بریدهای از کتاب اتاق شماره 6 اثر آنتون چخوف
1404/5/20
صفحۀ 77
((لعنت به این زندگی! از همه تلخ تر و ناراحت کننده تر این است که در آخرِ این زندگی به خاطر رنج ها هیچ پاداشی نصیب آدم نمیشود، برخلاف اپرا هیچ خبری از صحنه های باشکوه پایانی نیست، بلکه فقط مرگ است. چند تا مرد گردن کلفت می آیند و مرده را از دست و پایش میگیرند و به زیرزمین میکشند. وایییی! خوب، مهم نیست... در عوض در آن دنیا نوبت ما میشود... از آن دنیا مثل یک سایه اینجا ظاهر میشوم و این کثافت ها را میترسانم. کاری میکنم که موهایشان سفید شود.))
((لعنت به این زندگی! از همه تلخ تر و ناراحت کننده تر این است که در آخرِ این زندگی به خاطر رنج ها هیچ پاداشی نصیب آدم نمیشود، برخلاف اپرا هیچ خبری از صحنه های باشکوه پایانی نیست، بلکه فقط مرگ است. چند تا مرد گردن کلفت می آیند و مرده را از دست و پایش میگیرند و به زیرزمین میکشند. وایییی! خوب، مهم نیست... در عوض در آن دنیا نوبت ما میشود... از آن دنیا مثل یک سایه اینجا ظاهر میشوم و این کثافت ها را میترسانم. کاری میکنم که موهایشان سفید شود.))
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.