یادداشت Sheida Hanafi
3 روز پیش
این یادداشت با غرض ورزی عمدی نوشته شده چون نتونستم هیچ ارتباطی با کتاب بگیرم ! هرگز در خواندن داستان های دریا خوب نبودم و شاهکاری مثل موبی دیک رو هم هرگز درک نکردم ! پس طبیعیه که ممکنه نقد و نظر من به ذائقه همه خوش نیاد ! کتاب رو تا صفحه ۱۵۰ بیشتر نخوندم و عملا ارتباط گرفتن با شخصیت ها و داستان برام منتفی شد . با این حال به کمک چت جی بی تی به پایان ماجرا پی بردم ! و چکیده یافته هام درباره کتاب رو براتون یادداشت میکنم امیدوارم مفید باشه 🤌 📖 داستان کلی ماجرا توی اواخر قرن نوزدهم اتفاق میافته. یه کشتی شکار نهنگ به اسم ولنتاین راهی آبهای قطب شمال میشه. بیشتر خدمه آدمهای خشن، خلافکار و مستاصل هستن. 🔑 شخصیتهای اصلی پاتریک سامنر: دکتر سابق ارتش، آدمی با گذشتهی خراب و پر از گناه، ولی هنوز یه ذره وجدان توش مونده. هنری درَکس: شکارچی خشن و بیرحم کشتی، تجسم خشونت و شر. 🧊 ماجرا چی میشه؟ کشتی به سمت شمال حرکت میکنه. کمکم میفهمیم که ناخدا و صاحبان کشتی نقشهی کثیفی دارن: در اصل دنبال شکار نهنگ نیستن، بلکه میخوان کشتی رو به عمد غرق کنن تا بیمهاش رو بخورن. سامنر توی کشتی با جنایتهای مختلفی روبهرو میشه، از جمله قتل و تجاوز (خیلی خشن روایت میشه). تضاد اصلی بین سامنر (که گذشتهی آلودهای داره ولی انگار دنبال یه جور رستگاریه) و درَکس (که تجسم شر مطلقه) شکل میگیره. وقتی کشتی گیر میکنه و خراب میشه، آدمها توی یخ و سرمای قطب شمال گیر میافتن و داستان به نبرد برای بقا و رویارویی سامنر و درکس میرسه. 👀 خلاصه: کتاب بیشتر از اینکه خط داستانی پرهیجان داشته باشه، دنبال نشون دادن خشونت و تاریکی ذات انسانه. خیلی از نقدها هم میگن انگار ترکیبی از موبیدیک و هرت آو دارکنس ولی با زبانی خشنتره.
(0/1000)
Sheida Hanafi
3 روز پیش
1