بریده‌ای از کتاب شایو اثر اوسامو دازایی

بریدۀ کتاب

صفحۀ 44

وقتی ادای خنگ هارا درمی‌آوردم،شایعه خنگی ام بر سر زبان ها بود.ادای دروغگو هارا که درمیاوردم دروغگو میخواندنم.وقتی مثل پولدارها رفتار کردم انگ پولداری بهم چسپاندن.وقتی بی‌قید و سهل انگار رفتار میکردم جز سهل‌انگاران به حساب میاوردنم.اما وقتی ندانسته از دردی که به راستی داشتم نالیدم،چو انداختند که دارد ادا درمیاورد و ساختگی است.

وقتی ادای خنگ هارا درمی‌آوردم،شایعه خنگی ام بر سر زبان ها بود.ادای دروغگو هارا که درمیاوردم دروغگو میخواندنم.وقتی مثل پولدارها رفتار کردم انگ پولداری بهم چسپاندن.وقتی بی‌قید و سهل انگار رفتار میکردم جز سهل‌انگاران به حساب میاوردنم.اما وقتی ندانسته از دردی که به راستی داشتم نالیدم،چو انداختند که دارد ادا درمیاورد و ساختگی است.

33

6

(0/1000)

نظرات

دُژَم

دُژَم

1403/5/14

دازایِ قشنگم فقط حق میگه😭

1