بریدهای از کتاب خانه کتاب بازها اثر معصومه امیرزاده
1403/11/8
صفحۀ 191
راز طلایی من من هیچگاه اجازه ندادم پسرها متوجه شوند پیگیر کتابخوانی آنها هستم. کتابخوانی برایشان کاری قاچاقی است و گاهی میگویند: «همۀ مامانا دلشون میخواد بچههاشون کتاب بخونن، بعد مامان ما بابتش ما رو دعوا میکنه.» بله! شبها سر صفحهای بیشتر خواندن با من چانه میزنند و من همچنان که تشنهاند، چراغ را خاموش میکنم؛ زیرا انسان بر آنچه از آن منع میشود، حریص است.
راز طلایی من من هیچگاه اجازه ندادم پسرها متوجه شوند پیگیر کتابخوانی آنها هستم. کتابخوانی برایشان کاری قاچاقی است و گاهی میگویند: «همۀ مامانا دلشون میخواد بچههاشون کتاب بخونن، بعد مامان ما بابتش ما رو دعوا میکنه.» بله! شبها سر صفحهای بیشتر خواندن با من چانه میزنند و من همچنان که تشنهاند، چراغ را خاموش میکنم؛ زیرا انسان بر آنچه از آن منع میشود، حریص است.
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.