بریده‌ای از کتاب شرق بنفشه اثر شهریار مندنی پور

بریدۀ کتاب

صفحۀ 12

به بهانه‌ی زادروز شهریار مندنی‌پور: دیروز که آمدی از کنار قبر حافظ رد شدی، سایه‌ات افتاد روی پله‌های صفه‌ی قبر. وقتی دور شدی، زانو زدم دست کشیدم به جای سایه‌ات. نترس، کسی شک نمی‌کند. سر قبر حافظ زانو زیاد می‌زنند. هر که دیده باشد خیال می‌کند تربت جمع کرده‌ام.

به بهانه‌ی زادروز شهریار مندنی‌پور: دیروز که آمدی از کنار قبر حافظ رد شدی، سایه‌ات افتاد روی پله‌های صفه‌ی قبر. وقتی دور شدی، زانو زدم دست کشیدم به جای سایه‌ات. نترس، کسی شک نمی‌کند. سر قبر حافظ زانو زیاد می‌زنند. هر که دیده باشد خیال می‌کند تربت جمع کرده‌ام.

491

27

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.