بریدهای از کتاب اشتیاق اثر جنت وینترسن
1404/5/22
صفحۀ 202
جنت در شانزده سالگی عاشق دختری شد که با موعظات خودِ جنت به کلیسا گرویده بود. مادر جنت پریشانحال علت را از دخترش جویا میشود، جنت با خونسردی جواب داد که تنها دلیلش این است که این کار خوشحالش میکند. مادر با سوالی فلسفی و در عین حال هجوآمیز او را به چالش کشید: "خوشحال چرا، وفتی میشود معمولی بود؟" همین جمله بعدها، در پنجاه و دو سالگیِ نویسنده، عنوان کتاب خاطراتش شد.
جنت در شانزده سالگی عاشق دختری شد که با موعظات خودِ جنت به کلیسا گرویده بود. مادر جنت پریشانحال علت را از دخترش جویا میشود، جنت با خونسردی جواب داد که تنها دلیلش این است که این کار خوشحالش میکند. مادر با سوالی فلسفی و در عین حال هجوآمیز او را به چالش کشید: "خوشحال چرا، وفتی میشود معمولی بود؟" همین جمله بعدها، در پنجاه و دو سالگیِ نویسنده، عنوان کتاب خاطراتش شد.
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.