بریده‌ای از کتاب حقیقت عاشورا: از عاشورای حسین (ع) تا تحریفات عاشورا اثر محمد اسفندیاری

بریدۀ کتاب

صفحۀ 278

امام حسین علیهم السلام در کربلا برای جلوگیری از جنگ چند پیشنهاد ارائه داد. این پیشنهادها چندان کارآمد بود که حر را به آنجا رساند که باید با آن حضرت مصالحه کرد. پس خطاب به سپاه عمر بن سعد گفت چرا یکی از پیشنهادها را نمی‌پذیرید تا از جنگ مصون بمانید؟ اما سپاهیان گفتند که فرمانده ما عمر بن سعد است و این سخن را به او بگو؛ یعنی ما ماموریم و معذور. همچنین حر به عمر بن سعد گفت چرا می‌خواهی با حسین جنگ کنی یکی از پیشنهادهایش را نمی‌پذیری؟ عمر بن سعد گفت اگر کار با من بود، رضایت می‌دادم، ولی ابن زیاد فرمانده است و او نپذیرفت؛ یعنی من مامورم و معذور.

امام حسین علیهم السلام در کربلا برای جلوگیری از جنگ چند پیشنهاد ارائه داد. این پیشنهادها چندان کارآمد بود که حر را به آنجا رساند که باید با آن حضرت مصالحه کرد. پس خطاب به سپاه عمر بن سعد گفت چرا یکی از پیشنهادها را نمی‌پذیرید تا از جنگ مصون بمانید؟ اما سپاهیان گفتند که فرمانده ما عمر بن سعد است و این سخن را به او بگو؛ یعنی ما ماموریم و معذور. همچنین حر به عمر بن سعد گفت چرا می‌خواهی با حسین جنگ کنی یکی از پیشنهادهایش را نمی‌پذیری؟ عمر بن سعد گفت اگر کار با من بود، رضایت می‌دادم، ولی ابن زیاد فرمانده است و او نپذیرفت؛ یعنی من مامورم و معذور.

2

0

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.