یادداشت زهرا غلامى

زهرا غلامى

زهرا غلامى

23 ساعت پیش

        اوایل تعداد زیاد شخصیت‌های ایچ‌‌دار کمی گیج کننده بود. داستان که جلو رفت فهمیدم فقط باید ایچ‌های مهم را به ذهن بسپارم. شروع داستان نسبتا جذاب بود. داستان حول رستاخیز درونی دیمیتری بعد از یک واقعه اتفاق می‌افتد و عذاب وجدانی که او را وادار به تغییر شرایط موجود می‌کند. هر چه کار جلو می‌رود داستان گره بیشتری می‌خورد و دیمیتری بیشتر متوجه وخامت شرایط و اوضاع و احوال اطرافش می‌شود. 
از نیمه‌ی کتاب به بعد کشش داستان کمتر شد، چون نویسنده بیشتر دوست دارد توی معنا بماند و فقط حرف بزند. در واقع تفکرات نویسنده خیلی رو قرار گرفته و این برای خواننده دست‌انداز ایجاد می‌کند. این مدل نوشتن شاید برای زمانه‌ی خودش کاربرد بیشتری داشته، تا حالا که باید هر حرفی را لای زرورقی از کلمات پیچید تا ذهن مخاطب را درگیر کند.
جزئیات شخصیت‌ها در این داستان واقعا عالی بود و خیلی خوب تصویری از طبقه مرفه و فقیر جامعه تزاری را نشان داده بود. بیشتر گفتنی‌های کتاب نصیحت‌طور بود که حاصل تفکرات نویسنده در عمر هشتاد و دوساله‌‌اش است. کتاب را صوتی از طاقچه شنیدم با ترجمه پرویز شهدی و صدای حامد فعال.
      
15

3

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.