بریدهای از کتاب شایو اثر اوسامو دازایی
ریحـوندُخـتـےازسـیـارہءدیـگـر🌛
1403/5/4
صفحۀ 44
وقتی ادای خنگ هارا درمیآوردم،شایعه خنگی ام بر سر زبان ها بود.ادای دروغگو هارا که درمیاوردم دروغگو میخواندنم.وقتی مثل پولدارها رفتار کردم انگ پولداری بهم چسپاندن.وقتی بیقید و سهل انگار رفتار میکردم جز سهلانگاران به حساب میاوردنم.اما وقتی ندانسته از دردی که به راستی داشتم نالیدم،چو انداختند که دارد ادا درمیاورد و ساختگی است.
وقتی ادای خنگ هارا درمیآوردم،شایعه خنگی ام بر سر زبان ها بود.ادای دروغگو هارا که درمیاوردم دروغگو میخواندنم.وقتی مثل پولدارها رفتار کردم انگ پولداری بهم چسپاندن.وقتی بیقید و سهل انگار رفتار میکردم جز سهلانگاران به حساب میاوردنم.اما وقتی ندانسته از دردی که به راستی داشتم نالیدم،چو انداختند که دارد ادا درمیاورد و ساختگی است.
(0/1000)
دُژَم
1403/5/14
1