بریدهای از کتاب آتش بدون دود: اتحاد بزرگ اثر نادر ابراهیمی
1404/5/19
صفحۀ 296
او، این صدای بی پروا را خوب می شناخت. این صدا از آن زنی بود که می خواست دِین خود را به تاریخ سرزمین خود بپردازد و سهم خویش را ، از این تاریخ، بطلبد. این ملان بود؛ تفنگ چخماق کشیده در چال شانه جاداده، انگشت برماشه نهاده .
او، این صدای بی پروا را خوب می شناخت. این صدا از آن زنی بود که می خواست دِین خود را به تاریخ سرزمین خود بپردازد و سهم خویش را ، از این تاریخ، بطلبد. این ملان بود؛ تفنگ چخماق کشیده در چال شانه جاداده، انگشت برماشه نهاده .
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.