یادداشت ملیکا خوشنژاد
1401/12/23
این کتاب در واقع سخنرانیهای آیزایا برلین دربارهی جریان رمانتیسیسم و خاستگاهشه. مخصوصاً برای کسی مثل من که شیفتهی هنر رمانتیک و فلسفهی آلمان قرن هجدهم و نوزدهمه خیلی جذاب بود. آیزایا برلین اول سعی میکنه تا تعریفی برای جریان رمانتیسیم پیدا کنه که خب مشخصاً اصلاً کار سادهای نیست با توجه به گستردگی معنایی این جریان. بعدش سعی میکنه دلایل به وجود اومدنش رو در خاستگاه اصلیاش که به نظرش آلمانه بررسی کنه. به نظر برلین رمانتیسیم منتقد پروپاقرصِ روشنگری و این باوره که جهان داره پیشرفت میکنه و فهم انسان ازش روز به روز بیشتر میشه و پاسخی برای تمام پرسشهای بشر وجود داره. علاوهبراین، چون در اون زمان اوضاع اجتماعی و سیاسی آلمان بهویژه بعد از جنگهای سیساله خیلی خوب نبوده و از مذهب هم ناامید بودن و به صورت خاص از فرانسه و روشنفکران فرانسوی متنفر بودن، روی به سوی نوعی درونگرایی اورده بودن که بعدتر در آثار رمانتیکها عمق بیشتری پیدا میکنه. به نظر برلین پدران اصلی رمانتیسیسم هامان و کانت و هردر هستند. هردر به شخصه برای من بینهایت جذابه و خیلی دوست دارم بیشتر دربارهش بخونم. خیلی جالبه که برخلاف باور عمومی روسو رو حساب نمیکنه و حتی معتقده که باورهای روسو در واقع همراستا با اصول روشنگری بودن که بر اساس اونا پاسخی برای مشکلات بشر وجود داره و اونم بازگشت به دوران پیش از تمدنه. و باز جالبتر اینکه کانت که در واقع از مدافعان پروپاقرص روشنگری بوده با فلسفهی اخلاقش و تأکیدی که بر آزادی اراده و خودآیینی میکنه روی افرادی مثل فیشته تأثیرگذار میشه و خب فیشته و شلینگ و شلایرماخر و شوپنهاور و برادران شلگل هم تحت تأثیر این مفهوم رمانتیسیسم رو پروبال میدن. رمانتیسیسم به صورت کلی با تأکیدی که بر آزادی و آفرینش ارزشها داره، باور به هر نوع ارزش مطلقی رو رد میکنه و به هیچوجه این دیدگاه رو درست نمیدونه که جهان متناهی است و انسان میتونه به دانشی کامل از اون دست پیدا کنه. برای یک رمانتیک جهان همیشه نامتناهی و رازآلوده و همواره بخشی از آن بر ما پوشیده باقی میمونه اما ما در تلاش برای رسیدن بهش هستیم. نه اینکه ممکن باشه روزی بهش برسیم، مهم خودِ تلاشه. در نهایت برلین به تأثیرات پایدار رمانتیسیم روی باورهای مدرن و جریان اگزیستانسیالیسم و حتی فاشیسم اشاره میکنه.
(0/1000)
محمدحسین معصومی
1403/6/24
0