بریدهای از کتاب ارباب حلقهها؛ دو برج اثر جی. آر. آر. تالکین
1403/9/14
صفحۀ 206
اسب و سوار اکنون کجاست؟ کجاست شاخی که در آن میدمند. کجاست کلاهخود و زره، و گیسوان درخشانی که باد در آن میپیچید؟ کجاست دستی که بر تارهای چنگ مینوازد، و کجاست پرتو آن آتش سرخ؟ بهار کجاست و محصول و غلهای که میروید بلند؟ گذشتهاند همچون بارانی که بر کوهها ببارد و بادی که بر پشتهها بوزد؛ و روزها در پس تپههای مغرب، در سایهها فرو شدهاند. کیست که دود چوب خشک سوخته را گرد آورد، یا بازگشت سالهای گذشته را از دریا نظاره کند؟
اسب و سوار اکنون کجاست؟ کجاست شاخی که در آن میدمند. کجاست کلاهخود و زره، و گیسوان درخشانی که باد در آن میپیچید؟ کجاست دستی که بر تارهای چنگ مینوازد، و کجاست پرتو آن آتش سرخ؟ بهار کجاست و محصول و غلهای که میروید بلند؟ گذشتهاند همچون بارانی که بر کوهها ببارد و بادی که بر پشتهها بوزد؛ و روزها در پس تپههای مغرب، در سایهها فرو شدهاند. کیست که دود چوب خشک سوخته را گرد آورد، یا بازگشت سالهای گذشته را از دریا نظاره کند؟
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.