یادداشت Hani
1404/5/22
التماستان میکنم، بعد از آنکه اعترافاتِ مرا شنیدید، همه چیز را به همسرم بگویید، زیرا او نیز حق دارد بداند. بزرگترین تبهکاران نیز با نزدیک شدنِ مرگ، انسانهای خوبی میشوند. فکر میکنم اگر بمیرم و به آن جنایتِ دیگر اعتراف نکنم... ۶ تا داستان کوتاه با تم جنایی/معمایی ژاپنی با فضایی تاریک. ایده بعضی داستانها خلاقانه ست (داستان صندلی انسانی) ما در اکثر داستانها با انحرافات ذهنی و چندگانگی شخصیتها مواجه میشیم. راوی با ذهن بیماری که داره از نیروی شر و نیمه تاریک و بیمار انسانها استفاده میکنه. نویسنده علاقهای به کشف قتل و علتش نداره و به همین علت ما با ذهن جنایتکار جلو میریم و خیلی وقتها شاهد عذاب وجدان نداشتن کارکترها هستیم. چیزی که بیشتر از هر چیزی در کل داستانها حس میشه : احساس ترس و وجود داشتن انسانهایی با ذهنیتهای بیمارگونهست. ▪️بدترین داستان کتاب داستان اوله و اگر خوشتون نیومد طبیعیه ولی ادامه بدید داستان دوم هیجانانگیزتره. ▫️حجم کتاب و هر داستان کمه اگر دوست دارید تجربه لذت بخشتری براتون بشه هر شب ۱ یا ۲ داستان رو بخونید. ▪️با این دید که کتاب از ادبیات ژاپنه پس شبیه آثار موراکامی خواهد بود وارد داستان نشید چون قطعا اینطور نیست و کاملا متفاوته. . امتیاز من: ۴از۵
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.