بریده‌ای از کتاب آنک آن یتیم نظر کرده اثر محمدرضا سرشار

بریدۀ کتاب

صفحۀ 122

چه بسیار مرگها دیده اید شما، ای خورشید، زمین، کوهها، دشتها و آسمان؛ و خود هنوز پابرجایید. چه سان بی احساس، چه مایه سنگدل! آنان که دراز زمانی با شما آنگونه پیوسته و بدان مایه دلبسته شما بودند و احساس خویشی و آشنایی شان بود، اینک نیستند. شمایان اما، بی هیچ تغییر مانده اید و بی اعتنا، هستیِ خویش را پی می‌گیرید. آه که چه ناپایدار مونسانی هستید!

چه بسیار مرگها دیده اید شما، ای خورشید، زمین، کوهها، دشتها و آسمان؛ و خود هنوز پابرجایید. چه سان بی احساس، چه مایه سنگدل! آنان که دراز زمانی با شما آنگونه پیوسته و بدان مایه دلبسته شما بودند و احساس خویشی و آشنایی شان بود، اینک نیستند. شمایان اما، بی هیچ تغییر مانده اید و بی اعتنا، هستیِ خویش را پی می‌گیرید. آه که چه ناپایدار مونسانی هستید!

18

1

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.