بریده‌ای از کتاب چشم هایش اثر بزرگ علوی

بریدۀ کتاب

صفحۀ 82

همیشه قوای متضادی مرا از یکسو به سوی دیگر کشانده ومن نتوانسته ام دل و جان فدای یک طرف بکنم و طرف دیگررا از خود برانم.بدبختی من درهمین است .همیشه دودل بوده ام . همیشه با یک پا به طرف سراشیبی و باپای دیگرروبه بلندی رفته ام و درنتیجه وجود من معلق بوده است.

همیشه قوای متضادی مرا از یکسو به سوی دیگر کشانده ومن نتوانسته ام دل و جان فدای یک طرف بکنم و طرف دیگررا از خود برانم.بدبختی من درهمین است .همیشه دودل بوده ام . همیشه با یک پا به طرف سراشیبی و باپای دیگرروبه بلندی رفته ام و درنتیجه وجود من معلق بوده است.

15

1

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.