بریده‌ای از کتاب آتش، بدون دود: گالان و سولماز، درخت مقدس، اتحاد بزرگ (کتابهای اول، دوم و سوم) اثر نادر ابراهیمی

بریدۀ کتاب

صفحۀ 140

و تا آن هنگام که رهبران و پیش‌گامان، مظهر اراده‌ی آگاه توده‌ها نباشند، و تا توده‌ها، سوای شعور تاریخی‌شان، خود به مرحله‌ی تحلیل عینی لحظه به لحظه‌ی حوادث نرسند، فریب خوردن، و به بیراهه کشانده شدن، و تن به تقدیرِ آوارگی و درماندگی سپردن، برای توده‌ها امری‌ست نه‌چندان غریب و بعید. آن‌ها که نمی‌جویند و نمی‌پرسند و نمی‌شناسند، خیل کوران را مانند، دلبسته‌ی بُنِ عصای بینایی؛ و وای اگر آن بینا به راه خویشتن برود نه راهی که کوران را آرزوست؛ و وای اگر آن به‌ظاهر بینا، خود در معنا کوری باشد که بُن عصای بیگانه‌یی را گرفته باشد...

و تا آن هنگام که رهبران و پیش‌گامان، مظهر اراده‌ی آگاه توده‌ها نباشند، و تا توده‌ها، سوای شعور تاریخی‌شان، خود به مرحله‌ی تحلیل عینی لحظه به لحظه‌ی حوادث نرسند، فریب خوردن، و به بیراهه کشانده شدن، و تن به تقدیرِ آوارگی و درماندگی سپردن، برای توده‌ها امری‌ست نه‌چندان غریب و بعید. آن‌ها که نمی‌جویند و نمی‌پرسند و نمی‌شناسند، خیل کوران را مانند، دلبسته‌ی بُنِ عصای بینایی؛ و وای اگر آن بینا به راه خویشتن برود نه راهی که کوران را آرزوست؛ و وای اگر آن به‌ظاهر بینا، خود در معنا کوری باشد که بُن عصای بیگانه‌یی را گرفته باشد...

22

4

(0/1000)

نظرات

این بریده خیلی قابل تأمله.. پیشنهاد میکنم برای درک بهتر حداقل دوبار بخونیدش. 

0