بریدههای کتاب ستاره ساز Elahe.sd 1404/2/4 ستاره ساز ملیسا ده کوستا 4.0 4 صفحۀ 74 مامان لبخندی زد و پیشانی ام را نوازش کرد. «هیچ کس نباید به یه زنجیر بسته باشه، نه قایق ها، نه حیوانات و نه انسان ها.» «ولی انسان ها که هیچ وقت به زنجیر بسته نیستن!» «اتفاقا گاهی چرا، ولی خودشون این رو نمی دونن.» 0 1 نارهوی 1403/5/6 ستاره ساز ملیسا ده کوستا 4.0 4 صفحۀ 55 گفت:《ولی وقتی معلم نباشه،باید یه جایگزین براش بیاد.》 《برای یه مادر هیچ وقت جایگزینی نیست》 0 4 مبینا علینقی 1404/5/11 ستاره ساز ملیسا ده کوستا 4.0 4 صفحۀ 114 امروز یه درس خیلی مهم بهم دادی. فکر میکردم دارم کار درست رو میکنم، ولی تو حق داشتی. همه ما همیشه جای دور دنبال خوشبختی می گردیم. فکر میکنیم میتونیم خوشبختی رو در چشم اندازهای مختلف و دور دست پیدا کنیم، در مسیرهای جدید، در ساختمان های جالب توجه. ولی همیشه این طور نیست، درسته؟ خوشبختی یه وقت هایی همینه که سه تایی روی تپه تو نشسته باشیم. 0 3 فائزه سلطانی 1404/5/23 ستاره ساز ملیسا ده کوستا 4.0 4 صفحۀ 151 مامان میخواست پیش از رفتن یک بار دیگر هم که شده خوشبختی را لمس کند؛ بنابراین آن روز خانواده برای ما این بود. اینکه سه نفری روی تپه بایستیم و دستهای یکدیگر را خیلی محکم بگیریم... 0 10 نارهوی 1403/5/6 ستاره ساز ملیسا ده کوستا 4.0 4 صفحۀ 74 《ولی انسان ها که هیچ وقت به زنجیر بسته نیستن!》 《اتفاقا گاهی چرا،ولی خودشون این رو نمی دونن.》 0 2
بریدههای کتاب ستاره ساز Elahe.sd 1404/2/4 ستاره ساز ملیسا ده کوستا 4.0 4 صفحۀ 74 مامان لبخندی زد و پیشانی ام را نوازش کرد. «هیچ کس نباید به یه زنجیر بسته باشه، نه قایق ها، نه حیوانات و نه انسان ها.» «ولی انسان ها که هیچ وقت به زنجیر بسته نیستن!» «اتفاقا گاهی چرا، ولی خودشون این رو نمی دونن.» 0 1 نارهوی 1403/5/6 ستاره ساز ملیسا ده کوستا 4.0 4 صفحۀ 55 گفت:《ولی وقتی معلم نباشه،باید یه جایگزین براش بیاد.》 《برای یه مادر هیچ وقت جایگزینی نیست》 0 4 مبینا علینقی 1404/5/11 ستاره ساز ملیسا ده کوستا 4.0 4 صفحۀ 114 امروز یه درس خیلی مهم بهم دادی. فکر میکردم دارم کار درست رو میکنم، ولی تو حق داشتی. همه ما همیشه جای دور دنبال خوشبختی می گردیم. فکر میکنیم میتونیم خوشبختی رو در چشم اندازهای مختلف و دور دست پیدا کنیم، در مسیرهای جدید، در ساختمان های جالب توجه. ولی همیشه این طور نیست، درسته؟ خوشبختی یه وقت هایی همینه که سه تایی روی تپه تو نشسته باشیم. 0 3 فائزه سلطانی 1404/5/23 ستاره ساز ملیسا ده کوستا 4.0 4 صفحۀ 151 مامان میخواست پیش از رفتن یک بار دیگر هم که شده خوشبختی را لمس کند؛ بنابراین آن روز خانواده برای ما این بود. اینکه سه نفری روی تپه بایستیم و دستهای یکدیگر را خیلی محکم بگیریم... 0 10 نارهوی 1403/5/6 ستاره ساز ملیسا ده کوستا 4.0 4 صفحۀ 74 《ولی انسان ها که هیچ وقت به زنجیر بسته نیستن!》 《اتفاقا گاهی چرا،ولی خودشون این رو نمی دونن.》 0 2