بریدهای از کتاب عروس تصویری اثر لی گئوم یی
1404/5/22
صفحۀ 303
کسی از من نپرسیده بود که آیا مایل هستم او مرا به دنیا بیاورد،با اینکه ممکن است مرا ترک کند؛ کسی نگفته بود که چه کسی قرار است مرا بزرگ کند. این زندگی من بود، اما آنها برایش تصمیم گرفته بودند و آن تبدیل به رازی کردند که بعدها به قلبم خنجر زد. آنها تمام این کارها را کردند، پس چرا من نمیتوانستم کاری را که میخواهم انجام دهم؟ خشمم بیشتر و بیشتر میشد، اما کسی نبود که سرش فریاد بزنم و یا متهمش کنم.
کسی از من نپرسیده بود که آیا مایل هستم او مرا به دنیا بیاورد،با اینکه ممکن است مرا ترک کند؛ کسی نگفته بود که چه کسی قرار است مرا بزرگ کند. این زندگی من بود، اما آنها برایش تصمیم گرفته بودند و آن تبدیل به رازی کردند که بعدها به قلبم خنجر زد. آنها تمام این کارها را کردند، پس چرا من نمیتوانستم کاری را که میخواهم انجام دهم؟ خشمم بیشتر و بیشتر میشد، اما کسی نبود که سرش فریاد بزنم و یا متهمش کنم.
Satoru
1404/5/22
1