یادداشت ملیکا🌱

        بسم‌الله.

"خدایا، مرا به ابتذال  آرامش و خوش‌بختی مکشان، اضطراب‌های بزرگ، غم‌های ارجمند و حیرت‌های عظیم‌ را به روحم عطا کن. لذت‌ها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عزیز بر جانم ریز..."

نیایشِ شریعتی، متشکل از چهار دفتر است.
دفتر اول: ترجمه کتاب نیایش از الکسیس کارل (زیست‌شناس فرانسوی برنده جایزه نوبل) است. این کتاب بدین جهت توجه شریعتی را جلب کرده که سخنان یک روحانی و فرد دینی و مذهبی نیست بلکه کارل یک متخصص در علوم دقیقه است و حال این‌گونه درباره نیایش که امری مربوط به ماوراء است سخن می‌گوید. متن کارل تقریبا به پژوهشی علمی شباهت دارد اما در میان گفته‌های او نکات جالبی را می‌توان دریافت کرد: "کُمیت اندیشه و بیان، آن‌جا که پای نیایش فرا می‌رسد درمی‌ماند زیرا نیایش بلندترین قله تعبیر را در پرواز عشق از میان شبِ ظلمانی عقل پیدا می‌کند..." وی هم‌چنین در مورد چگونگی، زمان، مکان و اثرات نیایش سخنانی دارد.

دفتر دوم: سخن‌رانی مکتب سجاد، آگاهی، عشق، نیاز و جهاد در سال ۱۳۴۹. دکتر شریعتی را می‌توان فردی دانست که نگاهی حداکثری دارد. ما در دعا می‌توانیم تنها به خواستن آب و نان و درخواست‌های خرد قناعت کنیم و شاید هم به آن‌ها برسیم و زندگی‌ای ساده داشته باشیم و درنهایت هم به بهشتی بریم. اما این نگاه، حداقلی است. دکتر شریعتی دعا را مانند مسکّنی برای فرار از درد و رنج و سرپوش گذاشتن بر بی‌مسئولیتی‌ها و ضعف‌ها و پستی‌های ما نمی‌داند. دعا درواقع نشان‌دهنده حقیقت درون ماست زیرا ما در دعا و نیایش بیان‌گر دغدغه‌ها و خواسته‌ها و نیازهایمان هستیم و "انسان به‌میزان برخورداری‌هایی که در زندگی دارد انسان نیست، بلکه درست به‌اندازه نیازهایی که در خویش احساس می‌کند انسان است... یعنی هرکسی به‌میزانی انسان‌تر است که نیازهای کامل‌تر، متعالی‌تر و متکامل‌تر دارد...ارزشِ علی... در احساس کردنِ نیازهای بلندتر و متعالی‌تر اوست نسبت به دیگران." فلذا ما می‌توانیم از دعاهایی که می‌کنیم به درونمان راه یابیم که من واقعا دغدغه‌ام چیست؟ فکر و ذکر و همّ و غمّ مرا چه چیزی مشغول کرده؟
سپس شریعتی، عشقِ موجود در اولیا خدا که باعث غش و بی‌هوشی و بی‌خودی آنان می‌شد را ناشی از یک "جدایی" می‌داند، نه تنهایی. "تنهایی با جدایی چه فرق دارد؟ تنهایی یعنی بی‌کسی، جدایی یعنی بی‌اویی، بی‌او ماندن...یعنی انسان یک جزئی است جداافتاده، منفرد و اگر به‌خود واگذار بشود به‌عنوان یک جزء مرده و راکد، به اشیاء طبیعت می‌ماند، می‌ترسد، تلاش دارد که خودش را وصل کند به یک روح بزرگ، به کانون حیات بزرگ کائنات" این تعبیر لطیف شریعتی را بسیار دوست داشتم و حقیقتا که انسان تنها نیست، فقط از "او" جدا افتاده و برای همین است که هر وصالی او را آرام نمی‌کند چرا که [دل‌ها فقط به یاد خدا آرام می‌گیرد.]
شریعتی پس از مطالعه دعاهای اسلامی اصولی را برای آنان برمی‌شمارد: فصاحت و بلاغت_ موسیقی کلام_ عنصر فکری و آموزش خداشناسی و انسان‌شناسی و..._ عنصر سیاسی و اجتماعی که منحصرا در دعای شیعه است. حال او امام سجاد را به‌عنوان زیباترین روح پرستنده مثال می‌زند که در دوران شدید اختناق و زمانی که کاری از دستش برنمی‌آید، سلاح او دعاست و در قالب دعا همه حرف‌هایش را می‌زند.

دفتر سوم: متن نیایش. این دفتر دربردارنده دو متن عاشقانه و عارفانه از شریعتی و راز و نیازهای اوست که در ابتدای یادداشتم فرازی از آن‌را نوشتم. شرح سوختگی و دل دردآلود او در این مقال نمی‌گنجد و شما را به خواندن این متن زیبا که شباهت زیادی به مناجات‌های دکتر چمران هم دارد، دعوت می‌کنم.

دفتر چهارم: زیباترین روح پرستنده، سخن‌رانی سال ۱۳۵۱. شریعتی با مطالعه به‌خصوص دعاهای امام سجاد برای دعای شیعه چهار بُعد مشخص می‌کند: نیاز، عشق، آگاهی و مبارزه.
دعاهای شیعه در بخشی بیان نیازها و خواست‌های ما به درگاه باری تعالی هستند، بخشی تجلی عشق و احساس ما به خدا، بخشی آموزش فکری و علمی و ایجاد خودآگاهی فلسفی برای خود نیایش‌گر است که اگر در متن دعاها تامل کنیم، بخش‌های زیادی را می‌بینیم که به بحث‌های خداشناسی و فلسفی و طبیعت و حقوق انسانی و... پرداخته و اصلا خواستی مطرح نشده. بخشی از دعای شیعه هم وسیله جهاد و ارائه افکار و مصیبت‌هاست.
شریعتی انسان را گرفتار چهار زندان می‌داند: طبیعت، تاریخ، جامعه و خویشتن. ما با علوم طبیعی تا حدودی از سه زندان اول می‌توانیم رها شویم اما بزرگ‌ترین زندان همان زندان خویشتن است که واضحا بشر امروز در رهایی از آن بسیار ناموفق بوده. ما فقط و فقط با عشق و ایثار می‌توانیم از چهارمین زندان خلاص شویم، عشقی که بتواند آدمی را تا قله بلند اخلاص برساند، عشقی که انسانی را نفی کند تا به ثبات برسد.
چیزی که از دعا در ذهن ما تداعی می‌شود آدم‌هایی هستند که یا دعا می‌کنند و عمل نمی‌کنند، یا عمل می‌کنند و دعا نمی‌کنند! و ما می‌گوییم پس چرا این‌گونه است؟! اما دعا در چهره مردان مردی مثل علی زیباست که تنام امکانات را فراهم آورده و مسئولیت‌ها را انجام داده آن‌گاه در شبان‌گاهان فریاد و ناله به درگاه خدای خود سر می‌دهد...

یادداشتم را با سخنی از دکتر به پایان می‌رسانم: "دوستان! در فصل بدی هستیم و من تمام امیدم و همه ایمانم به شما جوان‌های آزاداندیش و آگاه است. به‌هرحال آن‌هایی که به‌جایی رسیده‌اند: علم دارند، حیثیت اجتماعی دارند، پول دارند و پست دارند مسئولیت‌شان بيشتر از حفظ آن‌چه دارند! نیست، اما شماها که هنوز "نعمت محرومیت" را دارید، شاید بتوانید برای نجات تمام آن‌چه از دست می‌رود و آن‌چه که فراموش می‌شود کاری بکنید..."
      
100

15

(0/1000)

نظرات

احسنت به شما با این يادداشت که بادقت و پروپیمان نوشته شده. خداقوت 👏👏👏👏👏👏📗🍏🌿💚🖊
2

1

خیلی متشکرم از توجه شما. انشاءالله که مفید واقع بشه.🌱🌱🌱 

1

زنده باشید. به امید خدا 🍏📗💚🌿
@Melika_sm 

0

یادداشت جامع و خوبی بود. تا حد زیادی به سوالاتم در مورد رویکرد کتاب پاسخ دادین.
خدا قوت 
1

1

الحمدلله 🤲🏻🌱 

1

عالی! دم شما گرم.
1

1

ملیکا🌱

ملیکا🌱

7 روز پیش

قرباند.🩵 

1