بریدهای از کتاب جنگاوران جوان؛ آزادی ایراک اثر جان آنتونی فلناگن
13 ساعت پیش
صفحۀ 439
بعد دو دوست تکیه دادند به نرده ها و به خورشید نگاه کردند که از پشت درخت ها بیرون می آمد. ویل گفت:《بهترین وقت روز.》 هوراس موافق بود:《درسته.صبحانه چی بخوریم؟》
بعد دو دوست تکیه دادند به نرده ها و به خورشید نگاه کردند که از پشت درخت ها بیرون می آمد. ویل گفت:《بهترین وقت روز.》 هوراس موافق بود:《درسته.صبحانه چی بخوریم؟》
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.