آل احمد 3.5 25 صفحۀ 53 راستی چه سعادتمندند این مرده ها... خیلی دلم میخواهد من هم وقتی مردم همین رفتار را با من بکنند. راستی به این صورت دیگر انسان هرگز از مرگ نخواهد ترسید.مرده ای را طواف میدهند؛ با احترام و ابهت تمام، چند بار او را دور حرم میگردانند و خارج میشوند. بوی کافور زیادی که به او زده اند در فضا به جا میماند و مرا در فکر فرو میبرد. گرچه اندوهگینم که چرا دیگر نمیگذارند مردگان را در خود حرم دفن کنند؛ ولی خوب یادم است از یک روضه خوان شنیدم که شصت فرسخ در شصت فرسخ حریم است و نکیر و منکر جرأت دخول در آن را ندارند. آری گرچه یقین دارم وقتی مردم جسدم را، گرچه وصیت هم کرده باشم، نمیتوانند در حرم مطهر دفن کنند؛ ولی اقلاً در قبرستان که میگذارند. راستی دیگر از مرگ نمیترسم. کاش هم الان میمردم و...ولی نه، یادم نبود.هنوز وصیت نکرده ام که مرا کجا دفن کنند و به علاوه چقدر بیفکر بودم که هنوز خلعت برای خودم فراهم نکرده ام. پس بروم اول یک دست خلعت برد یمانی تهیه کنم و آن را طواف هم بدهم و بعد وصیت کنم که مرا کجا دفن کنند و بعد هم بروم بمیرم! 0 10
بریدههای کتاب Zeinab Zeinab 1404/4/29 چگونه یک نماز خوب بخوانیم؟ علیرضا پناهیان 4.5 105 صفحۀ 127 امام محمد باقر علیهالسلام میفرماید: « پدرم امام سجاد علیهالسلام پرهیز میکرد از اینکه با مادرش در یک ظرف غذا بخورد، و میفرمود: از این میترسم که ناخودآگاه لقمهای را بردارم که همان موقع مادرم میخواسته آن لقمه را بردارد. » 0 1 Zeinab 1404/1/20 شب شکن هیات تحریریه موسسه فرهنگی مطالعاتی شمس الشموس 0.0 صفحۀ 29 «ابراهیم را بسوزانید و خدایانتان را یاری کنید.» این رأی نهایی دادگاهی است که ابراهیم به جرم بت شکنی در آن محاکمه شد. لبخند رضایت بر لبان بسیاری شکوفا میشود و شاید عدهای هم که در دادگاه، احتجاجات ابراهیم را شنیدهاند و حرفهای او شکافی در قلب هایشان ایجاد کرده سرشان را با شرم پایین میاندازند... 0 1 Zeinab 1404/1/9 شب شکن هیات تحریریه موسسه فرهنگی مطالعاتی شمس الشموس 0.0 صفحۀ 19 خروش انسانها به اندازۀ وسعت روحشان است و طوفانهای عظیم در گسترهٔ روحهای عظیم از خود چه اثری باقی میگذارند؟ هیچ ... هیچ ... هیچ ... برای ابراهیم که تندیس اخلاص است چه تفاوت که آزر بر سرش فریاد بکشد و یا تمام شهر او را مسخره کنند. او چه جریان عظیمی است که میتواند یک تنه برخلاف رود شنا کند و لحظهای بیتاب نشود. از بیاعتنایی نمیترسد، از آزارها فرار نمیکند، به باد تحقیرش میگیرند، نمیلرزد. تمسخرش میکنند، نمیشکند. عظمت او را نبین، بلکه عظمت پناهگاهش را بشناس که هر که خود را به او سپرد مستغنی از تمام عالم است، تمام عالم ... 0 1 Zeinab 1403/12/16 مردی که زنش را با کلاه اشتباه می گرفت الیور ساکس 3.8 11 صفحۀ 8 او بیمار را به شکل ماشینی که عیب پیدا کرده باشد نمیدید. نزد او انسانیت بیمار لحظه به لحظه حضور دارد. 0 7 Zeinab 1403/12/12 نظریه و کاربست مشاوره و روان درمانی جرالد کوری 4.2 0 صفحۀ 22 ... انسان و متخصص بالینی جنبههای درهم تنیدهای هستند که در واقع، نمیتوان آنها را جدا کرد. 0 0 Zeinab 1403/12/3 نظریه و کاربست مشاوره و روان درمانی جرالد کوری 4.2 0 صفحۀ 7 اگر درمانگران قبول کنند که درمانجویان آنها به جای بیماریها از شایستگیها برخوردارند، آنها را به صورت کاملا متفاوتی در نظر خواهند گرفت. 0 1 Zeinab 1402/12/7 دید و بازدید جلال آل احمد 3.5 25 صفحۀ 53 راستی چه سعادتمندند این مرده ها... خیلی دلم میخواهد من هم وقتی مردم همین رفتار را با من بکنند. راستی به این صورت دیگر انسان هرگز از مرگ نخواهد ترسید.مرده ای را طواف میدهند؛ با احترام و ابهت تمام، چند بار او را دور حرم میگردانند و خارج میشوند. بوی کافور زیادی که به او زده اند در فضا به جا میماند و مرا در فکر فرو میبرد. گرچه اندوهگینم که چرا دیگر نمیگذارند مردگان را در خود حرم دفن کنند؛ ولی خوب یادم است از یک روضه خوان شنیدم که شصت فرسخ در شصت فرسخ حریم است و نکیر و منکر جرأت دخول در آن را ندارند. آری گرچه یقین دارم وقتی مردم جسدم را، گرچه وصیت هم کرده باشم، نمیتوانند در حرم مطهر دفن کنند؛ ولی اقلاً در قبرستان که میگذارند. راستی دیگر از مرگ نمیترسم. کاش هم الان میمردم و...ولی نه، یادم نبود.هنوز وصیت نکرده ام که مرا کجا دفن کنند و به علاوه چقدر بیفکر بودم که هنوز خلعت برای خودم فراهم نکرده ام. پس بروم اول یک دست خلعت برد یمانی تهیه کنم و آن را طواف هم بدهم و بعد وصیت کنم که مرا کجا دفن کنند و بعد هم بروم بمیرم! 0 10