بریده‌ای از کتاب عارفانه اثر گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

بریدۀ کتاب

صفحۀ 9

دست این شهید به نشانه ادب روی سینه‌اش قرار داشت! یکی از همرزمانش می‌گفت: در لحظه شهادت ترکشی به پهلویش اصابت کرد.وقتی به زمین افتاد از ما خواست که او را بلند کنیم. وقتی روی پایش ایستاد رو به سمت کربلا دستش را به سینه نهاد و آخرین کلام را جاری کرد:((اسلام علیک یا اباعبدالله)) بعد به همان حالت به دیدار ارباب بی‌کفن خود رفت. برای همین دستش هنوز(لحظه خاکسپاری)به نشانه‌ی ادب بر سینه‌اش قرار دارد!.

دست این شهید به نشانه ادب روی سینه‌اش قرار داشت! یکی از همرزمانش می‌گفت: در لحظه شهادت ترکشی به پهلویش اصابت کرد.وقتی به زمین افتاد از ما خواست که او را بلند کنیم. وقتی روی پایش ایستاد رو به سمت کربلا دستش را به سینه نهاد و آخرین کلام را جاری کرد:((اسلام علیک یا اباعبدالله)) بعد به همان حالت به دیدار ارباب بی‌کفن خود رفت. برای همین دستش هنوز(لحظه خاکسپاری)به نشانه‌ی ادب بر سینه‌اش قرار دارد!.

27

2

(0/1000)

نظرات

خوش‌به سعادتت شهید؛ چه مرگی بهتر از اینکه به امام‌ات سلام بدهی و بعد شربت شهادت را بنوشی.
حتماً که امام در لحظه شهادت، روبرویت حاضر شده؛ شما برای عرض ادب دست به سینه گذاشتی و با آن حالت و سختی ایستادی. عجب شهادتی که امام به دیدارت بیاید و باهم بروید.

0