بریدهای از کتاب دختری با هزاران زخم اثر کیتلین گلاسکو
4 روز پیش
صفحۀ 218
همانطور که رایلی در انتهای کوچه ناپدید می شد دیدم که چطور تاب می خورد. آن پیچ و تاب ها ،همان چیزی هستند که وقتی آدم از درون خالی می شود و دیگر برایش مهم نیست آنچه از بین رفته را دوباره سر جایش بگذارد.
همانطور که رایلی در انتهای کوچه ناپدید می شد دیدم که چطور تاب می خورد. آن پیچ و تاب ها ،همان چیزی هستند که وقتی آدم از درون خالی می شود و دیگر برایش مهم نیست آنچه از بین رفته را دوباره سر جایش بگذارد.
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.